کتاب «اینجا همه آدم‌ها این‌جوری‌اند»، مجموعه داستان‌های کوتاه برگزیده جایزه «اُ. هنری» با ترجمه لیلا آقالو منتشر شد.

«اینجا همه آدم‌ها این‌جوری‌اند مجموعه داستان‌های کوتاه برگزیده جایزه اُ. هنری

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب تازه‌ترین اثر منتشرشده از مجموعه داستان‌های کوتاه برگزیده جایزه «اُ. هنری» است. این داستان‌ها از میان بیش از سه هزار داستان کوتاه ارسال شده برای بیش از ۲۴۰ مجله در سراسر کانادا و آمریکا در سال ۱۹۹۷ انتخاب شده است که سرویراستار این کتاب دست به انتخاب از میان آن‌ها زده است.

داستان‌های این کتاب در واقع انتخابی است از داستان‌هایی که هر ساله شانس خوانش و برگزیده شدن در جایزه ادبی «اٌ. هنری» را دارا هستند و جدای از فرآیند داوری هر ساله توسط سرویراستاری انتخاب و در کتابی منتشر می‌شود.

در این مجموعه داستان‌های کوتاهی از جورج ساندرز، لوری مور، سوکتا متا، رجینالد مک‌نایت، استیون میلاوسر، تام جونز، مارولین کوک، دان سانسالا و.... منتشر شده است.

لاری دارک [larry dark] سرویراستار این کتاب در مقدمه‌ای که بر این مجموعه درج کرده است، درباره داستان‌های آن و نیز انتخاب آن‌ها به توجه ویژه‌اش به مقوله‌های عشق، طنز و مذهب اشاره کرده است و می‌نویسد: تنوع شگفت‌انگیز داستان‌هایی که خواندم، کار انتخاب برترین‌ها را برایم دشوار می‌کرد و البته آن‌که بخواهم آن‌ها را از یک ژانر انتخاب کنم هم کار مشکلی بود، در نتیجه داستان‌هایی را انتخاب کردم که از نظر ساختار نوشتاری، گیرایی و القای سرگرمی به خواننده جزء برترین‌ها باشند. داستان‌های این مجموعه به این ترتیب آثاری هستند که نه تنها برایم جنبه سرگرمی داشتند، بلکه برانگیختگی درونی و حس چالش‌برانگیزی در من ایجاد کردند. این داستان‌ها مقوله‌هایی چون زندگی، مرگ، عشق، طنز، مهربانی، خون، لجن، جنگ، خدا، ترس و جاودانگی را به زیبایی بیان می‌کنند.

این کتاب با سرپرستی علی فامیان در ۲۶۰ صفحه و با قیمت ۵۳هزار تومان توسط نشر نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...