کتاب «عروسکم گم شده» نوشته‌ بهناز ضرابی‌زاده توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر و راهی بازار نشر شد.

عروسکم گم شده بهناز ضرابی‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «عروسکم گم شده» نوشته‌ بهناز ضرابی‌زاده به‌تازگی توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

داستان این‌کتاب، قصه‌ دختر بچه‌ای است که هنگام بازی در پارک، یک‌لنگه جوراب سفید عروسکی را پیدا می‌کند و در ذهن خود برای آن داستان می‌سازد. این‌داستان با تصویرگری فروغ یعقوبی همراه شده است.

مخاطبان اصلی این‌کتاب گروه سنی نوخوان (+۷) هستند.

در بخش ابتدایی این‌کتاب آمده است:

من و مادرم تابستان‌ها به پارک می‌رویم. یک روز توی پارک چشمم افتاد به لنگه جوراب سفید عروسکی که روی چمن‌ها افتاده بود. فکر کردم حتماً دختربچه‌ای دیشب با پدر و مادرش به پارک آمده و عروسکش موقع آب‌بازی خودش را خیس کرده و دختر بچه مجبور شده لباس‌های آن را عوض کند؛ اما در تاریکی شب، یک لنگه جوراب آن را جا گذاشته است. بعد هم تندتند فکرهای دیگری به ذهنم رسید و حتی به‌جای یک لنگه جوراب فکر کردم عروسک روی چمن‌ها جامانده و همان وقت با آن عروسک جامانده یک داستان ساختم.

این‌کتاب با ۳۲ صفحه مصور رنگی و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...