مجموعه شش جلدی «آموزش فرهنگ و حقوق شهروندی» نوشته طاهره شاه‌محمدی و محمدمهدی سیدناصری از سوی کتاب‌های قاصدک واحد کودک و نوجوان انتشارات ذکر با تصویرگری داخلی و بومی راهی بازار کتاب شد.

آموزش فرهنگ و حقوق شهروندی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه شش جلدی «آموزش فرهنگ و حقوق شهروندی» بر آن است آن دسته از مهارت‌هایی که هر شهروند برای داشتن زندگی بهتر در بافت اجتماعی لازم است را ساده و سرگرم‌کننده به کودکان ارائه کند.

ثمین و امین خواهر و برادری هستند که با دنبال کردن سؤالاتشان و همراهی پدر و مادر، نکاتی که در تربیت اجتماعی هر کودک لازم است و از اولین اجتماع یعنی خانواده آغاز شده و به مرور به مهارت‌های آپارتمان‌نشینی، مدرسه رفتن، شهرنشینی و حضور در فضای مجازی می‌رسد را به کودکان ارائه می‌کند. همچنین در جلد ششم با معرفی حقوق یک کودک در اجتماع او را با این مقوله‌ی مهم آشنا می‌کند.

امید است این مجموعه بتواند در بالا بردن کیفیت زندگی فردی و اجتماعی کودکان گام مفید و مؤثری بردارد. بنابراین انتشارات ذکر با اهمیت دادن به این مسئله مهم، این شش عنوان را منتشر کرده است. هر چند در این راستا پژوهش‌های علمی با تکیه بر اصل آموزش کودکان و آشنایی همه اقشار جامعه با حقوق شهروندی لازم و ضروری است.

به طور کلی حقوق شهروندی را می‌توان به مجموعه قواعد حاکم بر روابط اشخاص در جامعه‌ی شهری تعریف نمود. حقوق شهروندی جز حقوق ذاتی و فطری انسان‌ها است. همچنین این حقوق غیر قابل انتقال و تجزیه‌ناپذیر است، به این صورت که عناصر آن لازم و ملزوم یکدیگرند. هر جامعه‌ای دارای قوانین و اصولی است که نیاز هست کودکان با آن‌ها آشنا شوند. دستیابی به این حقوق و حقوق شهروندی می‌تواند در بهبود روند زندگی کودکان موثر باشد.

تربیت اجتماعی کودکان یکی از مهم‌ترین وظایف خانواده و نهادهای آموزشی است. همچنین پرورش ابعاد اجتماعی کودکان باعث عملکرد بهتر ذهنی، عاطفی و روانی آن‌ها می‌شود. وقتی فرهنگ‌سازی به صورت یک فرآیند از سنین کودکی آغاز شود، می‌توان منتظر اثربخشی عمیق آن در آینده بود.

مجموعه شش جلدی داستانی و آموزشی «حقوق و فرهنگ شهروندی» برای کودکان، تألیف طاهره شاه محمدی و محمدمهدی سیدناصری و از سوی کتاب‌های قاصدک واحد کودک و نوجوان انتشارات ذکر با تصویرگری داخلی و بومی با شمارگان ۱۰۰۰ جلد منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...