رمان «دختری به نام شمعدونی آدامسی» [The Girl Who Didn't Like Her Name (Sakız Sardunya)] اثر الیف شافاک [Elif Shafak] با ترجمه الناز هودی وارد بازار کتاب شد.

دختری به نام شمعدونی آدامسی [The Girl Who Didn't Like Her Name (Sakız Sardunya)]  الیف شافاک [Elif Shafak

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، شمعدانی، دختربچه‌ای باهوش و کنجکاو است که کتاب خواندن را خیلی دوست دارد. او با خودش فکر می‌کند که فهماندن بعضی چیزها برای بزرگترها چقدر سخت است. یکی از چیزهایی که شمعدانی خیلی دوست دارد کتاب اطلسی است که پدرش برای او خریده و همیشه آن را همراه خود دارد.

در اطلس تصویر کشورهایی را می‌بیند که خیال دارد در بزرگی به آن‌جاها سفر کند. در مقایسه با هم سن و سالانش بیشتر به طبیعت علاقه‌مند است و فکر می‌کند که انسان‌ها باید نسبت به محیط زندگیشان بیشتر احساس مسئولیت داشته باشند. این موضوع که بزرگترها خانه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، تمیز نگه داشته ولی شهر و خیابان‌ها را کثیف می‌کنند برای او قابل درک نیست.

انتشارات قدیانی رمان نوجوان دختری به نام شمعدونی آدامسی را در ۱۲۸ صفحه، تیراژ ۱۱۰۰ نسخه با قیمت ۱۶۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داد.

در حالی این کتاب در ایران ترجمه شده که چندی پیش کتاب‌های بزرگسال این نویسنده:«۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب»، «ناپاک‌زاده استانبول» و «شرم» لغو مجوز شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...