داستان چندروزه‌ای از جنگ است، و وقایع عقب‌نشینی از رود دن را که در تابستان 1942 صورت گرفت... در حال عقب‌نشینی می‌بینند از ترس بر خودشان می‌لرزند، زبان به شکوه بازمی‌کنند و از خدا مرگ می‌خواهند. اما همین که به مناسبت آب‌تنی کردن یا برخوردی زودگذر با دختر گاوچرانی زیبا لحظه راحت و مهلتی دست می‌دهد، با سروری که گواه بر اعتمادشان به زندگی است، در زندگی عادی شناور می‌شوند.

جنگ در راه وطن  | میخائیل شولوخف [Oni srajalis za rodinu] .  (They Fought for Their Country)
جنگ در راه وطن
[
Oni srajalis za rodinu] .  (They Fought for Their Country) رمانی است به قلم میخائیل آلکساندروویچ شولوخف (1) (1905-1984)، نویسنده روس، برنده جایزه نوبل سال 1965،‌ که در 1959 انتشار یافته است. این رمان داستان چندروزه‌ای از جنگ است، و وقایع عقب‌نشینی از رود دن(2) را که در تابستان 1942 صورت گرفت دربرمی‌گیرد. داستان روسیه در جنگ از نظر سه جنگجوست: یکی مکانیسین زویاگینتزف (3)، غول نرم‌خو و ساده‌لوح، دیگری کارگر معدن لوپاخین(4)، گره‌گشای مشهور با زبان گزنده و نیش‌دار، و سومی مهندس کشاورزی استرلتزوف(5)، که از زندگی زخم خورده است و اغلب جدی و عبوس است. در گرمایی بی‌اندازه، در دشت عریانی که هیچ‌گونه حفاظ و پوششی ندارد، در زیر حمله‌های هوایی تقریباً بی‌انقطاع، در حینی که قدم به قدم عقب می‌نشینند، از وطن خودشان دفاع می‌کنند. گاهی با غرغر و لندلند، متحمل سرزنشهای دهقانهایی می‌شوند که همه روزه عبور نیروهایی را در حال عقب‌نشینی می‌بینند از ترس بر خودشان می‌لرزند، زبان به شکوه بازمی‌کنند و از خدا مرگ می‌خواهند. اما همین که به مناسبت آب‌تنی کردن یا برخوردی زودگذر با دختر گاوچرانی زیبا لحظه راحت و مهلتی دست می‌دهد، با سروری که گواه بر اعتمادشان به زندگی است، در زندگی عادی شناور می‌شوند. قهرمانانی‌اند بی‌تکلف و بی‌خودنمایی: استرلتزوف، که بر اثر ضربه‌ای کاملاً کر شده است، برای آنکه به رفقای خودش در جبهه بپیوندد، از بیمارستان می‌گریزد. لوپاخین، به هنگامی که هنگ تار و مار گشته‌اش به پشت جبهه برده می‌شود؛ جهد بسیار می‌کند تا در خط مقدم جبهه بماند. انگیزه رفتاری که در پیش می‌گیرند دلبستگی و تعلق خاطری است که به زندگی دارند. این احساس مبهم در دلشان هست که دشمن به سرزمینشان، یعنی به خود مظهر زندگی چشم طمع دارد. «زویا گینتزف، در ظرف آن چندین ماهی که در جبهه بود، کشتگان بسیار، ماتمها و رنجهای بسیار دیده بود. اما نخستین بار بود که سوختن گندمها را در میان شعله‌های آتش می‌دید، ‌و از این رو دلش گرفت. با خود گفت که آلمانی با هرچیز زنده‌ای سر جنگ دارد.» رشته داستان هر لحظه‌ای با گفتگوهای سربازان در ساعتهای استراحت گسسته می‌شود. و حلاوت زبان و شوخی و خوشمزگی خاطره‌ها و بحثهایشان دهشتهای جنگ را از یاد خواننده می‌برد. البته، می‌توان نویسنده را به سبک کند جریان داستان، که این گریزهای مداوم آن را از حرکت بازمی‌دارد، ملامت کرد. اما این توصیف شخصیتها با رنگ‌آمیزیها و اشارتهای کوچک قلم شیوه کار شولوخوف است و در سایه آن همه قدرت استعداد خویش را نشان می‌دهد.

عبدالله توکل. فرهنگ آثار. سروش

1.Michail Aleksandrovic Solochov 2.Don
3.Zviaghintzev 4.Lopachin 5.Strelzov

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...