هفته کاری چهار ساعته» [The 4-hour workweek] نوشته تیموتی فریس [Tim Ferriss]

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایبنا، کتاب «هفته کاری چهار ساعته» [The 4-hour workweek] نوشته تیموتی فریس [Tim Ferriss] در چاپ اول (1399) توسط «نشر نون» منتشر شده است. به همین مناسبت گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با «سارا حبیبی‌تبار» مترجم این کتاب که در ادامه می‌خوانید.

درباره نویسنده توضیح دهید، آیا از این نویسنده تا به حال اثری در ایران منتشر شده است؟
«تیموتی فریس» معروف به تیم فریس، نویسنده آمریکایی 43 ساله است. او نویسنده برجسته‌ای در زمینه بازاریابی و فروش است، که به 6 زبان زنده دنیا صحبت می‌کند. اداره شرکتی چند ملیتی با کارمندانی از سراسر جهان را برعهده دارد. فریس از سال 2003 تا به حال مدرس مدعو دانشگاه پرینستون است. او کارآفرینی را به عنوان ابزاری برای شیوه زندگی ایده‌آل و تغییر دنیا آموزش می‌دهد. البته او چندین کتاب نوشته که همگی از کتاب‌های مشهور و پر فروش دنیا بوده‌اند، اما هیچ کدام تا به حال به فارسی ترجمه نشدند به غیر از این کتاب حاضر که برای اولین بار به فارسی ترجمه شد.

این کتاب درباره چه چیزی است؟ چه تفاوتی با آثار مشابهی که منتشر شده است دارد؟
کتاب «هفته کاری 4 ساعته» کتابی است در حوزه خودیاری و توسعه فردی. فریس در این کتاب نکات جالب توجهی در زمینه مدیریت منابع، برای به دست آوردن بالاترین میزان بازگشت سرمایه ارائه می‌کند. توصیه او این است که باید دست از مسابقه برداشت. وسواس درباره کار را متوقف کرد و عضوی از ثروتمندان نوین شد. افرادی که آموخته‌اند در زمان تسلط یابند و خود را از ایده هشت ساعت کار در روز برهانند.

در مبحثی از این کتاب عنوان «دلیل نیاز شما به این کتاب» آورده شده است. آن دلیل یا دلایل چیست؟
بله او معتقد است که راه‌های سنتی کسب ثروت دیگر قدیمی شده‌اند. باید به ثروتمندان نوین پیوست. آنها که برنامه‌ریزی برای آینده را رها می‌کنند و با استفاده از دارایی‌شان؛ یعنی زمان و پویایی، شیوه‌ای از زندگی تجملاتی در زمان حال را رقم می‌زنند که در واقع هنر و دانشی است که از آن به عنوان طراحی سبک زندگی در این کتاب نام برده شده است. در واقع فریس نظرش این است که؛ لازم نیست زندگی را زیاد سخت بگیریم. در واقع شما به این کتاب نیاز دارید برای اینکه این کتاب، تمام ابزارهای مورد نیاز را در اختیارتان قرار می‌دهد تا رویاهایتان را همین جا و اکنون به واقعیت تبدیل کنید. نه این که آن‌ها را برای دوره بازنشستگی نامعلومی به تعویق بیاندازید.


چه قشری از افراد جامعه، مخاطب اصلی این کتاب هستند؟
این کتاب می‌تواند برای همه مفید باشد. از خانواده‌ها گرفته تا دانشجویان و حتی مدیران ارشد، جهان‌گردان حرفه‌ای و در مجموع همه کسانی که دوست دارند و آرزو دارند سبک جدیدی از زندگی را امتحان کنند و به دستاوردهای جدیدی برسند.

به نظر می‌رسد این کتاب، فارغ از اینکه قوانینی برای کسب و کار ارائه می‌دهد؛ ابعاد روانشناسانه‌ای هم دارد...
بله این کتاب درباره یافتن ندای درون سخن می‌گوید. نویسنده در جایی می‌گوید هدف ما ساده است خلق ابزاری خودکار برای تولید پول، بدون صرف وقت. فقط همین! من این ابزار را هرگاه که بتوانم از اصطلاح مبهم «کسب و کار» جدا کنم ندای درون می‌نامم. هدف ما محدودتر است. از این روی باید برچسبی دقیق‌تر داشته باشد. بنابراین اولویت برای ما جریان پول و زمان است! با این دو تمام موارد دیگر امکان پذیر است و بدون آنها هیچ چیزی ممکن نیست. اگر در مورد زندگی گیج شده‌اید تنها نیستید. حدود 7میلیارد نفر دیگر هم مثل شما هستند زمانی که دریابید زندگی نه مسئله‌ای است برای حل کردن و نه یک بازی برای بردن آنوقت متوجه می‌شوید که مشکلی هم وجود ندارد. اگر خیلی مصمم هستید که تکه های ناموجود پازل را کنار هم بچینید، تمام لذت حقیقی را از دست می‌دهید. وقتی می‌فهمید این خود ما هستیم که تمام قوانین و محدویت‌ها را می‌سازیم. سنگینی تعقیب موفقیت با روشنایی موهبت گونه‌ای جایگزین می‌شود.بنابراین جسورانه عمل کنید و نگران فکر مردم نباشید. به هر حال آنها زیاد هم فکر نمی کنند.

کتاب «هفته کاری چهار ساعته» با شمارگان 1500 نسخه،387صفحه و قیمت 69 هزار تومان از سوی «نشرنون» منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...