کتاب «آیا چین بر قرن ۲۱ ام سیطره خواهد یافت؟» [Will China Dominate the 21st Century?] نوشته جاناتان فنبی [Jonathan Fenby] با ترجمه شهریار خوّاجیان توسط انتشارات ققنوس منتشر شد.

آیا چین بر قرن ۲۱ ام سیطره خواهد یافت؟» [Will China Dominate the 21st Century?] نوشته جاناتان فنبی [Jonathan Fenby]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱4 توسط انتشارات پُلیتی پِرس منتشر شده است.

مطالب این‌کتاب درباره چالش‌ها و خطرات پیش‌روی چین مدرن است. نویسنده این‌کتاب در اثر خود به این‌مساله پرداخته که چرا ممکن است رویای چین به نتایج ناخوشایندی برسد. جاناتان فنبی با پرداختن به چالش‌های اقتصادی و سیاسی که چین با آن‌ها روبروست، سعی کرده در نهایت به پاسخ این‌سوال برسد که آیا چین بر قرن بیست و یکم سلطه خواهد یافت یا نه.

فنبی ضمن پذیرفتن دستاوردهای زیاد اقتصادی چین، چالش‌های بزرگ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی پیش‌روی این‌کشور را هم در نظر گرفته و با لحاظ‌کردن دستاوردها و چالش‌ها، تحلیل‌های خود را با توصیفات کوتاه، به‌صورت قاطع و روشن بیان کرده است. به‌این‌ترتیب خواننده این‌کتاب که البته پیش از شرایط شیوع کرونا نوشته شده، تا انتها با این‌سوال روبروست که آیا چین می‌تواند آمریکا را کنار زده و به عظمت تمدن باستانی خود برسد یا خیر؟

کتاب پیش‌رو، ۵ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: رویای چین، بهای سیاست، دام توسعه متوسط، چرایی‌ها، چین بر قرن ۲۱ام سیطره نخواهد یافت.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم: نتیجه از تاثیرگذاری بسیار دور بود. تلاش برای توسعه یک بازار بورس قوی‌تر بدفرجام بود و سیاست تشویق شرکت‌ها به یافتن تامین‌کننده مالی سهام، به جای افزایش،‌ بدهی‌های بانکی را تحلیل برد. یک رشته اصلاحات مهمی که در شیوه تثبیت ارزش پول انجام گرفت بد مدیریت شد. بیانیه‌های رسمی درباره شرکت‌های دولتی به فراخوان افزایش کنترل حزب کمونیست و به نشانه فقدان برنامه برای افزایش رقابت فروکاسته شد. کارزار پیشبرد اقتصاد عرضه‌محور استحکام نداشت.

در یک مقاله بی‌نام که آشکارا در روزنامه اصلی حزب در تابستان ۲۰۱۶ انتشار یافت تائید شد که امور طبق برنامه پیش نمی‌رود، اما این بلافاصله با سخنرانی اطمینان‌بخش‌تر شی دنبا شد که از «آسمان آبی» خبر می‌داد. این تحولات این برداشت متحمل را ایجاد کرد که گروه نخبگان حزبی مهار مدیریت اقتصاد را به دست گرفته‌اند، اما نمی‌دانند چگونه توازن شکننده بین کنترل دولتی و اصلاحات را حفظ کنند. به هر حال، رهبری همچون شی که همه زندگی خود را در پیله نظام کمونیستی سر کرده ممکن است درک نکند که چگونه اصلاحات اقتصادی با ویژگی‌های بازار کار می‌کند _ و ممکن است امید به تقویت نظام داشته باشد تا این‌که آن را از بنیاد تغییر دهد، که ناگزیر خطراتی برای حکومت حزبی در بر دارد، [حزبی] که تقویتش نگرانی اصلی اوست.

این‌کتاب با ۱۲۰ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...