«اصل‌گرایی: جست‌وجوی قاعده‌مند بایسته‌ها» [Essentialism : the disciplined pursuit of less] اثر گرگ مک کیون [Greg McKeown] منتشر شد.

اصل‌گرایی: جست‌وجوی قاعده‌مند بایسته‌ها» [Essentialism : the disciplined pursuit of less]  گرگ مک کیون [Greg McKeown]

به گزارش کتاب نیوز، «اصل‌گرایی: جست‌وجوی قاعده‌مند بایسته‌ها» با ترجمه آرمان نصیری و توسط نشر میلکان به بازار نشر عرضه شده است.

گرگ مک کیون (1977- ) سخنران عمومی، استراتژیست تجارت و نویسنده پرفروش نیویورک تایمز است. در سال 2012، مجمع جهانی اقتصاد، مک کیون را به انجمن رهبران جوان جهان وارد کرد.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

اصل‌گرایی فراتر از راهبردهای مدیریت زمان یا تکنیک‌های بهره‌وری بیش‌تر است. روش بایسته‌گرا به‌ معنای زندگی آگاهانه است، نه بر پایه‌ی آن‌چه پیش‌فرض ماست. فرد بایسته‌گرا به‌جای این‌که تصمیم‌های واکنشی بگیرد، آگاهانه موارد اندک‌شمار حیاتی را از موارد پرشمار کم‌اهمیت متمایز می‌کند، آن‌چه را غیرضروری است حذف می‌کند و سپس موانع را از میان برمی‌دارد تا کارهای اساسی و ضروری مسیری هموار داشته باشند. به‌عبارت دیگر، اصل‌گرایی رویکردی منضبط و سامانمند برای تعیین بیشینه‌ی خدمت و تلاش‌مان و سپس اجرای تقریباً بی‌زحمت آن‌هاست.

این روش وادارمان می‌کند با دقت بیش‌تر و با تعیین معیارهای دقیق‌تر آن‌چه را بایسته است انتخاب کنیم و با برنامه‌ریزی به دنبال کارهای کم‌تری باشیم که به ما قدرت می‌دهند کنترل انتخاب‌های‌مان را در دست بگیریم و تصمیم بگیریم زمان و انرژی ارزشمندمان را صرف چه چیزی کنیم و اجازه ندهیم دیگران برای‌مان تصمیم بگیرند.

پیش از این کتاب «راحت گرایی» از این نویسنده با سه ترجمه [سهل گرایی و آسوده گرایی] در ایران منتشر شده بود.

«اصل‌گرایی: جست‌وجوی قاعده‌مند بایسته‌ها» اثر گرگ مک‌کیون در 232 صفحه رقعی و با قیمت 60 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...