کتاب «امپراتوری‌ها و آنارشی‌ها» در واقع پاسخ برای آن دسته از افرادی است که مدعی‌اند نباید خاورمیانه را فقط با نفت ارزیابی کرد و باید مردم و سرزمین آن را نیز در نظر گرفت. اما در این کتاب نشان داده می‌شود پرداختن به تاریخ نفت خود بیانگر همه‌چیز و بخشی جدایی‌ناپذیر از گذشته، حال و آینده است.

امپراتوری‌ها و آنارشی‌ها: تاریخ مختصر نفت در خاورمیانه» [Empires and anarchies : a history of oil in the Middle East] نوشته مایکل کوئنتین مورتون [Michael Quentin Morton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «امپراتوری‌ها و آنارشی‌ها: تاریخ مختصر نفت در خاورمیانه» [Empires and anarchies : a history of oil in the Middle East] نوشته مایکل کوئنتین مورتون [Michael Quentin Morton] با ترجمه قدیر گلکاریان از سوی انتشارات نگاه به چاپ رسید.

کتاب پیش رو تاریخچه مختصر نفت است، با رویکرد واقع‌بینانه نویسنده. در این اثر تحولات و رخدادهای مربوط به نفت در منطقه خاورمیانه از سال 1918 تا به امروز توصیف و تحلیل شده و تلاش شده اثبات شود جنگ‌های به اصطلاح نفتی در ابتدا هرگز بر سر نفت نبوده، بلکه هر آنچه اتفاق افتاده حاصل رقابت‌های شرکت‌های نفتی بوده و همانا دولت‌های صاحب منابع نفتی بازیچه سیاستمداران انگلیس، ایالات متحده، فرانسه، روسیه و در دوره‌ای آلمان و ایتالیا بوده‌اند. این کتاب علاوه بر اینکه تاریخچه مختصری از تأثیرات امپراتوری‌های نفتی و ایجاد شرایط آنارشیستی پیش رو می‌گذارد، ذره بینی بر شناخت تاریخ کشورهای نفت‌خیز، به ویژه ایران، است.

تاریخ نفت در خاورمیانه به‌سان پرده‌ای پرنقش‌ونگار است که تحولات موجود در آن نقش بسته. عده‏‌ای از دولت‌های حاکم بر ذخایر نفتی در قرن بیستم همچنان به تداوم درآمد و سود حاصل از آن دل بسته بودند که شرایط آنها مصداق این ضرب‌المثل است که «مراقب آرزوهایت باش!» آنها تصورشان بر این بود که حاکمیت بر ذخایر نفتی می‌تواند بقای دائمی به ارمغان بیاورد؛ ولی سخت در اشتباه بودند و هستند.

این کتاب در واقع پاسخ برای آن دسته از افرادی است که مدعی‌اند نباید خاورمیانه را فقط با نفت ارزیابی کرد و باید مردم و سرزمین آن را نیز در نظر گرفت. اما در این کتاب نشان داده می‌شود پرداختن به تاریخ نفت خود بیانگر همه‌چیز و بخشی جدایی‌ناپذیر از گذشته، حال و آینده است. این واقعیت که نفت فازی گذراست، انکارشدنی نیست. اینکه اثرات روغن با آن از بین می‌‏رود، توهم است. اگرچه ممکن است ترجیح دهیم نفت را صرفاً ماده‌ای غلیظ و سیاه که از زمین می‏‌تراود در نظر بگیریم، اما بحث اصلی کتاب این است که نفت عاملی است که امپراتوری‏‌ها و هرج‌ومرج‏‌ها را به همان شیوه‏ای ایجاد می‏‌کند که ثروت، قدرت و طمع را برای همیشه ایجاد کرده است. مضامین کنترل و تسلط بیگانگان، قدرتمندان و محرومان و مبارزه بین عده‌‏ای قلیل و کثیر، همه در تاریخ نفت مشهود است.

کتاب «امپراتوری‌ها و آنارشی‌ها» در 376 صفحه و بهای 156 هزار تومان از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...