داستان بلند «بازگشت به حیفا» [عائد الی حیفا] نوشته غسان کنفانی با ترجمه انسیه سادات هاشمی منتشر شد.

بازگشت به حیفا» [عائد الی حیفا]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم؛ غَسّان کَنَفانی (1936-1972)، نویسنده شهیر فلسطینی، را به عنوان یکی از راویان سرگذشت فلسطین و فلسطینی‌ها در دوران معاصر می‌شناسند. کنفانی، علاوه بر فعالیت‌های شاخص ادبی، در زمینۀ مبارزه با اشغالگران کشورش نیز فعال بود و دست آخر، جان گرامی خود را بر سر همین راه نهاد و به دست اسرائیلی‌ها (طی تروری در شهر بیروت) کشته شد.

کتاب بازگشت به حیفا، نمایی از ماجرای «النکبة» را به زیبایی در لباس داستانی بلند به تصویر کشیده است.

این رمان زندگی یک خانواده فلسطینی را به تصویر می‌کشد که فرزندشان در خانه خوابیده و خود در بیرون از منزل هستند. در این هنگام اسرائیلی‌ها حمله می‌کنند و منزل آن‌ها را مانند دیگر خانه‌ها اشغال می‌کنند. بَعد از سال‌ها که اشغال مناطق به پایان می‌رسد و مرز‌ها گشوده می‌شوند، این پدر و مادر به خانه پیشین خویش بازمی‌گردند و متوجه می‌شوند که فرزندشان را همان یهودی که خانه‌شان را اشغال کرده بود، بزرگ کرده و نخستین بار فرزندشان را در لباس سربازی یهودی مشاهده می‌کنند.

فیلم سینمایی «بازمانده» به کارگردانی مرحوم «سیف‌الله داد» با اقتباس از این رمان ساخته شده است.

این کتاب را کتابستان در 92صفحه و با قیمت 65 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

[پیش از این اثر دوبار در قالب مجموعه داستان ترجمه و منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...