کتاب «تاریخ مختصر به گند کشیدن جهان» [Humans : a brief history of how we f*cked it all up] نوشته تام فیلیپس [Tom Phillips] با ترجمه زهرا کمالی دهقان توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار نشر شد.

تاریخ مختصر: به گند کشیدن جهان» [Humans : a brief history of how we f*cked it all up] نوشته تام فیلیپس [Tom Phillips] ب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب که مدت کوتاهی از عرضه چاپ اول آن می‌گذرد، به‌تازگی به چاپ سوم هم رسیده است.

تام فیلیپس نویسنده این‌کتاب به آن‌جمله معروف که «کلیه اسناد و مدارک تمدن، در عین حال همان اسناد و مدارک توحش اند»، باور دارد و بر همین‌اساس کتاب خود را نوشته است. او اقدامات فاجعه‌باری را که مخلوقی به‌نام انسان یا بشر باعث و بانی‌شان بوده، گردآوری و مقابل دیده و نظر مخاطب خود می‌گذارد. در نتیجه در پی بیان این‌نکته است که انسان همه‌چیز را به هم زده است.

مولف کتاب مورد نظر معتقد است خرابی‌ها و عوارض کارهای انسان، محدود به دوران مدرن نیست و بشر طی دوران‌های مختلف تاریخی مشغول به‌گند کشیدن جهان بوده است. در این‌فرایند طولانی هم هیچ‌چیزی در امان نبوده است. چون انسان پایان جهان است و جهان هم پایان انسان. به این‌ترتیب مخاطب این‌کتاب گزارش تاریخی حماقت‌های بشر را با زبانی طنز مطالعه خواهد کرد.

این‌کتاب با ۲۹۷ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...