کتاب «تاریخ مختصر به گند کشیدن جهان» [Humans : a brief history of how we f*cked it all up] نوشته تام فیلیپس [Tom Phillips] با ترجمه زهرا کمالی دهقان توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار نشر شد.

تاریخ مختصر: به گند کشیدن جهان» [Humans : a brief history of how we f*cked it all up] نوشته تام فیلیپس [Tom Phillips] ب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب که مدت کوتاهی از عرضه چاپ اول آن می‌گذرد، به‌تازگی به چاپ سوم هم رسیده است.

تام فیلیپس نویسنده این‌کتاب به آن‌جمله معروف که «کلیه اسناد و مدارک تمدن، در عین حال همان اسناد و مدارک توحش اند»، باور دارد و بر همین‌اساس کتاب خود را نوشته است. او اقدامات فاجعه‌باری را که مخلوقی به‌نام انسان یا بشر باعث و بانی‌شان بوده، گردآوری و مقابل دیده و نظر مخاطب خود می‌گذارد. در نتیجه در پی بیان این‌نکته است که انسان همه‌چیز را به هم زده است.

مولف کتاب مورد نظر معتقد است خرابی‌ها و عوارض کارهای انسان، محدود به دوران مدرن نیست و بشر طی دوران‌های مختلف تاریخی مشغول به‌گند کشیدن جهان بوده است. در این‌فرایند طولانی هم هیچ‌چیزی در امان نبوده است. چون انسان پایان جهان است و جهان هم پایان انسان. به این‌ترتیب مخاطب این‌کتاب گزارش تاریخی حماقت‌های بشر را با زبانی طنز مطالعه خواهد کرد.

این‌کتاب با ۲۹۷ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...