در بحبوحه‌ مبارزه علیه جنبش روبه رشد فاشیسم در اروپای دهه‌ 1930 لئون تروتسکی، منشا و ماهیت فاشیسم را به مثابه‌ پدیده‌‌ جدید اجتماعی در عصر امپریالیسم بررسی می‌کند و برای مبارزه با آن استراتژی طبقه-کارگری ارایه می‌دهد.

فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» [Fascism : what it is and how to fight it] نوشته لئون تروتسکی [Leon Trotsky]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» [Fascism : what it is and how to fight it] نوشته لئون تروتسکی [Leon Trotsky] با ترجمه محمد رادمنش از سوی انتشارات طلایه پُرسو منتشر شد. این کتاب دارای 11 فصل اصلی شامل فاشیسم چیست؟، موسولینی چگونه پیروز شد، خطر فاشیسم بر آلمان سایه می‌اندازد، یک حکایت ازوپی، پلیس و ارتش آلمان، بورژوازی و پرولتاریا، سقوط دموکراسی بورژوایی، آیا خرده‌بورژوازی از انقلاب می‌ترسد؟، میلیشیای کارگران و مخالفانش، چشم‌انداز در ایالات متحده آمریکا و حزب انقلابی را بسازید است.

فاشیسم جنبشی بود که برای اولین بار در تاریخ بعد از جنگ جهانی اول در ایتالیا به وجود آمد. در این کتاب، تروتسکی ویژگی‌های این جنبش، شرایط و بحران‌های اجتماعی را که باعث شیوع آن شد و بدان بال و پر داد، از بدو پیدایش مستند می‌کند. بعد از ایتالیا، فاشیسم با همان ویژگی‌ها و بر مبنای همان انگیزه‌ها در آلمان و بعضی کشورهای دیگر در اروپا شکل گرفت و منجر به استقرار دیکتاتوری‌های فاشیستی شد. در تمامی آن کشورهای امپریالیست سرمایه مالی در تقلا برای حفظ حیاتش در مقابل طبقه‌ متخاصم ناگزیر به فاشیسم متوسل شد. نویسنده تاکید می‌کند که دیکتاتوری فاشیستی یک دیکتاتوری ویژه‌ای است که نیاز به تحلیل دارد. غیرعلمی است اگر به هر نوع دیکتاتوری برچسب فاشیسم زده شود. جلب توجه محققان، کوشندگان و مفسرین سیاسی بدین نکته خود بخشی از ادای سهم این کتاب است.

در کتاب «فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» می‌خوانیم «زمانی که سرمایه‌داران در مقابله با بحران‌های شدید دیگر قادر نیستند با توسل به ابزار دموکراتیک حکومت کرده و بر اوضاع مسلط شوند، آنگاه به فاشیسم متوسل می‌شوند. عملکرد تاریخی فاشیسم، درهم کوبیدن طبقه‌ی کارگر، نابودسازی سازمان‌هایش و خفه کردن آزادی‌های سیاسی مردم است.»

طی دهه‌ 1930، لئون تروتسکی در تلاش بود تا نبردی بین‌المللی را برای شکست جنبش فاشیستی در حال ظهور در اروپا و اشکال اولیه‌اش در ایالات متحده و جاهای دیگر رهبری کند. نوشته‌های او درباره‌ منشا و طبیعت فاشیسم، به مسلح کردن سازمان‌های کارگری و احزاب کمونیست یاری رساند تا راهبردی را برای شکست دادن فاشیسم، سرنگون کردن دولت سرمایه‌داری و برقراری قدرت انقلابی طبقه‌‌ کارگر پیش ببرند. این کتابچه که نخستین‌بار در سال 1944 منتشر شد، دربردارنده‌ قطعاتی از نوشته‌های تروتسکی از سال 1930 تا زمان مرگ او است. ویراست دوم در سال 1969 منتشر شد. برای این چاپ، متن وارسی و بازتنظیم شده است.

متن کامل مقاله‌هایی که اینجا دوباره چاپ شده‌اند، در کتاب‌های متعددی از تروتسکی که پاث‌فایندر منتشر کرده است، موجود است؛ از جمله در دو کتاب، مبارزه علیه فاشیسم در آلمان و کتاب لئون تروتسکی درباره فرانسه.

کتاب «فاشیسم چیست و چگونه می‌شود با آن مبارزه کرد؟» نوشته لئون تروتسکی با ترجمه محمد رادمنش در 72 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 24 هزار تومان از سوی انتشارات طلایه پُرسو منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...