منیره زینلی | ایرنا

سیّد روح‌الله شفیعی، فارغ‌التحصیل دکتری تخصّصی رشته‌ علوم قرآن و حدیث در گرایش تفسیر تطبیقی است، که در سال‌های اخیر چندین اثر در بازخوانی ادیان ابراهیمی از او منتشر شده است. شفیعی در سال ۱۳۹۶ کتاب ارزشمند خاندان ابراهیم(ع)، بازخوانی داستان‌هایی از کتاب پیدایش را منتشر کرد، که مجموعه مقالاتی است به قلم شماری از نویسندگان یهودی یا مسیحی، پیرامون تأویل-های معاصر از گزارش‌های نخستین کتاب تورات درباره‌ زندگی ابراهیم(ع) و خانواده‌ اوست.

نسخه‌ اصلی این اثر به کوشش پروفسور هرشل شنکس، حقوق‌دان و جامعه‌شناس یهودی-آمریکایی و مؤسّس «انجمن باستان‌شناسی کتاب مقدّس» گردآوری و گزینش شده است. کتاب خاندان ابراهیم(ع)، با رویکرد متفاوتی به الهیات یهودی و مسیحی و از زاویه دیگری به داستان زندگی ابراهیم(ع) و خاندان او نگاه می‌کند و تأویلی دیگرگون از آن ارائه می‌دهد. به بهانه عید ابراهیم(ع)، با سیّد روح‌الله شفیعی درباره‌ این کتاب گفت‌وگو کرده‌ایم. 

خاندان ابراهیم (ع)  هرشل شنکس سید روح الله شفیعی


چه شد که این کتاب را برای ترجمه برگزیدید؟
این کتاب را یکی از بهترین دوستانم، آقای مهندس سپهر (ابراهیم) محمدی اردهالی به من معرفی کردند. زمانی که روی پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشدم با عنوان خاندان پیامبران در کتاب مقدّس و قرآن کار می‌کردم، با رویکرد تاریخ اندیشه‌ای به دنبال آن بودم که مهم‌ترین مؤلفه‌های مفهوم اهل بیت را - به شکلی که در اسلام و به‌ویژه در مذهب شیعه رواج دارد - در مسیحیت و یهودیت بازیابی کنم. در یکی از نشست‌های مشترک، مهندس محمدی به من گفتند این کتاب به موضوع پایان‌نامه‌ شما نزدیک است. کتاب را از ایشان قرض گرفتم و مطالعه کردم و متوجّه شدم که کتاب خیلی مهم و ارزشمندی است و می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. امّا در چارچوب کار پایان‌نامه‌ من نمی‌گنجید؛ چون نگاه آن کاملاً تأویلی بود و من در پایان‌نامه‌ام بیشتر با رویکرد تفسیر تطبیقی کار می‌کردم. لذا در یک سالی که بین دفاع من از پایان‌نامه‌ کارشناسی ارشدم و وارد شدن من به مقطع دکتری فاصله بود، ترجمه‌ این کتاب را انجام دادم.

عنوان دکتری شما چیست؟
رشته‌ کارشناسی ارشد من علوم قرآن و حدیث است. من این بخت را داشتم که  در دانشکده‌ الهیات دانشگاه علّامه طباطبایی تحصیل کنم؛ جایی که درس مقایسه‌ قرآن و کتاب مقدّس برای دانشجویان تدریس می‌شد. در مقطع دکتری هم همان رشته‌ علوم قرآن و حدیث را ادامه دادم؛ امّا در یک گرایش کمتر شناخته‌شده با عنوان تفسیر تطبیقی. در واقع، تخصّص من تفسیر تطبیقی قرآن کریم است؛ چه در چارچوب مفسّران مسلمان، چه در چارچوب ادیان دیگر. البتّه این رشته در اصل برای تربیت متخصّص در زمینه‌ تطبیق بین تفسیرهای اهل سنّت و شیعه تأسیس شد، امّا در عمل گستره‌ بیشتری را فراگرفت. مثلاً خود من در رساله‌ام به یکی از نظریات جدید درباره‌ وحیانی بودن قرآن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مبانی تفسیر قرآن پرداختم.

نگاه کتاب خاندان ابراهیم(ع) چقدر با نگاه قرآن به خاندان حضرت ابراهیم(ع) هم‌سو یا متفاوت  است؟
شاید این کتاب از نظر مسیحیان و یهودیان راست‌کیش بیشتر به‌گونه‌ای ارتداد شبیه است. در هرحال، دگراندیشی و دگر کیشی بر آن حاکم است. تعدادی مسیحی و مسیحی زاده و تعدادی یهودی و یهودی زاده در روایت‌هایی از کتاب پیدایش - که اولین کتاب از مجموعه‌ کتاب مقدّس و اثرگذارترین بخش آن است - بازاندیشی و آن را تأویل کرده‌اند. اگر  کتاب را خوانده باشید، تأیید می‌فرمایید که از همان مقاله‌ اوّل تا آن مقاله‌ شانزدهم، همه‌جا نگاه‌های نو و حرف‌های تازه‌ای در کار است که با دستگاه رسمی یهودیت کاملاً مغایرت دارد. ما مسلمانان و ما شیعیان، متأسفانه با همان نگاه راست‌کیشانه مسیحیان و یهودیان هم چندان آشنا نیستیم؛ چه رسد با نگاه‌های دگراندیشانه‌ ایشان. خیلی  دور هستیم از این فضا. کسی می‌تواند تفاوت این کتاب با خوانش‌های رسمی و راست‌کیشانه را متوجّه شود که آموزه‌های مسیحیت و یهودیت را بشناسد. کسی که این اطلاعات را داشته باشد و بعد این کتاب را بخواند، می‌بیند حتّی جاهایی نگاه این‌ها به نگاه مسلمان دارد نزدیک می‌شود. 
در مقاله‌ نُهُم، نویسنده می‌گوید داستان قربانی اسحاق(ع) روایتی دقیقاً مشابه و موازی دارد و آن‌هم داستان قربانی شدن اسماعیل(ع) است. او می‌گوید مگر ما یهودیان نمی‌گوییم وعده‌ یهوه با ابراهیم(ع) که پسرت را  قربانی کن و من به تو نسلی کثیر خواهم داد بنیاد الهیات ماست؟ مگر ما این‌همه برای آن وعده ارزش قائل نیستیم؟ خوب؛ عین همین داستان برای اسماعیل(ع) هم اتّفاق افتاده است. دستگاه اندیشه‌ یهودی به‌تبع تورات اسماعیل(ع) را آدمی مطرود و وحشی می‌شناسد و فرزندان و نوادگان او را هم به چشم حقارت می‌نگرد. امّا نویسنده می‌پرسد ما یهودیان چرا چنین باوری داریم، وقتی‌که می‌بینیم بنا به گزارش خود کتاب پیدایش، هر اتّفاقی برای اسحاق(ع) افتاده برای اسماعیل(ع) هم افتاده؟ اگر اسحاق(ع) در فراز کوه موریا تا پای قربانی شدن رفت، اسماعیل(ع) هم در بیابان بئر شبع تا پای قربانی شدن رفت؛ همان تشنگی رو به موت که برایش اتفاق افتاد و همان حالتی که برای هاجر رخ داد. این‌ها را نویسنده‌ مقاله نه بر اساس تخیّل خودش، بلکه بر اساس رصد کردن واژه‌های متن کتاب پیدایش بازگو می‌کند، سرانجام می‌نویسد هر تعبیری برای اسحاق(ع) به‌کاررفته برای اسماعیل(ع) هم به‌کاررفته است. او در پایان نتیجه می‌گیرد که این دو تا زندگی‌شان همسان بوده و در برابر کل دستگاه اندیشه‌ یهودی یک علامت سؤال بزرگ می-گذارد و می‌گوید پس ما چرا چنین برداشتی داریم؟ چرا ما این مردم را به دیده تحقیر نگاه می‌کنیم؟ ببینید این اندیشه به دستگاه فکری اسلامی چقدر نزدیک می‌شود. البتّه نویسنده به‌هرحال یک یهودی است و مثل ما مسلمانان نمی‌گوید اساساً آن‌که قرار بود قربانی شود اسماعیل(ع) بوده، ولی می‌گوید اسماعیل(ع) هم به‌سان اسحاق(ع) همه‌ این تجربه‌ها را از سر گذرانده و تا آستانه‌ مرگ رفته و خدا همچنان که در لحظه‌ آخر به‌داد ابراهیم(ع) و فرزندش رسید و اجازه نداد اسحاق(ع) قربانی شود، صدای ناله‌های هاجر را هم شنید و اجازه نداد اسماعیل(ع) قربانی شود.
وقتی تعصّب را کنار می‌گذارید و می‌اندیشید، ناگهان می‌بینید چنین نگاهی دارد به سنّت دینی دیگری نزدیک می‌شود و از جای دیگری سر درمی‌آورد. به همین خاطر در مقدمه‌ کتاب اشاره کرده‌ام که فرآیند تأویل دین‌شناس را به‌جایی می‌رساند که فاصله‌ دین‌ها و فرقه‌ها و آیین‌های مختلف را اندک و کمرنگ می‌بیند.

گویا این کتاب به تعابیر و تأویلات فروید از موسی (ع) در کتاب موسی میکل‌آنژ نزدیک می‌شود، درست است؟
شاید. مقاله‌ سوّم - که عنوان آن یهوه و ابراهیم؛ پیمان میان دو مرد است - به‌تنهایی می‌تواند در برابر اتفاقاتی که از تشکیل دولت صهیونیستی به این‌سو افتاده است، بایستد. پیام این مقاله برای جریان صهیونیسم، یک پیام دگرگون‌کننده و خانمان‌برانداز است. زیرا به یهودیان خوش‌خیال می‌گوید، یهوه به وعده‌ای که به خود ابراهیم(ع) هم داد، نمی‌خواست عمل کند و عمل نکرد، چه رسد به ما و شما! یهوه نمی‌خواست سرزمین موعود را به ابراهیم(ع) و فرزندانش بدهد. پس شما هم‌اینک به او اعتماد نکنید، و به حرف او دل‌خوش نباشید. البتّه او این سخنان را با استناد به کتاب پیدایش می‌گوید. جریان صهیونیست می‌خواهد به حکومت در ارض موعود برسد، جایی که ملکوت خدا روی زمین است. امّا مقاله‌ سوّم می‌گوید ما یهودیان فکر می‌کردیم یهوه می‌خواهد جهان را به ما بدهد، بدون آن‌که بدانیم او وارد یک بازی با ابراهیم(ع) می‌شود. این نگاه اگرچه تا اندازه‌ای سکولار هم هست، امّا به‌هرحال از دست ما اهالی اندیشه این برمی‌آید که برای ایستادن در برابر خشونت و خاموش کردن آتش جنگ خاورمیانه با چنین ابزارهای فرهنگی‌ای جلو برویم. ما می‌توانیم با تأویل این متن بگوییم که یهوه از روز اوّل هم نمی‌خواست این سرزمین را به شما بدهد و ممکن است شما در تاریخ‌تان دچار یک سوءتفاهم شده باشید.
درهرحال، مقالات این کتاب از نگاه‌های رسمی فاصله می‌گیرند و می‌توانند به کاستن از بسیاری از مشکلات ما بیایند و حل مشکلات انسانی ما که در نیمه‌ دوّم قرن بیستم پیش آمده‌اند را تسهیل کنند.

کدام مقاله‌ کتاب توجّه خودتان را جلب کرد، یا باعث تعجّب شما شد؟
تک‌تک این مقالات بحث‌برانگیزند. همین دو مقاله (سوّم و نهم) بسیار بحث‌برانگیزند؛ امّا غیر از این‌ها مقالات دیگری هم هستند که نگاه نو و پیامی تازه دارند. به گمان من، هر ۱۶ مقاله درنهایت هنرمندی گزینش‌شده‌اند. ویراستار کتاب، هر مقاله را از جایی گردآوری و در یک مجموعه چاپ کرده است. درواقع، به نظر می‌رسد او مقاله‌ها را یکی‌یکی در طول سالیان دراز رصد کرده باشد. بنابراین خطّ واحدی را از ابتدا تا انتهای کتاب می‌توانید ببینید. چیدمان هم ترتیبی تاریخی دارد و از ابراهیم(ع) شروع و به همسران یعقوب(ع) منتهی می‌شود.

پدر بودن ابراهیم چرا گاه مورد انتقاد قرار می‌گیرد؟
 ابراهیم(ع) در مقام پدربزرگ مردم یهود است. یعقوب(ع) که پدر یهودیان و اسرائیل محسوب می‌شود پدرش اسحاق(ع) است و پدر او ابراهیم(ع). این تأویل‌ها گاه آموزه‌ آباء ثلاثه‌ یهودیت را هم به چالش می‌کشد. وقتی این نگاه را دگرگون شود، طبیعی است که ورق برمی‌گردد.

پس دلیل پرداختن به خاندان ابراهیم(ع) همان باور به جایگاه والای آبای ثلاثه است؟
تعبیر بهتر شاید این باشد که نویسندگان به این بهانه درواقع دارند آن برهه تاریخی بسیار حسّاسی را که شالوده آیین یهودیت و آموزه‌های آن است را به تیغ بازخوانی و بازنگری می‌سپارند.

آیا مطالعه‌ این کتاب به پیش‌نیاز احتیاج دارد؟
قاعدتاً بله. جدا از متن عهدین، قطعاً باید با الهیات مسیحی و یهودی آشنا بود. اگر مخاطب با متن تورات و انجیل آشنا باشد، دستگاه الهیاتی این دو دین را هم بشناسد و با نگاه‌های متفاوت مذهبی در آن آشنا باشد، می‌تواند این کتاب را بهتر درک کند و دقیقاً بفهمد که نویسندگان مقالات کجا را هدف گرفته‌اند.

کتاب خاندان ابراهیم (ع) یه گزینش هرشل شنکس و ترجمه سید روح الله شفیعی، در 270 صفحه، توسط نشر نی منتشر شده است.

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...