کتاب «۲۰۳۰؛ مدیریت غرب بر جوامع شرق» اثر جدید حسن رحیم پور ازغدی از سوی انتشارات کتاب فردا روانه بازار شده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «۲۰۳۰؛ مدیریت غرب بر جوامع شرق» اثر جدید حسن رحیم‌پورازغدی است که به کوشش دفتر مطالعات گفتمان انقلاب اسلامی و از سوی انتشارات کتاب فردا روانه بازار شده است.

ابتدای سال ۱۳۹۶ بود که مقام معظم رهبری در دیدار با فرهنگیان و معلمان پرده از تصویب و اجرای محرمانه سندی در حوزه آموزش برداشتند. سند موسوم به ۲۰۳۰ که بنا بود به عنوان سندی بالادستی، سمت و سوی آموزش کشور را تغییر دهد. ایشان در این بیانات مهم فرمودند: «این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرف‌ها، این‌ها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرتهای بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملت‌های گوناگون، با تمدن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است.»

پس از انتقاد صریح مقام معظم رهبری نسبت به اجرای سند ۲۰۳۰ در کشور و دعوت ایشان از نخبگان و اساتید حوزه و دانشگاه برای بررسی تحلیلی این سند، استاد رحیم پور ازغدی طی چند سخنرانی در جمع اساتید حوزه و دانشگاه به تبیین ابعاد و زوایای مختلف این سند و نیز پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن پرداخته است.

در این کتاب وی به تحلیل اهداف کلان پشت پرده اسناد بین المللی می‌پردازد. سپس به بررسی متن سند ۲۰۳۰ و نقد یک به یک بندهای این سند اقدام می‌کند. این سخنرانی‌ها توسط حسین ایزدی تنظیم، تحقیق و در نهایت در قالب یک کتاب مستقل تدوین شده است.

فصل‌های این کتاب عبارتند از:

گفتار اول: کاپیتولاسیون بین المللی

گفتار دوم: لایه‌های پنهان سند توسعه پایدار

گفتار سوم: پرسش‌های اساسی درباره اسناد بین المللی

گفتار چهارم: نقد جامع متن سند آموزشی ۲۰۳۰

گفتار پنجم: سند ۲۰۳۰، سندی الزام آور؛ (بازخوانی نمونه‌هایی از اخطارهای یونسکو به کشورها)

گفتار ششم: پرسش‌ها و پاسخ‌ها

این کتاب در ۲۰۰ صفحه در پاییز ۱۳۹۹ از سوی انتشارات کتاب فردا روانه بازار شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...