«درکربلا چه گذشت» پس از ۱۴ سال از چاپ نخست و۳۶ نوبت چاپ در انتشارات کتاب جمکران به تیراژ ۱۸۰ هزار رسید.

درکربلا چه گذشت» ترجمه کتاب نَفَسُ المَهْموم فی مُصیبَةِ سیّدنا الحُسَیْن المَظْلوم،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، «درکربلا چه گذشت» ترجمه کتاب نَفَسُ المَهْموم فی مُصیبَةِ سیّدنا الحُسَیْن المَظْلوم، کتابی درباره واقعه کربلا و وقایع پس از آن، به قلم شیخ عباس قمی است. مطالب کتاب از ولادت امام حسین (ع) آغاز و سپس مناقب امام سوم شیعیان را ذکر کرده و سپس تمام وقایع مربوط به واقعه کربلا را شرح می‌دهد. یکی از ترجمه‌های ارزشمند این کتاب با نام «درکربلا چه گذشت» و به قلم محمدباقر کمره‌ای است که مورد تأیید و تعریف اساتید است.

شیخ عباس قمی، معروف به محدث قمی، از علمای شیعه در قرن چهاردهم قمری و یکی از زبده‌ترین چهره‌های شیعه در حدیث، تاریخ و تبلیغ شمرده شده و ابن بابویه قمی، جد اعلای وی معرفی شده است. وی بیش از ۸۰ اثر به زبان‌های عربی و فارسی در موضوعات مختلفی از جمله عقاید، فقه، شرح حال معصومان، رجال و درایه، تاریخ، مقتل، آداب و عبادات، ادعیه، اخلاق و ادبیات بوده است. مفاتیح الجنان از مهمترین آثار این دانشمند شیعی اوست. محدث قمی در ذی الحجه ۱۳۵۹ ق در نجف درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب (ع) دفن شد. یکی از آثار این عالم شیعی «نفس المهموم» است

صاحب مفاتیح الجنان، انگیزه خود از نگارش «نفس المهموم» را جمع‌آوری مقتل مختصر امام حسین (ع) با استفاده از روایات مورد اعتماد دانسته و این کار را نهایت آرزوی خود دانسته است.
نام این کتاب برگرفته از حدیث امام صادق (ع) است که فرمود: «نَفَسُ المَهمومِ لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَ کِتمانُ سِرّنا جِهادُ فی سَبیلِ اللهِ» (ترجمه: نَفَس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود تسبیح است، اندوه بر ما عبادت است و کتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.) امام صادق (ع) سپس فرمود: واجب است که این حدیث با طلا نوشته شود.

محدث قمی از آنجا که کتاب نفس المهموم، یادآور مصیبت‌های اهل بیت است، این نام را برگزیده است.

این اثر شرح فشرده‌ای از زندگی و مبارزات امام حسین (ع) است. بخشهای کتاب به شرح زیر است:

باب اول، حاوی دو فصل است درباره شجاعت، شجاعت، علم، فصاحت، زهد، تواضع و عبادت امام حسین (ع) و همچنین ثواب گریستن در عزای امام حسین و لعن قاتلان وی.
باب دوم، حاوی رخدادهایی است که بعد از بیعت کردن مردم با یزید بن معاویه تا شهادت امام حسین (ع) اتفاق افتاده است. این باب مفصل‌ترین باب کتاب و در ۲۰ فصل تنظیم شده است.
باب سوم، حاوی وقایع بعد از شهادت امام حسین (ع) است.
باب چهارم، حاوی رویدادهای پس از شهادت امام حسین (ع)، مانند گریستن آسمان، ناله فرشتگان و گریستن جنیان است.
باب پنجم، درباره فرزندان و زنان امام و فضلیت زیارت آنها، و همچنین ستم حاکمان ظالم در تخریب بارگاه حسینی است.
در خاتمه کتاب، قیام توابین و قیام مختار شرح داده شده است. «نفس المهموم» به زبان عربی نگاشته شده و ترجمه‌های گوناگونی دارد که یکی از بهترین آنها به قلم محمدباقر کمره‌ای و با نام «درکربلا چه گذشت» در انتشارات جمکران به چاپ رسیده است. ویژگی این ترجمه آن است که به جای ترجمه اشعار عربی پایان کتاب، اشعاری به فارسی از محمدحسین اصفهانی و اختر طوسی جایگزین شده است.

این ترجمه را علی دوانی ستوده است، «درکربلا چه گذشت» پس از ۱۴ سال از چاپ نخست و۳۶ نوبت چاپ در انتشارات کتاب جمکران به تیراژ ۱۸۰ هزار رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...