مجموعه دو جلدی و گفت‌وگو محور «روایت حکمت» به کوشش عبدالله نصری توسط انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد.

روایت حکمت عبدالله نصری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه دوجلدی «روایت حکمت» که به گفت‌وگوهایی درباره تاریخ فلسفه اسلامی اختصاص دارد، به قلم عبدالله نصری و توسط سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر شد.

جلد نخست این اثر به مباحثی درباره کندی، فارابی، زکریای رازی، ابوالحسن عامری، ابوحیان توحیدی، ابن‌سینا، فخررازی، ابن‌عربی، سهروردی، جلال‌الدین دوانی، میرداماد و… اختصاص دارد. این مباحث در گفت‌وگو و بحث با شخصیت‌هایی چون غلامرضا اعوانی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، جلال‌الدین مجتبوی، علی شیخ‌الاسلامی و دیگران تدوین شده است.

جلد دوم این کتاب نیز دربردارنده مطالبی درباره ملاصدرا، قاضی سعید قمی، حکیم سبزواری، میرزای جلوه، میرزامهدی آشتیانی، رفیعی قزوینی و دیگران است. در این مجلد نیز با استادانی مانند آیت الله جوادی آملی، سید محمد خامنه‌ای، احمد بهشتی، محمد اسماعیل صائنی، سید مصطفی محقق داماد و دیگران بحث و گفت‌وگو شده است.

در این اثر علاوه بر اینکه اندیشه‌های فیلسوفان برجسته جهان اسلام مورد بحث و کنکاش قرار گرفته و روایتی جذاب از فکر و نظر آنان ارائه شده است، سخن از فیلسوفان و حکمایی به میان آمده است که جای خالی آنها در بسیاری از کتاب‌های تاریخ فلسفه اسلامی همیشه احساس می‌شده است.

این مجموعه همچنانکه یک درسنامه و مرجع مناسب برای درس تاریخ فلسفه اسلامی است، برای استفاده عموم علاقه مندان به فلسفه و حکمت نیز مفید خواهد بود. جلد اول کتاب «روایت حکمت» با قیمت ۲۵۰ هزار تومان در ۷۶۴ صفحه و جلد دوم آن با قیمت ۱۳۵ هزار تومان در ۵۰۶ صفحه روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...