«هنر در مقام الهیات» [Art as theology : from the postmodern to the medieval] نوشته آندرئاس آندرئوپولوس [Andreas Andreopoulos]، ارتباط میان هنر و دین را در نمایشنامه‌های یهودیان باستان، تراژدی یونانی، رنسانس، نماد بیزانس و کلیسای جامع قرون وسطایی بررسی می‌کند.

هنر در مقام الهیات» [Art as theology : from the postmodern to the medieval]  آندرئاس آندرئوپولوس [Andreas Andreopoulos]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «هنر در مقام الهیات» با عنوان فرعی «از عصر پسامدرن تا قرون وسطی» نوشته آندرئاس آندرئوپولوس، با ترجمه ابراهیم رنجبر و به همت انتشارات نگاه راهی کتاب‌فروشی‌ها شد. این کتاب نخستین‌بار در سال 2006 منتشر شد.

آندرئوپولوس (1966- ) در سال‌های 1994- 1995 نگارش پایان‌نامه‌اش در دانشکده الهیات دانشگاه دورهام زیر نظر اندرو لوت را با موضوع هنر در عرصه الهیات به اتمام رساند که بعدها نتایج پژوهش‌، بررسی و تحلیل‌های او در قالب کتابی با عنوان «هنر در مقام الهیات: از عصر پسامدرن تا قرون وسطی» گردآوری شد.

این کتاب در بخش‌های «نگرشی دینی به تاریخ هنرها»، «در ستیز با لئوناردو»، «مرگ هنر در فلسفه پسامدرن»، «هنرمند دینی در این ایام: از پسامدرن به قرون وسطی»، «نتیجه‌گیری»، «یادداشت‌ها» و «کتابنامه» نگاشته شده است.

مذهب و معنویت از مسایل کلیدی و اساسی هنر معاصر هستند. در قرون وسطی هنر، نماد مذهب بود به این ترتیب آثار هنری بسیاری در این حوزه خلق شد که در قالب نقاشی‌های کلیسایی از آن جمله هستند. همواره هنر سهم به‌سزایی در نمود و پردازش بصری معنویت ایفا کرده است، این درحالی‌ست که در اواخر قرون وسطی هنر شخصیت مقدس خود را به مرور از دست داد.

آندرئاس آندرئوپولوس در کتاب «هنر در مقام الهیات» ارتباط میان هنر و دین را در نمایشنامه‌های یهودیان باستان، تراژدی یونانی، رنسانس، نماد بیزانس و کلیسای جامع قرون وسطایی بررسی می‌کند.

آندرئاس آندرئوپولوس می‌گوید: من از همان روز اول رویکردی دوگانه به هنر داشتم. ده سال آزگار استغال به موسیقی برای بررسی هنر چون پدیده‌های نظری و انتزاعی و دارای اهمیت فرهنگی کافی نبود؛ تجربه بی‌واسطه من برای راندنم به این مسیر بسیار پرمایه بود. از دیگر سو، ورزه درونی من در هنر، چه تجاری چه کلاسیک، قطعا انگیزه فکری مدام من بوده، اکثر اوقات مرا به یافتن چشم‌اندازهای دیگری در مسایل هنر معاصر، نقش هنرمند و به‌طور کل کارکرد هنر سوق داده است. گذشته از تجربه شخصی‌ام در مقام موسیقیدان، آنقدر خوش‌اقبال یا بیش از آن نظرکرده بودم که هنرمندانی بسیار متبحرتر از خودم دوروبر مرا بگیرند.

در برشی از کتاب می‌خوانیم: «انسان تصویر و نوا را برای گفتن ناگفتنی‌های خود برگزید. در متن کتاب مقدس و در واقعه برج بابل زخمی روانی بر جان آدمی نشست که همواره با او همراه خواهد بود، یعنی رنج حاصل از فتور و ناتوانی در گفتن آنچه از کلام گریزان است. نقصان ذاتی کلام در ساحت هنر هستی مستقلی برای خود دست و پا کرد و همین سبب شد هنر دیگر صناعتی صرف نباشد و به مجالی در بیان امر ناگفتنی بدل شود. هنر آوردگاه امر ناگفتنی است، همان جایی که کلام یارای رفتن ندارد.»

کتاب‌های «رساله و شرح آینده یک خیال»(1927) نوشته زیگموند فروید، «ملکوت و جنت»(2020) نوشته جورجو آگامبن، «فانتزی»(1996) نوشته جولیا سیگال، «لیبیدو»(1997) نوشته راجر کندی و «تراژدی: ما و یونانیان»(2019) نوشته سایمون کریچلی از آثار ترجمه‌ای ابراهیم رنجبر به شمار می‌آید.

«هنر در مقام الهیات» نوشته آندرئاس آندرئوپولوس، در 336 صفحه، به قیمت 110 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالک، با ترجمه‌ای از ابراهیم رنجبر و از سوی انتشارات نگاه به بازار کتاب راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...