«تفسیر عتیق نیشابوری [قصه‌ها]» با تصحیح و ویرایش جعفر مدرس صادقی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

تفسیر عتیق نیشابوری [قصه‌ها]» با تصحیح و ویرایش جعفر مدرس صادقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «بازخوانی متون» است که نسخه‌های تصحیح‌شده متون کهن ادبیات فارسی را با ویرایش مدرس صادقی در بر می‌گیرد و پیش از این، کتاب‌های «ترجمه تفسیر طبری»، «مقالات مولانا (فیه ما فیه)»، «مقالات شمس»، «تاریخ سیستان»، «سیرت رسول‌الله»، «عجایب‌نامه»، «قصه‌های شیخ اشراق»، «تاریخ بیهقی»، «سیاست‌نامه» و «سفرنامه ناصرخسرو» در قالب آن منتشر شده‌اند.

هدف از تهیه مجموعه «بازخوانی متون» تدوین مجدد متن، فصل‌بندی، پاراگراف‌بندی و یکدست‌کردن رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و پیراستن بعضی عبارات معترضه بیرون از روال متون مهم مثنور ادبیات فارسی است. مراد اصلی هم از تهیه این‌کتاب‌ها، خواندن متن بوده و به‌همین‌دلیل از حاشیه‌پردازی خودداری شده است. جعفر مدرس صادقی ویراستار کتاب پیش‌رو، معتقد است یکی از علل قهربودن خواننده روزگار ما با متون کهن، جدایی و جنبه آموزشی و پژوهشی تحمیل‌شده به این‌متون باشد. او می‌گوید وقتی فقط علما و محققین با متون کهن سر و کار داشته باشند و همان‌ها این متون را در دانشگاه‌ها و مدارس تدریس کنند و برگزیده‌هایی از این‌متون را به چاپ برسانند، هیچ خواننده آزاد و فارغ‌البالی تصور درست و روشنی از این متون نخواهد داشت.

کتاب «تفسیر عتیق نیشابوری»‌ معروف به تفسیر سورابادی، پس از ترجمه تفسیر طبری و تاج‌التراجم اسفراینی، سومین تفسیر جامع قرآن کریم به زبان فارسی است. از این‌تفسیر نسخه‌های زیادی به جا مانده و صورت‌بندی‌اش مطابق با صورت‌بندی اغلب تفسیرهای دیگر دوره سامانی است؛ یعنی زمانی که با صدور مجوز علما و تشویق امیران سامانی، کار ترجمه و تفسیر قرآن به زبان فارسی، رونق گرفت. تفسیر تاج‌التراجم اسفراینی هم تفسیری است که شاه‌فورِ اسفراینی، ۱۰۰ سال پس از ترجمه تفسیر طبری نوشت.

به‌هرحال، صورت‌بندی تفسیر مورد اشاره، به این‌ترتیب است که پس از ذکر مقدمات اول هر سوره که توضیحاتی درباره تعداد آیات، کلمات، محل نزول و فضیلت آن را شامل می‌شود؛ ترجمه آیات شروع می‌شود و هرکجا که تفسیر لازم بوده، سلسله آیات قطع و پس از آن‌، دوباره شروع می‌شود. در بخشی هم که نویسنده مشغول تفسیر بوده، بخشی از قصه یا تمام آن، روایت شده است. عتیق نیشابوری علاوه بر ابن‌عباس، از راویانی چون وهب ابن منبه، مقاتل، سُدی، کلبی، محمد هیصم، امام جعفر صادق (ع)، ابراهیم مهاجر، محمد ابن جریر طبری و کعب‌الاحبار نقل قول آورده اما در مواردی هم بدون ذکر راوی، قصه‌هایی را بدون‌واسطه از پیامبر (ص) تعریف کرده تا بر اعتبار و درستی قصه، تاکید کرده باشد.

کتاب «تفسیر عتیق نیشابوری» برای اولین‌بار، سال ۱۳۱۷ توسط مهدی بیانی در کتاب «نمونه سخن فارسی» شامل برگزیده متون منثور قرن چهارم و پنجم هجری، معرفی شد. این‌کتاب، سرگذشت عالم از ابتدای خلقت تا قیامت را در قالب قصه‌های مختلف شامل می‌شود.

در نسخه جدیدی که نشر مرکز منتشر کرده، به‌جز «متن کتاب» که ۱۲۳ بخش یا قصه دارد، در ابتدا «پیشگفتار مجموعه: بازخوانی متون» و «مقدمه ویراستار»؛ و در انتها هم بخش «فهرست‌ها» شامل واژه‌نامه، نامنامه و آیات درج شده است.

در بخشی از «قصه دجّال» از این‌کتاب می‌خوانیم:

ابن‌عباس گوید دجال در اصل از مدینه رسول بود _ جهودزاده‌ای.
رسول با عُمَر وی را بدیدند که بازی می‌کرد در میان کودکان. رسول او را گفت «بگوی لا اله الا الله!»
وی مر رسول را گفت «لا بل که تو بگو!»
رسول گفت «بگوی که من رسول خدایم!»
گفت «لا بل تو بگوی که من رسول خدایم!»
عُمر قصد کرد به کشتن وی، رسول او را زَجر کرد، گفت « یا عمر، تو نتوانی کشتن او را _ که قضای خدای نافذ است.»
آن غلام همی برآمد، چندان که صُفّه‌ای از وی پر شد. آن‌گه آتشی درآمد، او را بربود، به جزیره دریا برد.
از پس آن، مردی از مدینه نامش اَوس او را آنجا بدید، و اَتانی نزدِ وی بسته.
پرسید او را که «محمد زنده است؟»
گفت «بلی.»
گفت «هنوز وقت من نیست.»
چون قیامت نزدیک آید، وی گشاده شود، بر آن اَتان نشیند، از آن که او را هیچ چیز برنتاوَد مگر آن خرِ یکچشم، و هرچند بیند گام نهد، همی آید، خلق فتنه وی گردند _ که آواز ملاهی و طبول و بوقات و صنوج شوند که با وی بُود، آهنگ به نظاره دهند.

این‌کتاب با ۴۷۴ صفحه، شمارگان هزار و ۶۰۰ نسخه و قیمت ۱۲۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...