دو کتاب «نظریه علم دینی در آثار آیت الله جوادی آملی» و «بازخوردهای نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی» منتشر شد.

نظریه علم دینی و بازخوردهای آن در آثار آیت الله جوادی آملی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از حوزه، این دو کتاب در قالب کتاب های جستارهایی در علم دینی از سوی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.

براساس این گزارش، کتاب «نظریه علم دینی در آثار آیت الله جوادی آملی» با بخش هایی همچون: «متن جلسات آموزشی علم دینی»، «مباحث مربوط به نظریه علم دینی در متن آثار آیت الله جوادی آملی»، «چند مقاله از حضرت استاد آیت الله جوادی آملی درباره نظریه علم دینی» و «معرفی چند اثر از حضرت آیت الله جوادی آملی مرتبط با علم دینی» به رشته تحریر درآمده است.

در چکیده این کتاب آمده است: پرونده علمی با موضوع «علم دینی در آثار آیت الله العظمی جوادی آملی» تلاش دارد بخشی از مجموعه دروس، مقالات، سخنرانی ها و پیام های ایشان در باب علم دینی را در قالب یک اثر مستقل ارائه نماید تا مخاطبین هدف بتوانند منبعی مستقل که برتابنده ابعاد نظریه ایشان در متن دروس و آثارشان می باشد، جهت مطالعه و مراجعه در اختیار داشته باشند.

کتاب «بازخوردهای نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی» نیز با بخش هایی همچون: «تعاریف، مبانی و اصول نظریه»، «نقدها و پاسخ ها» و «نمونه های اجرایی» منتشر شده است.

در خلاصه این کتاب نیز آمده است: در این مجموعه تلاش خواهد شد در سه فصل و در چندین بخش به توضیح و تبیین نظریه علم اسلامی آیت الله جوادی آملی از زبان خود استاد و برخی مفسران دیدگاه ایشان پرداخته شود. در فصل اول مفاهیم، مبانی و اصول نظریه در چهار بخش دین شناسی، علم شناسی، روش شناسی و علم دینی ارائه گردیده است. فصل دوم به نقدها و پاسخ ها اختصاص داده شده است که در چهار بخش نقدهای دین شناختی، نقدهای علم شناختی، نقدهای روش شناختی و دیگر نقدها صورت بندی شده است. در فصل پایانی الگویی از اسلامی سازی متون درسی که توسط گروهی از کارشناسان حوزه علوم تربیتی و معلمان آموزش و پرورش تهیه گردیده، ارائه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...