«شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم» [The Parthian and early Sasanian empires : adaptation and expansion] اثر وستا سرخوش، الیزابت پندلتون، میشائیل آلرام و تورج دریایی منتشر شد.

شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم» [The Parthian and early Sasanian empires : adaptation and expansion]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم» با ترجمه مهناز بابایی و توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

کتاب شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم شامل چهارده مقاله است که تاریخ دور‌ه‌ی اشکانی و اوایل دور‌ه‌ی ساسانی را از جنبه‌های گوناگون بررسی می‌کند. محتوای این مقالات مسائل مربوط به تاریخ سیاسی، موضوعات زبان‌شناختی، باستان‌شناختی و سکه‌شناسی است که نشان از فرهنگ غنی آن دوره دارند. این مقالات همچنین دیدگاه‌هایی نو در خصوص ایدئولوژی، تبارشناسی سلطنتی، نهادهای اجتماعی، تاکتیک‌های نظامی، تحولات زبانی و ارتباطات تجاری عرضه می‌کنند.

این کتاب به بررسی فرهنگ مادی، زبان‌شناسی و دین در دوران شاهنشاهی اشکانی و اوایل دور‌ه‌ی ساسانی می‌پردازد.

«شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم» اثر وستا سرخوش، الیزابت پندلتون، میشائیل آلرام و تورج دریایی در 239 صفحه و قیمت 65 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...