در این اثر، که به همت گروه تولید محتوا معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی منتشر شده، شیوه های تبلیغ و سخنرانی دینی بر اساس تجربه ها و توصیه های ۷ تن از وعاظ و سخنرانان مطرح کشوری تهیه و تدوین شده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه گروه تولید محتوا معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم کتاب «پله های منبر(یافته هایی از سال ها وعظ و خطابه)» را منتشر کرد.

توسط معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نشست هایی را با عنوان «انتقال تجربیات تبلیغی» با حضور مبلغان بنام کشور، حجج اسلام والمسلمین آقایان محسن قرائتی، حسین انصاریان، ناصر رفیعی محمدی، سید حسین حسینی قمی، حسین گنج، علی نظری منفرد و محمدحسین فلاح زاده برگزار شد که در این نشست ها، این اساتید ارجمند به بیان برخی از اصول و شیوه های تبلیغ و تجربه های خویش در این باره پرداختند.

اثر پیش رو که طی هفت فصل سامان یافته، شیوه های بنیادین منبر و سخنرانی دینی را بر اساس تجربیات این افراد به زبانی ساده و روان تدوین نموده و موضوعات و مباحث مربوط به تبلیغ را ارائه کرده است.

در فصل اول این اثر، تجربه ها و توصیه های تبلیغی حجت الاسلام والمسلمین انصاریان اعم از اهمیت و ارزش مبلغ و تبلیغ، تبلیغ دین با عمل، حسن خلق مبلغ، حکایت سید محمدحسن غیب شاه، تأثیر آیات و روایات بر نفوس مردم، آسان گیری و بیان تدریجی احکام، توسط و بیان مصیبت امام حسین(ع)، منبرهای کوتاه، مخاطب قرارن دادن مردم و معرفی منابع و موضوعات پیشنهادی و... آمده است.

فصل دوم کتاب «پله های منبر»، به تجربه ها و توصیه های تبلیغی حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین حسینی قمی در مسأله تبلیغ پرداخته شده که مشتمل بر تلاش برای منبری شدن، انتخاب سبک مناسب در منبر، تقلید در منبر، ارائه مطالب نو، روضه خواندن، کوتاه بودن سخنرانی و رعایت شرایط مکانی، مطالعه برای منبر، اولویت تفسیر موضوعی نسبت به تفسیر ترتیبی، ضبط جلسات و منابع و موضوعات پیشنهادی و... است.

سومین فصل از این اثر، به تجربه ها و توصیه های تبلیغی حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی محمدی از جمله منبر رسانه ای بی نظیر، ارائه سخنرانی و روضه مستند، گوش دادن به منبر دیگران، بیان نکات جدید و پرهیز از مطالب تکراری، داشتن سبک مشخص در منبر، اهمیت تبلیغی غیر رسمی، جایگاه شعر در منبر، اهمیت فیش برداری، انذار و تبشیر توأمان و... می پردازد.

کتاب «پله های منبر» تجربه ها و توصیه های تبلیغی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی را در قالب فصل پنجم تبیین می کند که برخی از این توصیه ها عبارت از اهمیت قرآن و تفسیر، نگاه جدید به قرآن، قرآنی و ظریف صحبت نمودن، تبلیغ در مناطق گمنام، تبلیغ همسو با رضایت امام زمان(عج)، نپرداختن به مسائل غیرمبتلابه، استفاده از لحظات ناب برای تبلیغ، نترسیدن در بیان احکام الهی، تسلط بر منبر و داشتن مطالعه است.

فصل ششم این اثر به تجربه ها و توصیه های تبلیغی حجت الاسلام والمسلمین حسین گنجی اختصاص یافته که از جمله این توصیه ها می توان به مغرور نشدن به تعریف مردم، توجه به اهل بیت(ع)، طولانی نبودن منبر، بی توجه بودن به تعداد جمعیت، پرهیز از تقلید محض در سخنرانی، توجه به همه ابعاد اسلام و هم رنگی و همراهی با مخاطب، اشاره کرد.

هفتمین فصل از کتاب «پله های منبر» برگرفته از تجربه ها و توصیه های حجت الاسلام والمسلمین علی نظری منفرد است که برخی از این توصیه ها مشتمل بر توجه به خطابه در کنار دروس حوزوی، شیوه روضه خوانی، چینش مطالب منبر، شیوه بیان احکام شرعی، منبر کوتاه، تقلید از منبرهای دیگر، آمادگی همیشگی است.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...