دومین چاپ کتاب «بیست دقیقه در منهتن» [Twenty minutes in Manhattan] نوشته مایکل سورکین [Michael Sorkin] و ترجمه امیر یداله ‌پور توسط نشر بان منتشر شد.

بیست دقیقه در منهتن» [Twenty minutes in Manhattan] نوشته مایکل سورکین [Michael Sorkin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر بان دومین چاپ کتاب «بیست دقیقه در منهتن» نوشته مایکل سورکین و ترجمه امیر یداله ‌پور در ۲۷۲ صفحه و بهای ۸۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۷ با شمارگان ۳۸ هزار تومان منتشر شده بود.

مایکل سورکین معمار معاصر و مشهور آمریکایی است. او در این کتاب ۲۰ دقیقه پیاده روی در شهر، از زمانی که از منزلش خارج می‌شود تا زمان رسیدن به دفتر کارش را توصیف می‌کند. این کتاب اثر مهمی است که در سال‌های اخیر نوشته و منتشر شده و تاثیر مهمی هم بر ادبیات شهری آمریکا گذاشته است. نویسنده در این کتاب حقوق اولیه شهروندی را به انسان‌ها یاد می‌دهد.

سورکین در توصیف شهر از رویکردهای مختلف استفاده می‌کند. او توصیف را از پله‌های ساختمان محل سکونتش آغاز کرده و مثلا بحث می کند که شکل خاص پله‌ها نتیجه چه سیاست، چه رویکرد اقتصادی و چه مرحله‌ای از تاریخ است. بحث می‌کند که چه فضایی حاکم بوده تا باعث شده که این پله‌ها به این شکل دربیاید و چرا در جغرافیا و تاریخ دیگر پله‌ها شکل دیگری دارند. او رویکردهای مختلف را برای تحلیل یک فرم شهری درهم اقدام می‌کند. نویسنده در این کتاب ثابت می‌کند که ایده‌های پرطرفدار در شهرسازی و معماری که معمولا سرمایه گذارها به آنها توجه دارند و سرمایه‌ها را صرف آن ایده‌ها می‌کنند، در عمل چقدر پوچ و توخالی هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...