کتاب «سیر تحول حقوق بشر» به قلم اسماعیل منصوری لاریجانی به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

سیر تحول حقوق بشر اسماعیل منصوری لاریجانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «سیر تحول حقوق بشر» در ۵۳۶ صفحه و به قیمت ۹۵,۰۰۰ هزار تومان و در قطع رقعی با شمارگان ۵۰۰ نسخه به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.

حقوق بشر گرچه محصول تمدن جدید و مدرنیته است، به یک تمدن خاص محدود نمی‌شود و دعوت به برابری، برادری، آزادگی، محبت و نوع دوستی و پرهیز از جنگ و تعصب همواره در تمدن‌های مختلف، خاصه در دین اسلام کانون تأکید بوده است.

مکتب اسلام بیشترین هماهنگی را با گرایش‌های فطری بشر دارد و این یکی از اسرار جاودانگی و جهانی بودن دین اسلام است که می‌تواند بستری بر انتزاع حقوق بشر باشد.

اثر پیش رو نیز در پی توضیح و تبیین سیر تحول حقوق بشر از آغاز تا شکل گیری اعلامیه جهانی حقوق بشر است؛ از این رو به بررسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه آن با اصول تفسیری حقوق بشر در اسلام می‌پردازد.

کتاب حاضر در سه بخش تنظیم شده است: در بخش اول با عنوان سیر تحول حقوق بشر، سیر تحول حقوق بشر از آغاز تا اعلامیه جهانی حقوق بشر به اجمال مطالعه می‌شود و در کنار سیر تاریخی حقوق بشر، علل و انگیزه تدوین منشورها و اعلامیه‌ها نیز بررسی می‌گردد؛ این بخش در قالب هفت فصل تدوین شده است.

بخش دوم با عنوان بررسی تطبیقی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر با اصول تفسیری حقوق بشر در اسلام، به بررسی این اعلامیه با توجه به اهمیتی که دارد، می‌پردازد که با اصول تفسیری حقوق بشر در اسلام مورد مقایسه و تحلیل قرار می‌گیرد. در این بخش، موارد پنج گانه «بشر مورد خطاب اعلامیه جهانی حقوق بشر»، «ارتباط منطقی بین حقوق و بشر»، «مبناها و هدف‌ها در نظام حقوقی»، «منابع حقوق» و «ضمانت اجرایی» فقط با نگرش و تلقی دین اسلام از بشر و حقوق و آزادی‌های او به اثبات می‌رسد؛ این بخش مشتمل بر هفت فصل تألیف شده است.

در بخش سوم نیز درباره حقوقی که در اسلام برای بشر به مفهوم کلی بشر مطرح است، بحث می‌شود؛ با طرح حقوق بشر در اسلام و بررسی ابعاد آن، به این حقیقت می رسیم که در تنازع فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌ها و با گرایش‌ها نیازهای مشترک انسانی، سرانجام آن فرهنگی پابرجا می‌ماند که در هماهنگی و تناسب با نیازهای طبیعی و فطری بشر باشد؛ این بخش در ۱۱ فصل نوشته شده است.

نویسنده در مقدمه این اثر آورده است: «در طرح مسائل حقوقی تلاش کردیم نظرات مکاتب و دانشمندان دیگر را در رابطه با موضوع مطرح کنیم، تا خواننده در کنار آشنایی با دیدگاه اسلام، با نظرات دیگر مکاتب هم آشنا شود و در ضمن از آنچه به عنوان مواد حقوق بشر در اسلام است، بحث شود».

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...