«طنین عطش» مجموعه داستانی به قلم کامران شرفشاهی درباره شخصیت‌های واقعه عاشورا، روانه بازار کتاب ایران شد. داستان‌های این کتاب درباره شخصیت‌هایی چون حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت زینب(س) و نقش آن‌ها در واقعه عاشورا است.

به گزارش ایبنا، داستان‌های این مجموعه با زبانی ساده نوشته شده و اتکا بر صفات بارز هر کدام از شخصیت‌های داستانی، دستمایه خلق آثار این مجموعه قرار گرفته است؛ شخصیت‌هایی نظیر حضرت ابوالفضل(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع)، حضرت علی‌اصغر(ع)، حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س).

این داستان‌ها پیش از این در نشریات مختلف به چاپ رسیده‌اند. نویسنده در نگارش داستان‌های این مجموعه سعی داشته تا زبانی ساده را با لحنی توصیفی همراه کند.

در این داستان‌های کوتاه غیر از تمرکز بر وجوهی خاص از شخصیت‌ها، نقش و احساس آن‌ها نیز در نسبت با واقعه عاشورا مد نظر قرار گرفته است.

شرفشاهی که در حال حاضر چند مجموعه داستان دیگر را نیز درباره واقعه عاشورا و زندگی ائمه (ع) در دست انتشار و چاپ دارد، انسان امروز را نیازمند بازخوانی‌های تازه‌ای از وقایعی چون عاشورا و زندگی ائمه(ع) دانست و گفت: انسان امروز نیاز به درک و فهم خاصی از وقایعی مانند عاشورا دارد و این ادراک به کیفیت زندگی او در دنیای ماشینی و شتابزده امروز کمک می‌کند.

وی افزود: مسایل اجتماعی طرح شده در این گونه وقایع تاریخی دین ما، سبب می‌شود که انسان‌های جوامع امروزی در موقعیت‌های مختلف از سردرگمی در حیات اجتماعی‌شان خلاصی یابند.

این شاعر همچنین گفت: در روزگار ما که غرب مدام در حال الگوسازی برای جوامع مسلمان است، بهتر است مفاهیم متعالی و انسان‌ساز دین و فرهنگ ما به زبانی قابل فهم و ساده‌ برای جونان بیان شوند.

داستان «دختر خورشید» این کتاب این‌گونه آغاز شده است: «شب چادر سیاه خود را بر سر تا سر شهر شام گسترده بود و گویی شب بلند نیمه محرم سال شصت و یک هجری میلی برای رسیدن به فردا نداشت... رقیه دختر سه ساله حسین‌بن‌علی است. او مدام سراغ برادرانش اکبر و اصغر، عمویش عباس و پدرش را می‌گیرد ... من خود او را دیده‌ام. کودک بسیار با عاطفه‌ای است و دلبستگی عجیبی به پدرش دارد و لحظه‌ای از یاد او غافل نمی‌شود..»

در «دیباچه» این کتاب آمده است: «نظر به این واقعیت بزرگ که در طی دوران هر واقعه‌ای نتوانسته است با رویکرد اهل قلم روبرو شده و به دنیای پر رمز و راز و اعجاب‌انگیز هنر و ادبیات وارد شود، آفرینش آثار متعدد ادبی و هنری در خصوص حماسه عاشورا را می‌توان جلوه دیگری از عظمت، حقانیت، مظلومیت و مظلومیت سالار شهیدان به شمار آورد که با گذشت زمان بر حجم این آثار حجیم اضافه شده و پس از گذشت قرن‌ها، هنوز هم ارادتمندان آن حضرت فراوانند..»

«آیین زندگی»، «آبروی وفا»، «حماسه گل سرخ»، «سردار کوچک» و «دختر خورشید»، نام برخی از داستان‌های این مجموعه‌اند.

«طنین عشق»، امسال (1390)، با شمارگان هزار و 200 نسخه از سوی انتشارات «تجلی مهر» به چاپ رسیده است. این کتاب 78 صفحه و قیمت آن سه هزارتومان است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...