«بر بلندای کلام علی‌ (ع)» کتابی است با محوریت نهج‌البلاغه که «علی‌رضا صادقی میاب» آن را نوشته است. انتشارات مدرسه به زودی این کتاب را منتشر می‌کند.

ایبنا نوجوان: انتشارات مدرسه چند کتاب را برای نوجوانان آماده‌ی چاپ کرده است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به «بر بلندای کلام علی‌ (ع)» اشاره کرد.

محمدحسین محبت‌پناه، مدیر داخلی این انتشارات درباره‌ی این کتاب گفت: ««بر بلندای کلام علی‌ (ع)» را می‌توان گذری بر نهج‌البلاغه دانست. ابعاد نهج‌البلاغه، آشنایی با گردآورنده‌ی آن، ویژگی‌های اثر، شرح‌هایی که بر نهج‌البلاغه نوشته شده و نگاه دیگران به آن از جمله موضوعاتی است که در این اثر به آن پرداخته شده است.»
نویسنده‌ی این کتاب «علی‌رضا صادقی میاب» و مخاطبان آن نوجوانان هستند.

این ناشر، مجموعه‌ای پنج جلدی هم برای کودکان پیش از دبستان منتشر می‌کند.
«نعمت‌های خدا»، «مناسبت‌ها»، «ایمان»، «بهداشت و ایمنی»‌ برخی از عناوین این مجموعه‌اند که محتوای اصلی آن‌ها از سوی مربیان و کارشناسان پیش از دبستان سراسر کشور جمع‌آوری شده است.
گروهی از کارشناسان به سرپرستی «نبی‌الله صادقیان» در انتشارات مدرسه عهده‌دار بازنویسی متن‌ها و مطالب بوده‌اند.
به گفته‌ی محبت‌پناه، محتوای این کتاب‌ها مورد تایید دفتر برنامه‌‌ریزی و تالیف کتاب‌های درسی نیز هست.

از آخرین آثاری که انتشارات مدرسه برای نوجوانان منتشر کرده، کتابی از «
مصطفی رحماندوست» است.
نویسنده در این کتاب که «بعد از پدر، باران» نام دارد، بر اساس برخی داستان‌های قرآنی، قصه‌های تقریباً بلندی به زبان امروزی نوشته است.
مخاطبان این کتاب هم نوجوانان هستند.

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...