کتاب «جودی کتاب‌خوان می‌شود»  [Book quiz whiz] نوشته مگان مک‌دونالد [Megan McDonald] با ترجمه محبوبه نجف‌خانی به‌عنوان چهاردهمین کتاب مجموعه «جودی دمدمی» توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

جودی کتاب‌خوان می‌شود»  [Book quiz whiz] نوشته مگان مک‌دونالد [Megan McDonald]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب صدوشصتمین «رمان کودک»ی است که افق منتشر می‌کند.

«جودی دمدمی»، «جودی و دوستان»، «استینک» (برادر جودی) و «جودی دمدمی و استینک» از جمله مجموعه‌کتاب‌هایی هستند که مگان مک‌دونالد برای کودکان نوشته است. این‌نویسنده آمریکایی کودک و نوجوان متولد سال ۱۹۵۹ است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته کتابداری از دانشگاه پترزبورگ است. مک دونالد پیش از نویسندگی، در موزه، کتابخانه و کتابفروشی کار کرده است. مدتی را هم به‌عنوان نگهبانی پارک گذرانده است.

مک‌دونالد اولین نوشته خود را در سن ۱۰ سالگی در روزنامه مدرسه اش منتشر کرد. او از آن زمان تا امروز، بیش از ۵۰ کتاب برای بچه‌ها نوشته که اتفاقات مربوط به بیشتر آن‌ها را از خاطرات کودکی خودش وام گرفته است. این‌نویسنده وقتی دختربچه بود، مجموعه‌ای از حشرات، پوست زخم‌های خشکیده و کله‌های عروسک جمع کرده بود!

«جودی انجمن مخفی تشکیل می‌دهد»، «جودی مشهور می‌شود»، «جودی دنیا را نجات می‌دهد»، «جودی آینده را پیشگویی می‌کند»، «جودی دکتر می‌شود»، «دور دنیا در هشت روز و نصفی»، «جودی به کالج می‌رود»، «جودی کارآگاه می‌شود»، «جودی و تابستان پرماجرا»، «جودی و طلسم بدشانسی»، «جودی مریخی می‌شود»، «جودی و فهرست‌ آرزوها» و «جودی ملکه می‌شود» عناوین کتاب‌هایی هستند که پیش از این در قالب مجموعه «جودی دمدمی» منتشر شده‌اند.

در «جودی کتاب‌خوان می‌شود» بناست اولین‌مسابقه کتاب‌خوانی در مدرسه برگزار شود. گروه کِرم‌کتاب‌های مدرسه ویرجینیا دِیر دارند از صبح تا شب کتاب می‌خوانند. به این‌ترتیب، جودی دمدمی و گروهش هم کتاب می‌خوانند و نکته‌های مهم را حفظ می‌کنند. آن‌ها سر میز شام، زیر پتو و حتی توی کلاس کاراته هم کتاب می‌خوانند. تازه تلاش می‌کنند تندخوانی هم بکنند. اما سوال مهم این است که آیا کرم کتاب‌های معمولی می‌توانند با گروه کتاب‌خوان‌های آکادمی درخت هوش رقابت کنند یا نه؟

در ادامه داستان، شایعه وحشتناکی سر زبان‌ها می‌افتد؛ این‌که در گروه رقیب، یک‌کلاس چهارمی هست که شکست‌دادنش کار سختی است. همین‌شایعه نفس بچه‌های کرم‌کتاب را بند می‌آورد و هیجانشان را برای مسابقه بیشتر می‌کند.

عناوین فصل‌های این‌کتاب به‌ترتیب عبارت‌اند از:

جودی جوراب‌بلند، کِرم کتاب کِرم نیست، تک‌شاخ‌ها شلوار نمی‌پوشند، فکر کردن ماهی قرمزی، یخ‌زدگی مغز، ولگرد، یک کلاس چهارمی قدرتمند، سوپرخبره مسابقه کتاب‌خوانی، کِرم کتاب‌ها در برابر هواداران...، کلاس سومی بهتر از نخودی، فهرست کتاب‌هایی...، کتاب‌های فهرست مسابقه کتاب‌خوانی...

تصویرگری این‌کتاب هم که نسخه اصلی‌اش سال ۲۰۱۹ چاپ شده، مانند دیگر عناوین «جودی دمدمی» توسط پیتر اچ. رینولدز انجام شده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

آقای تاد گفت: «خیلی خب، بچه‌ها. شما مثل کِرم کتاب‌ها، تمام کتاب‌های توی فهرست را تا ته خورده‌اید. اگر جوابی یادتان نمی‌آید، دستپاچه نشوید. یک نفس عمیق بکشید و دوباره سعی کنید.»
آقای تاد فهرستی از سوال‌های تمرینی را بیرون آورد و گفت: «خیلی خب، کرم کتاب‌ها، شروع می‌کنیم. سوفی، از تو شروع می‌کنم.»
استینک گفت: «صبر کنید، زنگ کو؟»
آقای تاد گفت: «امروز به زنگ احتیاجی نداریم. برای همین می‌توانیم حواسمان را روی سوال‌ها و جواب‌ها جمع کنیم.»
استینک تلپی روی صندلی‌اش وا رفت. «اَه، چه حال‌گیری‌ای!»
آقای تاد صدایش را صاف کرد: «توی کتاب لینگ و تینگ: دو برابر خِنگ‌تر، نوشته گریس لین، تینگ توی باغچه‌اش چه چیزی می‌کارد؟»

این‌کتاب با ۱۶۸ صفحه مصور، شمارگان ۳ هزار نسخه و قیمت ۳۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...