ترجمه «رویاهای بانکِرهیل» [Suenos de Bunker Hill] نوشته جان فانته [John Fante] منتشر شد.

رویاهای بانکِرهیل» [Suenos de Bunker Hill]  جان فانته [John Fante]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب «رویاهای بانکرهیل» نوشته جان فانته با ترجمه محمدرضا شکاری در ۱۷۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۸ هزارتومان در نشر افق منتشر شده‌ است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است:
هیچ‌کس را نمی‌شناختم. تنهایی غذا می‌خوردم و از تمام شهر متفر بودم. به کتابفروشی استنلی رُزِ بغل رستوران می‌رفتم. هیچ‌کس من را نمی‌شناخت. مثل پرنده‌ای که دنبال خرده‌ نان باشد پرسه می‌زدم. دلم برای خانم برانل وایت مارکس و دو مونت تنگ شده بود. خاطره‌ام از جنیفر لاولیس کمابیش قلبم را می‌شکست. این چندنفر را که می‌شناختم، انگار با هزاران نفر در شهر آشنایی داشتم.

«رویاهای بانکرهیل» آخرین تکه از چهارگانه باندینی نوشته جان فانته است. این رمان آرتورو نویسنده را به تصویر می‌کشید که رابطه‌های عاشقانه و کاری‌اش را می‌کاود. نویسنده‌ای اسیر چنگال هالیوود که می‌کوشد خلاقیت‌ هنری خود را به هر قیمتی حفظ کند. هجویه‌ای درخشان که پایانی بی‌نظیر بر این چهارگانه رقم می‌زند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...