مایکل چابون جایزه‌ی بهترین رمان را از جوایز ادبی " هوگو " به‌دست آورد.

به گزارش ایسنا، جوایز "هوگو" به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین جوایز ادبی جهان در زمینه‌ی آثار علمی - تخیلی و فانتزی، برندگان سال 2008 خود را معرفی کرد.

در بخش بهترین رمان، «اتحادیه‌ی پلیس‌های یهودی» نوشته‌ی‌ مایکل چابون اثر برتر نام گرفت. این دومین جایزه‌ای است که چابون برای این کتاب در سال جاری به‌دست آورده است. در ماه آوریل، او جایزه‌ی‌ بهترین رمان را از جوایز "نبولا" که از سوی انجمن نویسندگان آثار علمی - تخیلی آمریکا برگزار می‌شود، به‌دست آورد.

به گزارش روزنامه‌ی‌ گاردین، در بخش بهترین رمان نیمه‌کوتاه، «همه روی زمین نشسته‌اند» نوشته‌ی کانی ویلیس، جایزه‌ی‌ اول را کسب کرد.

در بخش بهترین رمان کوتاه، «تاجر و دروازه‌ی‌ شیمیدان» نوشته‌ی‌ تد چیانگ انتخاب اول نام گرفت.

جایزه‌ی بهترین داستان کوتاه نیز به «خط جزر و مد» اثر الیزابت بیر تعلق گرفت.

همچنین جایزه‌ی بهترین نویسنده‌ی‌ آثار فانتزی را جان اسکالزی به‌دست آورد.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...