مایکل چابون جایزه‌ی بهترین رمان را از جوایز ادبی " هوگو " به‌دست آورد.

به گزارش ایسنا، جوایز "هوگو" به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین جوایز ادبی جهان در زمینه‌ی آثار علمی - تخیلی و فانتزی، برندگان سال 2008 خود را معرفی کرد.

در بخش بهترین رمان، «اتحادیه‌ی پلیس‌های یهودی» نوشته‌ی‌ مایکل چابون اثر برتر نام گرفت. این دومین جایزه‌ای است که چابون برای این کتاب در سال جاری به‌دست آورده است. در ماه آوریل، او جایزه‌ی‌ بهترین رمان را از جوایز "نبولا" که از سوی انجمن نویسندگان آثار علمی - تخیلی آمریکا برگزار می‌شود، به‌دست آورد.

به گزارش روزنامه‌ی‌ گاردین، در بخش بهترین رمان نیمه‌کوتاه، «همه روی زمین نشسته‌اند» نوشته‌ی کانی ویلیس، جایزه‌ی‌ اول را کسب کرد.

در بخش بهترین رمان کوتاه، «تاجر و دروازه‌ی‌ شیمیدان» نوشته‌ی‌ تد چیانگ انتخاب اول نام گرفت.

جایزه‌ی بهترین داستان کوتاه نیز به «خط جزر و مد» اثر الیزابت بیر تعلق گرفت.

همچنین جایزه‌ی بهترین نویسنده‌ی‌ آثار فانتزی را جان اسکالزی به‌دست آورد.

وقتی پلیس مخفی از من بازجویی می‌کرد، اغلب می‌گفت: یادت نرود نانی که خورده‌ای مال رومانی است... اگر مردم رومانی را دوست ندارند- همیشه می‌گفتند «مردم» نمی‌گفتند «رژیم»- پس باید به غرب و پیش دوستان فاشیستم بروند... هر کتاب را حداقل 20 بار می‌نویسم... اما اغلب سراغ نخستین نسخه می‌روم... در مورد من، چیزی برای کشف کردن وجود نداشت چون در تمام آپارتمانم شنود گذاشته بودند... مردم باید برای غذا در صف می‌ایستادند اما هرگز با کمبود میکروفن مواجه نمی‌شدیم ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...
گفت که هر دو کتاب من را خوانده است و کتاب‌های خیلی افتضاحی بوده‌اند... بچسب به قصه زندگی خودت... یک گوشه‌ای مشغول نقشه‌کشیدن برای این بودم که با پول جایزه چه کار کنم... داستان‌نویسی را به سبک چارلز دیکنز شروع کردم... من را به مدرسه خصوصی فرستادند و خدا می‌داند پدرم چطور هزینه آن را می‌پرداخت... اخراج شدم... بازیگر شدم... از خانه فرار کردم... نقاش صحنه بود و سال‌ها بود که عاشقش بودم... با دو بچه ترکمان کرد... ...
شاهنشاه می‌فرمایند: هرجا که امکان ساختن سدی باشد ایجاد خواهیم کرد... تالاب هورالعظیم، تالاب شادگان، دریاچه بختگان و دریاچه پریشان همگی خشک شده‌اند... اولین نتیجه مستقیم خشکی دریاچه‌ها: گردوغبار و آلودگی هوا... این مملکت احتیاج به هیچ دشمنی نداره، خودمون داریم خودمون رو می‌کشیم... طی ۱۰ سال گذشته بیش از یک میلیون نخل بر اثر شوریِ آب پایین دستِ سدهای کرخه، خشک شده‌اند. این تعداد تقریبا معادل کل خسارت جنگ ۸ ساله به نخلستان‌های جنوب است ...
مهمترین رمان مارتین زوتر... دنیایی کوچک اما پیچیده و سرشار از کشمکش‌های پرشور بر سر تصاحب قدرت... مهره‌ ضعیفی است که به یک‌باره قدرتی عظیم در دست می‌گیرد و در برابر خانواده‌ معنوی خود از آن بهره می‌جوید... این امکان و فرصت بزرگ، به‌هیچ‌وجه پول یا موقعیت اجتماعی برتر نیست... آنچه این نهاد قدرت را در برابر عضوی از خود آسیب‌پذیر می‌کند، مناسباتی است که برقرار کرده است... خانواده برای بقای خود می‌جنگد... ...