ویرایش جدید «بیداری فینیگان» اثر جیمز جویس هفته آینده منتشر می‌شود.

به گزارش ایبنا به نقل از گاردین، ویرایش جدید کتاب «بیداری فینیگان‌ها» آخرین اثر
جیمز جویس در حالی که 70 سال از انتشار آن می‌گذرد، هفته آینده در شهر دوبلین پایتخت ایرلند در دسترس عموم قرار می‌گیرد.
 
این ویرایش که حاصل کار 30 ساله دو متخصص آثار جیمز جویس یعنی «دنیس راث» و «جان او هانلون» است، با بررسی ده‌ها هزار صفحه از دست‌نوشته‌های جویس و یادداشت‌هایش در متن کتاب اولیه صورت گرفته است. این دو در مجموع 20 هزار صفحه دست‌نویس و 60 دفترچه یادداشت را بررسی کردند.

این کتاب که دو سال پیش از درگذشت جویس در 4 مارس 1939 منتشر شده، به دلیل مشکلات بینایی او با اشکال‌های متعدد روبه رو بوده و حاصل آن متنی است که خواندن آن برای خواننده دشوار بود.

او «بیداری فینیگان‌ها» را در 1939 منتشر کرد که خود آن را «اثری دیوانه‌وار از یک دیوانه» خوانده است. حوادث این کتاب هفتصد صفحه‌ای برخلاف «اولیس» که نمودار روز است، حوادث شب را در بردارد. اولیس که تحت تأثیر کتاب اودیسه اثر هومر قرار نوشته شده، قهرمانان اساطیری را به زندگی عادی کشانده است؛ در حالی که «بیداری فینیگان‌ها» جنبه تاریخی دارد و زندگی را در ضمیر ناخودآگاه منعکس می‌کند.

نسخه فرانسوی این ویرایش جدید نیز قرار است تا سال 2011 منتشر شود.


جیمز جویس رمان‌نویس و شاعر ایرلندی (1882-1941) تعدادی از داستان‌های کوتاهش را در مجموعه‌ای به نام «دوبلینی‌ها» در 1914 منتشر کرد و بعد در شهر «تریست» مدت‌ها برای نگارش رمان «تصویر هنرمند در جوانی» که در واقع زندگی‌نامه او بود، تلاش کرد. جویس در 1919 پس از جنگ، به تریست بازگشت و نگارش کتاب «اولیس» را ادامه داد. در 1920 به پاریس رفت و در 1921نگارش کتاب اولیس را به پایان رساند. هرچند چاپ و انتشار این کتاب، گرفتاری‌های بسیاری برای او به بار آورد؛ اما چیزی نگذشت که اولیس به چندین زبان ترجمه شد.

اولیس به عنوان بهترین اثر ادبی قرن بیستم شناخته شده‌ است.

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...