ژولیا دک [Julia Deck] عنوان برنده جایزه مدیسی ۲۰۲۴ [Prix Médicis] فرانسه را برای رمانی با عنوان «آن از انگلستان» [Ann of England] از آن خود کرد.

ژولیا دک [Julia Deck] آن از انگلستان» [Ann of England]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جایزه مدیسی ۲۰۲۴ به ژولیا دک، رمان نویس ۵۰ ساله، برای رمان «آن از انگلستان» از انتشارات سویی تعلق گرفت. عنوان برنده امسال در دور سوم با کسب ۵ رای در برابر ۴ رای توماس کلرک، نویسنده «پاریس، موزه قرن بیست و یکم» از انتشارات مینویی، به جولیا دک رسید.

در بخش ترجمه رمان خارجی، ادواردو هالفون برای رمان «رتیل» نوشته دیوید فاوکمبرگ که از اسپانیایی ترجمه شده بود با کسب ۴ رای در برابر ۲ رای، عنوان بهترین رمان ترجمه شده را برد.

راینر استاچ بیوگرافی نویس کافکا برای کتاب «کافکا» (جلد ۳) به زبان آلمانی برنده بهترین کتاب غیرداستانی شد. این کتاب توسط رژی کوآترسو به فرانسوی ترجمه شده است.

به این ترتیب ژولیا دک اولین نویسنده زنی است که در فصل ادبی ۲۰۲۴ فرانسه یکی از جوایز بزرگ پاییزی را از آن خود کرد. «آن از انگلستان» هفتمین رمان این نویسنده است که به گفته داوران همان اندازه که دردناک است، جاه‌طلبی ادبی را هم با خود دارد. دِک که از پدری فرانسوی و مادری انگلیسی متولد شده، با سکته مغزی مادرش در تابستان ۲۰۲۲ روبه رو شد و تصمیم گرفت با طنزی آنگلوساکسونی، سفر این زن انگلیسی را با پیشینه در طبقه کارگر، علاقه‌مند به ادبیات و در نهایت از نظر اجتماعی در نقطه‌ای با ثبات در فرانسه، روایت کند. در اواسط داستان، نویسنده متوجه چیز عجیبی شده و به مادرش مشکوک می‌شود که اسرار خانوادگی خاصی را از او پنهان کرده است.

امسال هیئت داوران به ریاست آن اف. گارتا متشکل از ماریان آلفانت، میشل برودو، ماری داریوسک، پاتریک گرانویل، دومینیک فرناندز، آندری مکین، پاسکال رزه و آلن وینشتاین کار انتخاب برنده را انجام داد. ریاست جایزه مدیسی از سال آینده بر عهده پاسکال رزه خواهد بود.

سال پیش این جایزه در بخش رمان فرانسوی زبان به کوین لامبر نویسنده کبکی برای «باشد که شادی ما بماند» و در بخش رمان خارجی به لیدیا خورخه برای «شفقت» و هان کانگ برنده جایزه نوبل ادبیات امسال برای «خداحافظی غیرممکن» اهدا شد. جایزه کتاب غیرداستانی هم به لوره مورات برای «پروست، خانواده رومی» رسید.

این جایزه معتبر ادبیات فرانسوی از سال ۱۹۵۸ اهدا می‌شود و از سال ۱۹۷۰ آثار ادبی ترجمه شده نیز به آن افزوده شد. از مشهورترین نویسندگان فرانسوی برنده این جایزه کلود موریس، کلود سیمون و آندره مکین هستند و چهره‌هایی چون میلان کوندرا، دوریس لسینگ، خولیو کورتاسار، آلخو کارپانتیه، اومبرتو اکو، جوزف هلر، الزا مورانته، آنتونیو تابوکی، پل آستر، فیلیپ راث و اورهان پاموک از برندگان بخش ادبیات خارجی آن بوده‌اند.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...