رمان «دختری تقریبا معمولی» [About average] نوشته اندرو کلمنتس [Andrew Clements] با ترجمه امیر حیدری باطنی توسط انتشارات آفرینگان منتشر و راهی بازار نشر شد.

دختری تقریبا معمولی» [About average] اندرو کلمنتس [Andrew Clements]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اندرو کلمنتس نویسنده آمریکایی ادبیات کودک و نوجوان، متولد سال ۱۹۴۹ و درگذشته به سال ۲۰۱۹ است. نسخه اصلی کتاب «دختری تقریبا معمولی» با عنوان اصلی «درباره تعادل» سال ۲۰۱۲ توسط انتشارات کتاب‌های خوانندگان جوان آتینیوم در آمریکا منتشر شد.

داستان «دختری تقریبا معمولی»، درباره جوردن جانستون یک‌دخترمدرسه‌ای معمولی است. او در خانه، مدرسه، شهر و حتی همه دنیا دختری معمولی به نظر می‌رسد چون نه قدش کوتاه است نه بلند. نه چاق است و نه لاغر و در کل، خیلی معمولی است. او دوست‌داشتنی است تا این‌که سر و کله یک دختر جدید در مدرسه پیدا می‌شود و همه‌چیز را به هم‌ می‌ریزد. به این‌ترتیب با ورود مارلی هارکینز که حتما یکی از بچه‌های بدجنس است، جوردن دیگر نمی‌توان به چیزهای خوب و معمولی فکر کند.

مارلی با رفتارش به جوردن بدی می‌کند و جوردن در پی تلافی است اما نمی‌داند باید چه کند. آیا باید خوب و معمولی باشد یا با تندی رفتار کند؟ آیا وقتی فاجعه‌ای رخ می‌دهد، می‌تواند با رفتار خوب از پس آن بربیاید؟ آیا می‌شود با اخلاق خوب دیگران را از فاجعه نجات داد؟

«دختری تقریبا معمولی»، ۱۹ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: اطمینان، زیبایی، خشمناک، سه‌دقیقه، دو چیز خوب، گرما و اعداد، کسب‌وکار هواشناسی، عاقبت شکوفا می‌شود، کمی شرور، خوب‌بودن، پناهگاه، جریان‌های هوایی رو به بالا،‌ عزم راسخ، برنده‌شدن، احساس‌کردن با تمام وجود، ملکه ذهن‌شدن، مخمل و فولاد، کمک، تشویش.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

در واقع نیکی قبلا درباره این‌اتفاق گفته بود _‌ کاری که او یک‌بار در جواب قضیه قلدربازی در مدرسه کرده بود. اما جوردن حتی نمی‌توانست فکرش را بکند که دارد به مارلی مشت می‌زند. به‌همین‌خاطر آن‌ها فقط به بازی منچ خود ادامه دادند و درباره برنامه‌های خود برای تعطیلات تابستان صحبت کردند. اما در عمق افکار جوردن این ایده جدید داشت می‌چرخید.
وقتی کلاس ورزش تمام شد، او تصمیم گرفته بود ایده «خوب بودن با مارلی» را در پیش بگیرد _ به‌نوعی آن را در چند روز آینده مرحله‌بندی و یکی دو بار امتحان کند تا ببیند آیا امیدی به موفقیت هست یا نه _ اما تصمیم داشت این کار را فقط زمانی انجام دهد که ارتباط با مارلی اجتناب‌ناپذیر است.
او هنوز هم می‌خواست تا جایی که امکان دارد از او دور باشد. اما مشخص شد که جوردن نمی‌تواند در این‌باره کاری کند.
بعد از کلاس ورزش جوردن و نیکی در کلاس ماندند تا به خانم نوینز در بردن وسایلش کمک کنند، به همین خاطر وقتی که آن‌ها به سالن غذاخوری مدرسه رسیدند، سینی‌های خود را برداشتند و به انتهای صف ناهار رفتند.

این‌کتاب با ۱۴۲ صفحه، ۷۷۰ نسخه و قیمت ۲۱ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...