کتاب «خالکوبی پرنده» [وشم‌الطائر] نوشته دنیا میخائیل [Dunyā Mīkhāʼīl] با ترجمه سیدحمیدرضا مهاجرانی از سوی نشر روزنه به بازار کتاب رسید.این اثر عنوان نامزد نهایی جایزه بوکر عربی 2021 را از آن خود کرده است.

خالکوبیِ پرنده» [وشم‌الطائر] نوشته دنیا میخائیل [Dunyā Mīkhāʼīl]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این اثر که در گروه ادبیات عرب از این نشر قرار دارد، بر اساس گزارش روزنامه «مصری الیوم» به عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال 2020 معرفی شده است.

دنیا میخائیل برای کتاب «خالکوبیِ پرنده» عنوان نامزد نهایی جایزه بوکر عربی 2021 را از آن خود کرده است.

در بخشی از متن کتاب می‌خوانیم: «...یکی از اسیران فریاد کشید و گفت: «بس کنید...!! اگر کسی با خواهران و مادران شما چنین رفتاری بکند خوشتان می‌آید!!؟» این را که گفت، یکی از نگهبانان به‌قدری محکم او را به دیوار کوبید که نقش زمین شد. پشت سر او یک زن دیگر فریاد کشید و همانطور که با جیغ و داد کلماتی نامفهوم و پرورده در خشم بر زبان می‌آورد تف غلیظی به صورت آن نگهبان انداخت. هلن هم به تقلید از او همان کار را کرد و بعد از او اسیری دیگر و دیگر.»

دنیا میخائیل، نویسنده، شاعر، روزنامه‌نگار و مترجم کتاب، در سال 1965 در خانواده‌ای آشوری‌تبار در عراق به دنیا آمد. میخائیل که درحال‌حاضر ساکن امریکاست، مدرک کارشناسی ارشد در رشته مطالعات خاور نزدیک را از دانشگاه ایالتی وین دریافت کرده است.

جایزه بوکر عربی از مهم‌ترین جوایز داستانی جهان عرب به شمار می‌رود که در سال 2007 به همت هیئت گردشگری و فرهنگ ابوظبی و با حمایت و پشتیبانی جایزه بوکر بریتانیا پایه‌گذاری شد. این جایزه صرفا در حوزه رمان برگزار می‌شود.

رمان «خالکوبیِ پرنده» نوشته دنیا میخائیل، در 291 صفحه، به قیمت 75 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه سیدحمیدرضا مهاجرانی، از سوی نشر روزنه به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...