کتاب «باغبان و نجار (دیدگاه‌های جدید علم روانشناسی رشد در باب رابطه والدین و فرزندان)» [The gardener and the carpenter : what the new science of child development tells us about the relationship between parents and children] نوشته آلیسون گوپنیک [Alison Gopnik] با ترجمه مریم برومندی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

باغبان و نجار: برای فرزندمان باغبان باشیم یا نجار؟ [The gardener and the carpenter : what the new science of child development tells us about the relationship between parents and children] نوشته آلیسون گوپنیک [Alison Gopnik]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب که یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه روانشناسی» نشر نو است، در سال ۲۰۱۶ در نیویورک چاپ شده است.

از نظر نویسنده این‌کتاب که استاد علوم شناختی و روان‌شناسی دانشگاه برکلی است، دو گونه والدین وجود دارد؛ گونه‌ای که مثل یک نجار از ابتدا تا انتهای فرایند تربیت فرزندشان را در ذهن طراحی کرده‌اند و طبق آن عمل می‌کنند و گونه‌ای دیگر، آن‌هایی که مثل باغبانی که از گل محافظت می‌کند، از فرزندانشان محافظت می‌کنند و در بستری امن و آزاد اجازه می‌دهند فرزندشان تبدیل به موجودی مستقل، یگانه و خلاق شود. آلیسون گوپنیک گونه دوم را بیشتر پسندیده و آن را تبلیغ می‌کند. به بیان ساده‌تر او می‌گوید باغبان باشیم تا نجار!

خود نویسنده کتابش را این‌گونه معرفی می‌کند: اثری از یک مادربزرگ که در عین حال، یک دانشمند و فیلسوف هم هست. او می‌گوید: داستان بهشت، تمثیل خوبی برای دوران بچگی است. ما به‌عنوان بچه در باغی از عشق و توجه بزرگ می‌شویم، باغی که همه‌چیز در آن فراوان است و به‌عنوان یک بچه، به هیچ روی متوجه زحمت و کاری که پشت این همه امکانات و خوشی است، نمی‌شویم. به‌عنوان بزرگسال،‌ هم وارد دنیای درک و مسئولیت و هم دنیای رنج و زحمت می‌شویم که شامل درد واقعی و استعاری آوردن نسل بعدی به این دنیاست. زندگی‌های ما بدون گذراندن هر دو مرحله، بهشت و جهنم، معصومیت و تجربه، به‌طور کامل انسانی نخواهد بود.

این‌کتاب به‌جز مقدمه، ۹ فصل اصلی دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: «در مخالفت با تربیت»، «تکامل کودکی»، «تکامل دوست‌داشتن»، «یادگیری از طریق دیدن»، «یادگیری از طریق گوش‌دادن»، «کارِ بازی»،‌ «بزرگ‌شدن»، «آینده و گذشته: بچه‌ها و فناوری» و «ارزش بچه‌ها». مقدمه کتاب هم با عنوان «تناقض‌های والد» خود از ۶ بخش تشکیل شده که عبارت‌اند از: از تربیت تا والد بودن، تناقض‌ها، تناقض‌های دوست‌داشتن، تناقض‌های یادگیری، یگانگی‌ دوران کودکی، باغ کودک.

مترجم کتاب پیش‌رو می‌گوید مخاطب آن متوجه خواهد شد شیوه تربیت و انتظارات والدین ایرانی بسیار شبیه به والدین آمریکایی است.

در ستایش بی‌نظمی، ایده‌هایی که به جای ما می‌میرند، کاویدن در برابر بهره‌برداری، والدین حمایتی عناوین بخش‌های فصل اول کتاب هستند. در فصل دوم هم این‌بخش‌ها آمده‌اند: دو تصویر، فراتر از حوادث بداهه، تناقض نابالغی، یادگیریْ فرهنگ و چرخه‌های بازخوردی، تنوع‌پذیری: ناشناخته‌های غریب، بازگشت به تربیت.

عناوین سومین فصل این‌کتاب به‌ترتیب عبارت‌اند از: پیوند زناشویی: مساله‌ای پیچیده، تنوع عشق، مادربزرگ‌ها، دگر والدها، معمای تعهد، ریشه‌های تعهد، هزینه‌های تعهد، عشق و تربیت. فصل چهارم هم دربرگیرنده بخش‌های «بازیگران کوچک»، «اسطوره نورون‌های آینه‌ای»، «تولید تقلید»، «یادگیری درباره جهان»، «وقتی که بچه‌ها بهتر از بزرگسالان هستند»، «تقلید افراطی»، «مراسم تقلید در میان فرهنگ‌ها» و «انجام‌دادن کارها با هم» است. در فصل پنجم هم مخاطب با ۸ بخش «یادگیری از اظهارنظرها»، «اطمینان داشتن به خود»، «چه کسی را باور می‌کنید؟»، «قصه‌گویی»، «پرسش‌ها و توضیحات»، «چرا بپرسیم چرا؟»، «پرسش بنیادین» و «اجازه دهید خودش کشف کند» روبرو می‌شود.

ششمین فصل کتاب دربرگیرنده این‌عناوین است. موش‌های شلوغ‌کار، دست‌بردن به همه کار، مهره‌های رنگی و پوپر، ساختن ایمان، بچه‌های نظریه بَیِزی، انواع ذهنیت‌ها، ربات‌های رقاص، فراتر از خانم هاویشام. در فصل هفتم هم این‌بخش‌ها آمده‌اند: کارآموزی، مهارت‌های مدرسه‌ای، متفاوت فکر کردن، اختلال کم‌توجهی، مدرسه رفتن و یادگیری، افراد در زمین بازی، دو سیستم نوجوانی.

مغز مطالعه کننده، دنیای صفحات نمایش، بهشت و مکس دیوانه، چرخ‌دنده فناوری، شهر شبکه، چه باید کرد؟ هم عناوین فصل هشتم کتاب «باغبان و نجار» هستند. آخرین فصل کتاب هم ۵ بخش با این‌عناوین را شامل می‌شود: علایق شخصی و سیاست عمومی، تامین هزینه‌ها، پیر و جوان، کار بازی هنر دانش، جمع‌بندی.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

انسان‌های خردسال بازی می‌کنند، بچه‌های گرگ و دلفین و موش صحرایی و کلاغ هم بازی می‌کنند. توله‌گرگ هنگام شکار، بازی هم می‌کند. جوجه‌کلاغ‌هایی که تازه از تخم درآمده‌اند، با تکه چوب‌ها بازی می‌کنند. بچه‌موش‌های صحرایی با برادرهایشان بازی و دعوا می‌کنند و بالاخره بچه‌گربه‌ها با کلاف‌های نخ و کاموا بازی می‌کنند.
بازی‌کردن، به‌خصوص در حیوانات اجتماعی که کودکی نسبتا طولانی و سرمایه‌گذاری والدینی زیاد و مغزهایی بزرگ دارند، مثل ما انسان‌ها رواج دارد. تقریبا هر جانوری که کودکی طولانی‌مدت دارد، بخش زیادی از آن دوره طولانی کودکی را به بازی‌کردن می‌گذراند.
اما منظور ما از بازی‌کردن چیست؟ نقطه مشترک نقش‌بازی‌کردن و بازی جنگی، هاکی و خانه‌بازی چیست؟ آن ارتباط بنیادینی که موش صحرایی و برادرهایش، کلاغ و چوبش که با آن زمین را حفر می‌کند و بچه گربه‌ها و کلاف‌های کاموایشان را به هم متصل می‌کند، چیست؟

[کتاب حاضر نخستین‌بار تحت عنوان «تربیت باغبانی و نجاری» با ترجمه‌ی مقصود رزم‌آرای‌شرق، امير يوسفی توسط انتشارات گردوی دانش در سال 96 و سپس با عنوان «علیه تربیت فرزند: برای فرزندمان باغبان باشیم یا نجار؟» توسط ترجمان در سال 98 منتشر شده است.]

این‌کتاب با ۳۵۰ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...