«از زبان مشاور: ارکان پنجگانه زندگی خانوادگی» نوشته حجت‌الاسلام والمسلمین علی اکبر مظاهری منتشر شد.

از زبان مشاور: ارکان پنجگانه زندگی خانوادگی علی اکبر مظاهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بوستان کتاب قم «از زبان مشاور: ارکان پنجگانه زندگی خانوادگی» را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۴۰۰ صفحه و بهای ۶۷ هزار تومان منتشر کرد.

کتاب پنج فصل دارد که به عناوین و محتوای آنها به ترتیب اشاره می‌شود: فصل اول با عنوان «آغاز راه» که به موضوع ازدواج اختصاص پیدا کرده است. فصل دوم با عنوان «انتخاب همسر» مساله خواستگاری و معیارهای انتخاب همسر را بررسی کرده است. فصل سوم با عنوان «دوران نامزدی و عقد» به بیان مسائل جوانان در این دوران شیرین زندگی اختصاص دارد. فصل چهارم با عنوان «پس از ازدواج» مفصل‌ترین فصل کتاب است. نویسنده در این فصل مهارت‌های زندگی را برای آن بیان کرده است. در نهایت فصل پنجم کتاب نیز به «فرزندان و تربیت» آنها می‌پردازد. این عرصه، میدانی است پررمز و راز، که پدران و مادران، به‌ویژه زوج‌های جوان، به راهنمایی‌هایی، مساعدت‌هایی و همدلی‌هایی نیازمندند تا فرزندانی صالح و رشید را تربیت و بالنده کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی اکبر مظاهری اصفهانی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «ما، همگی‌مان، به مشاور و مشاوره نیازمندیم؛ در مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی. مانند نیاز به پزشک و پزشکی، در همه رشته‌های پزشکی. این نیاز را عقل می‌گوید، شرع بر آن فتوا می‌دهد، و دانش و تجربه بر آن مهر تأیید، بلکه تأکید، می‌نهند.

عمده مطالب کتاب، در سه قلمرو، سامان یافته است:

۱. مشاوره‌های حضوری؛

این‌ها محصول مشاوره‌هایمان در مراکز مشاوره است. بیشتر در مراکز مشاوره حوزه‌های علوم اسلامی و دانشگاه‌ها. مشاوره‌های حضوری را با عنوان «از زبان مشاور» آورده‌ایم. نام کتاب، برآمده از همین عنوان است. این‌ها بهترین و زیباترین مطالب کتاب‌اند.

۲. مشاوره‌های غیر حضوری

این‌ها مشاوره‌های مکتوب‌اند که از طریق نامه، ایمیل، سایت، پیام رسان انجام گرفته‌اند. پاره‌ای از این‌ها پرسش و پاسخ‌های مجله‌ای و نشریه‌ای است. خوانندگان مجله و نشریه پرسیده‌اند و ما پاسخ داده‌ایم. به‌علاوه مشاوره‌های تلفنی.

۳. نوشته‌های غیر مشاوره‌ای؛

این‌ها نوشته‌هایی است که در قلمرو خانواده و مسائل همسران و تربیت فرزندان نوشته‌ایم. این‌ها درباره پنج رکن خانواده است؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ. ما خانواده را سه رکنی نمی‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند. بلکه خانواده را پنج رکنی می‌دانیم؛ زن، شوهر، فرزند، پدربزرگ، مادربزرگ. ایشان ارکان اصلی بنای خانواده‌اند.»

حجت‌الاسلام مظاهری از اساتید حوزه و دانشگاه است. از جمله مهم‌ترین ترجمه‌ها و تالیفات منتشر شده او می‌توان به این موارد اشاره کرد: «نهج البلاغه پارسی»، «پیمان جاویدان: ترجمه و توضیح فرمان امیرمؤمنان علیه السلام به مالک اشتر»، «نهج الفصاحه»، «شیوه شهریاری»، «از ژرفای حج» و…

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...