در تمام داستان‌های عاشقانه جهان راز و رمزی نهفته است که اندیشمندان نسبت به آن حساس بوده‌اند. در این پدیده چیزی برای فهمیدن هست که انگار هنوز این قصه نامکرر است. در جهان روانشناسی هم عشق در قامت پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده و رشددهنده خود را معرفی می‌کند.

درباره عشق رمانتیک» [On romantic love : simple truths about a complex emotion]  بریت بروگارد [Berit Brogaard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «درباره عشق رمانتیک» [On romantic love : simple truths about a complex emotion] کتابی است به قلم بریت بروگارد [Berit Brogaard] که با ترجمه سیدپیمان رحیمی‌نژاد و فائزه پرداختی توسط انتشارات روانشناسی و هنر روانه بازار نشر شده است. بی‌شک عشق یکی از اصلی‌ترین و باریشه‌ترین مفاهیم انسانی است که در مورد آن سخن بسیار رفته است؛ اما هنوز می‌توان به آن پرداخت. همان‌طور که در معرفی کتاب آمده است: «در تمام داستان‌های عاشقانه جهان راز و رمزی نهفته است که اندیشمندان نسبت به آن حساس بوده‌اند. در این پدیده چیزی برای فهمیدن هست که انگار هنوز این قصه نامکرر است. در جهان روانشناسی هم عشق در قامت پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده و رشددهنده خود را معرفی می‌کند.»

بریت بروگارد نویسنده این اثر استاد تمام و مدیر آزمایشگاه بروگارد در زمینه تحقیقات جدی درباره هیجان پیچیده در دانشگاه میامی است. او دارای مدرک پزشکی عصب‌شناسی و دکترای فلسفه است و تا به حال بیش از 100 مقاله پراستناد در مورد علم اعصاب و مسائل مربوط به حوزه سلامت نوشته است. علاوه بر این «حقایق فانی»، «درباره عشق رمانتیک» و «ذهن فرابشری» سه کتاب منتشر شده اوست. مولف کتاب خود اثر را این طور معرفی می‌کند: «در همکاری‌های معاصر و تاریخی در فلسفه عشق، در برابر سه ادعا درباره عشق رمانتیک مقاومت قابل توجهی وجود داشته است. (1) عشق رمانتیک در برابر عقلانیت و تفکر استدلالی قابل ارزیابی است، (2) عشق رمانتیک عشق به یک دلیل است و (3) عشق رمانتیک و عاشقانه پاسخگو به یک دلیل است. باید گفت که در این اثر این سه ایده با هم گره خورده‌اند و در طول مسیر معرفی عشق، برخی از راه‌های اصلی که عشق رمانتیک با انواع دیگر عشق، مانند عشق به عنوان‌دوستی و عشق به والدین و تفاوت آنها را معرفی می‌کند، وجود دارد.»

بروگارد کتاب خود را در 9 فصل اصلی سامان داده است و در آن‌ها با توصیفی دقیق درباره عشق رمانتیک، به ما تصویری روشن از عشق می‌دهد که می‌تواند زمینه‌ای برای پاسخ به سوالات بی‌شمار درباره عشق، این پدیده جذاب باشد. نویسنده در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه هیجانات به‌ویژه عشق رومانتیک می‌تواند معنای منطقی و غیرمنطقی داشته باشد. گاهی عشق، غیرمنطقی، احمقانه و حتی مضر است؛ و گاهی کاملا منطقی است. اگر کسی را دوست دارید که با تحقیر و بی‌احترامی با شما رفتار می‌کند یا از شما سوءاستفاده می‌کند، عشقتان غیرمنطقی است. اگر عاشق تصویر فانتزی شده‌اید که از معشوق در ذهنتان ساخته‌اید، عشق شما غیرمنطقی است و از طرف دیگر عشقتان برای فردی که به شما احترام می‌گذارد و آرزومند شادی شماست، کاملا منطقی است.

یکی دیگر از مواردی که کتاب به آن نظر دارد، دست‌کشیدن از عشق غیرمنطقی است، نویسنده در توضیح این مفهوم در کتاب می‌نویسد: «اگر عشق غیرمنطقی رفاه حال‌تان را تهدید می‌کند، وقت آن است که با مصائب دست‌کشیدن از عشق رو‌به‌رو شوید. البته این کار آن‌قدر هم که دوستان و خانواده‌تان فکر می‌کنند، کار آسانی نخواهد بود. مثل مواجهه با ترس غیرمنطقی، پس نمی‌توانید به همان راحتی که برق اتاق‌خواب‌تان را خاموش می‌کنید، عشق را نیز خاموش کنید؛ اما می‌توان بر ترس غیرمنطقی غلبه کرد و همان‌طور که افراد برای ازبین‌بردن ترس‌های بیمارگونه و اضطراب‌های خود به سختی تلاش می‌کنند، عاشق‌نبودن هم کاملا امکان‌پذیر است».

در حقیقت کتاب «عشق رمانتیک» چنین نگاهی به عشق نامرئی و یا ناخودآگاه و بازخورد آن در روابط میان ما و دیگران نیز دارد. به اعتقاد نویسنده اغلب ما نمی‌دانیم احساساتی داریم که از وجود آن‌ها بی‌خبریم و علت این عدم آگاهی ما از آن‌ها هم در ضمیر نیمه‌هوشیارمان است. با این حال این احساسات بر رفتارها و انتخاب‌های ما تاثیر قابل توجهی می‌گذارند و ما را نسبت به اشتباهات‌مان در جهان عشق رمانتیک آسیب‌پذیر می‌کنند. این احساسات پنهان نیز اغلب خود را به شکل انتخاب‌های غیرعاقلانه، اعتمادبه‌نفس پایین، جدایی‌های دردناک یا دشواری برای یافتن جایگاه در جهان بیرون نشان می‌دهند. البته نویسنده در کتاب نشان می‌دهد که این تنها یک روی عشق است و عشق همان‌طور و همان‌قدر که می‌تواند دردناک و سرشار از اضطراب باشد، می‌تواند مملو از شعف هم بوده و به زندگی ما معنایی عمیق ببخشد. درحقیقت نیاز به عشق همانند نیاز به غذا و آب یک نیاز اساسی بشر و یکی از برترین لذت‌های اوست.

«درباره عشق رمانتیک» به قلم بریت بروگارد با ترجمه سیدپیمان رحیمی‌نژاد و فائزه پرداختی در 280 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 52هزار تومان توسط انتشارات روان‌شناسی و هنر منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...