بیونل بیلی [Lionel Bailly] در «لاکان راهنمای مبتدیان» [Lacan: A Beginner's Guide] معتقد است لاکان در مقام یک بالین‌کار توجهش بیشتر از کاری که انجام می‌داد به چیزی معطوف بود که نمی‌دانست یا ادراک نمی‌کرد. اگرچه الگوی لاکان یک الگوی فلسفی نیست اما به رایج‌ترین الگو در میان دانشجویان فلسفه تبدیل شده است.

بیونل بیلی [Lionel Bailly] لاکان راهنمای مبتدیان» [Lacan: A Beginner's Guide]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مدرن بودگی رویکرد لاکان نسبت به تکوین تئوری در این امر بود که او کالبد هر علمی را که می‌توانست به پدیده‌ای که در تلاش برای توضیح آن بود وضوح ببخشد یا نور تازه‌ای بر آن بتاباند، بررسی می‌کرد و در نتیجه منبع الهام وی روانپزشکی بیولوژیک، روانشناسی ژنتیک و فلسفه بود. اگرچه الگوی لاکان یک الگوی فلسفی نیست اما به رایج‌ترین الگو در میان دانشجویان فلسفه تبدیل شده است.

در «مقدمه» این کتاب آمده است: «ژاک لاکان قبل از هر چیز یک روانپزشک بود و در مقام یک بالین‌کار توجه او بیشتر از کاری که انجام می‌داد به چیزی معطوف بود که نمی‌دانست یا ادراک نمی‌کرد. ناتوانی‌اش در اینکه نمی‌توانست با توضیح اندک کار خود را پیش ببرد، باعث شد تمام الگوهای در دسترس روانپزشکان اوایل قرن بیستم را مورد توجه قرار داده و بررسی کند، پس از کار با برخی از برجسته‌ترین مدافعان روانپزشکی ارگانیک، در روانکاوی سودمندترین الگوی تئوریک برای ادراک و درمان بیماران پیچیده‌ای را که با آنها سر و کار داشت پیدا کرد. با این همه لاكان قرار بود به چیزی بیش از صرف پیرو فروید تبدیل شود، او باور داشت که تنوری فرویدی نه یک نظام بی‌عیب و نقص بلکه یک کار در حال انجام است و می‌خواست در این الگوی در حال شکل‌گیری سهیم باشد.

بعدها زبان شناسی ساختاری، انسان‌شناسی و حتی ریاضیات به دایره الگوهای تئوریک مورد استفاده او اضافه شد. نتیجه شگفت‌آور بود و غنای آن توجه دانشجویان عرصه‌هایی غیر از روانکاوی یا روانپزشکی را جلب کرد. می‌توان تا این ادعا پیش رفت که در جهان انگلیسی زبان اندیشه لاکانی را عمدتا فیلسوفان، دانشگاهیان و گروه‌های مطالعات انتقادی زنده نگه داشته‌اند».

نویسنده کتاب که لیونل بیلی است در یادداشتی در ابتدای کتاب نوشته است: «از آنجاکه این کتاب برای خوانندگانی فاقد پس زمینه روانکاوی یا روانشناسی در نظر گرفته شده است، ابتدا مفاهیم را تعمدا بسیار ساده ارائه کرده‌ام و سپس برداشت‌هایی را فراهم آورده‌ام که با افزودن لایه‌های پیچیدگی بیان شده‌اند. امیدوارم در پایان چیزی که عاید خواننده می‌شود برداشتی نسبتأ صحیح از ایده‌های او باشد. به‌منظور صراحت و روشنی برخی از كلمات - واقعی، تصویری، نمادین، سوژه، فالوس - را با حروف برجسته نوشته‌ام، اما لاکان هرگز چنین کاری انجام نداده است. این کار برای جلوگیری از هرگونه ابهام، حتى ابهام زودگذر، است زیرا این کلمات معانی متداول دیگری نیز دارند که می‌تواند مانع فهم شود. با برجسته نوشتن این کلمات می‌خواهم این معانی خاص لاكانی را مشخص کنم تا بتوانم بدون خطر سردرگم شدن خواننده، کلمات را با حروف کوچک در معانی دیگرشان به‌کار ببرم.»

بخش عمده تئوری لاکانی از آموزه‌های شفاهی او جمع‌آوری شده‌اند. تکنیک او تکنیک فیلسوفان جهان کلاسیک بود که ایده‌های خود را در گفتگو با شاگردانشان شرح و بسط می‌دادند. او متون بسیار اندکی برای انتشار نوشت. نسخه‌برداری از گفتار واضح‌ترین سخنران هم اغلب دشوار است، گفتار مردی که مخاطبانش را به جای شرحی کاملا منطقی با معانی متعددی درگیر می‌کند هنگام نوشته شدن بسیار مهم می‌شود. لاکان برای بیان مطلب خود اغلب بر ابزارهای نمایشی (مکث به موقع، رهاکردن یک اندیشه نیمه پایان یافته...)، تأثیر شخصیت خودش و شاید بیشتر از همه بر توانایی مخاطبانش برای رسیدن به نتیجه مطلوب به دلخواه خودشان از طریق ایجاد پیوندهای ذهنی خودشان، به همان شکلی که افراد در روانکاوی انجام می‌دهند) تکیه می‌کرد و این طرز بیان خوانش آزاردهنده‌ای را به وجود می‌آورد. تنها متونی که می‌توانیم لاكان را مؤلف آنها بدانیم نوشته‌های او هستند که در سال ۱۹۹۹ یک ناشر به زحمت آنها را از آثار او استخراج کرده است.

کتاب «لاکان (راهنمای مبتدیان)» اثر بیونل بیلی، ترجمه هادی یوسفی در 244 صفحه با قیمت 65000 تومان از سوی انتشارات روشنگاه به بازار نشر عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...