کتاب «ملاحظات اخلاقی در روان‌شناسی» [Ethical Issues in Psychology]  تالیف فیلیپ بانیارد و کارا فلانگان [Cara Flanagan and Philip Banyard] با ترجمه محمد کیاسالار و حمیدرضا نمازی توسط انتشارات ارجمند منتشر شد.

ملاحظات اخلاقی در روان‌شناسی» [Ethical Issues in Psychology]  فیلیپ بانیارد و کارا فلانگان [Cara Flanagan and Philip Banyard]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «ملاحظات اخلاقی در روان‌شناسی» پس از پیشگفتار مؤلفان، در هفت فصل به طرح بحث می‌پردازد که عناوین این هفت فصل عبارتست از: درست و غلط؛ شیوه مواجهه با مسئله‌های اخلاقی؛ اصول و دستورعمل‌های اخلاقی؛ پژوهش روان‌شناسی بر سوژه‌های انسانی؛ پژوهش روان‌شناسی بر سوژه‌های حیوانی؛ روان‌شناسی در مقام عمل؛ اخلاق و طرح پژوهشی شما.

در مقدمه این کتاب آمده است: «خوب یا بد؟ درست یا غلط؟ خدمت یا خیانت؟ ما چگونه اینها را بازمی‌شناسیم و چگونه دربارۀ رفتار دیگران داوری می‌کنیم؟ اخلاق کاربردی، قواعد و قوانینی در اختیار ما می‌گذارد که به کمک آنها می‌توانیم این گونه داوری‌ها را انجام دهیم. درست است که در بیشتر موارد نمی‌توانیم پاسخ قطعی و روشنی به پرسش‌های بالا بدهیم و این مسئله می‌تواند هم امیدوارکننده باشد، هم ناامیدکننده؛ اما طرح مباحث اخلاق روان‌شناسی در سالیان اخیر توانسته است چشم‌اندازهای نوینی را پیش روی اخلاق و روان‌شناسی بگشاید. این کتاب کوشیده است زمینه‌ای را برای مخاطبانش فراهم آورد تا آنها بتوانند خود را در موقعیت داوری قرار دهند و نظر خود را درباره مسئله‌های اخلاقی در حوزه روان‌شناسی ابراز کنند…»

مخاطبان این کتاب دانشجویان و دانش‌آموختگان روان‌شناسی، اخلاق، فلسفه و جامعه‌شناسی هستند.

کتاب «ملاحظات اخلاقی در روان‌شناسی» تالیف فیلیپ بانیارد و کارا فلانگان با ترجمه محمد کیاسالار و حمیدرضا نمازی در قطع وزیری با جلد گالینگور در ۲۰۸ صفحه با قیمت ۶۹ هزارتومان توسط انتشارات ارجمند منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...