دو کتاب از مجموعه کتاب‌های نقد و نظریه ادبیات کودک با هدف نظریه‌های مربوط به رشد کودکان، و همچنین کارکرد کتاب‌های تصویری توسط انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار نشر شدند.

رشد کودک» [Child development : thinking about theories] فیلیپ تی و رزالین ایچ، شوت [Phillip Slee and Rosalyn H. Shute]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «رشد کودک» [Child development : thinking about theories] نوشته فیلیپ تی و رزالین ایچ، شوت [Phillip Slee and Rosalyn H. Shute] با ترجمه مریم زارع و مهدی رحیمی و «بازی متن و تصویر» [How picturebooks work] نوشته ماریا نیکولایوا [Nikolajeva, Maria]  با ترجمه فریبا خوشبخت و محبوبه البرزی از مجموعه کتاب‌های نقد و نظریه ادبیات کودک به‌تازگی توسط انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار نشر شده‌اند.

هر دو کتاب با هدف نظریه‌های مربوط به رشد کودکان و همچنین کارکرد کتاب‌های تصویری گزارش جامعی درباره ویژگی‌های ادبیات کودک است که تحقیق‌های چند دهه را در برمی‌گیرد و رابطه بین نویسنده و اثر و خواننده را می‌کاود.

مؤلف در کتاب «رشد کودک» با بررسی ماهیت روان‌شناسی رشد، روش‌های شناخت کودکان را بررسی می‌کند؛ یعنی شناخت کودک از چشم‌اندازهای نظری و فلسفی گوناگون، شناخت کودک در معنای فرهنگی و شناخت کودک در بافت تاریخی. و نتیجه می‌گیرد آشنایی با نظریات کودکی و نوجوانی از ضروری‌ترین ابزار اندیشیدن درباره‌ی ادبیات کودک و نوجوان است.

در کتاب «بازی متن و تصویر» مؤلف رابطه یا بازی میان متن واژگانی و متن دیداری و نقش این رابطه را در زیباشناسی و تفسیر کتاب‌های تصویری با مثال گوناگون نشان داده است؛ در واقع مؤلف در این کتاب با بررسی نشان داده است اهمیت متن و تصویر یکسان است.

مجموعه «نقد و نظریه ادبیات کودک» به دبیری مرتضی خسرونژاد منتشر شده و پیش از این‌مجموعه سه‌جلد به نام‌های هنر یا پداگوژی؟، نقد، نظریه و ادبیات کودک، مطالعات ادبیات کودک نیز منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...