چاپ دوم کتاب «طرزفکر اعتیادآور (خودفریبی را درک کنیم)» [Addictive thinking : understanding self-deception] نوشته «آبراهام تورسکی» [Abraham Twerskiبا ترجمه پوریا صارمی فروشانی و ندا عصاره روانه بازار کتاب شد.

طرزفکر اعتیادآور (خودفریبی را درک کنیم)» [Addictive thinking : understanding self-deception] نوشته «آبراهام تورسکی» [Abraham Twerski]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، اولین بار اعضای انجمن الکلی‌های گمنام متوجه شدند که در معتادان نوعی طرزفکر ناهنجار وجود دارد و اصطلاح «طرزفکر بودار» را برای آن اختراع کردند. طرزفکر اعتیادآور اغلب از نوعی منطق سطحی برخوردار است، به همین دلیل معتاد و اعضای خانواده‌اش ممکن است به راحتی با دلایل نادرست این طرزفکر فریفته شوند.

دکتر آبراهام توِرسکی در کتاب «طرز فکر اعتیادآور» نشان می‌دهد که چگونه افکار خودفریبنده می‌توانند عزّت نفس فرد را تخریب کنند و پاک ماندن فرد در حال بازپروری را با تهدید مواجه کنند. این ویرایش جدید از اثر باارزش اوّلیه شامل اطلاعات و نتایج تحقیقات جدید است در زمینه افسردگی و بیماری‌های خُلقی، ارتباط میان طرزفکر اعتیادآور و عود، و منشاء اوّلیه افکار اعتیادآور. در نهایت، کتاب طرزفکر اعتیادآور امیدبخش کسانی است که در جست و جوی یک زندگی سالم و پرثمر به بازپروری رو می‌آورند.

دکتر توِرسکی مؤسس و مدیر پزشکی مرکز بازپروری «گیت وی» در شهر پیتسبورگ ایالت پنسیلوانیا است. او یک عالم مذهبی، روانپزشک و مشاور اعتیاد به مواد مخدر است که چندین کتاب و مقاله تألیف کرده‌است، از جمله: «کشف خویشتن در حین بازپروری»؛ «من نمی‌خواستم در این خانواده باشم: چگونه روابط میان برادرها و خواهرها، رفتار ما را در بزرگسالی شکل می‌دهند» و «چیزهای خوب کی شروع می‌شوند؟»

این کتاب با قیمت ۳۰هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...