کتاب روانشناسی «یادم تو را فراموش» [Vivre mieux oublis et trous de mémoire] راه‌حل‌هایی برای فراموش‌کاری‌های روزمره، نوشته ژان پیر دانژان [Jean-Pierre Danjean] (روانپزشک فرانسوی) با ترجمه مریم سونی منتشر شد.

یادم تو را فراموش و راه حل‌هایش!  Vivre mieux oublis et trous de mémoire Jean-Pierre Danjean

به گزارش ایسنا، این کتاب با موضوع فراموشکاری‌های روزمره در هزار نسخه و با قیمت ۳۳هزار تومان توسط نشر شمعدونی منتشر شده است.

در معرفی کتاب «یادم تو را فراموش» عنوان شده است: این کتاب به موضوع فراموشی و تاثیر مسائل مختلف مثل اضطراب و مشغله فکری، بالارفتن سن، بیماری‌های مختلف و حوادث متفاوت بر آن می‌پردازد و سعی در بررسی مغز و عملکرد آن در قدرت حافظه کوتاه مدت و بلندمدت دارد. این کتاب با  آزمون‌های متنوع و راهکارهای متفاوت به ما کمک می‌کند که ذهن خود را فعال نگه داریم و حافظه‌مان را تقویت کنیم و بهبود بخشیم. تفاوت این کتاب با کتاب‌هایی که در این حوزه به چاپ رسیده در این است که با معرفی قدم به قدم انواع حافظه، عملکرد مغز، تاثیر عوامل خارجی بر مغز و حافظه و دلایل بروز ناگهانی و یا تدریجی فراموشی و نیز راهکارهای پیشگیری از آن، عوامل نوین مقابله با ناتوانی ذهنی ناشی از فراموشی را به طور جامع با زبانی قابل درک و ساده معرفی می‌کند و مخاطب را در مواجهه با این موضوع همراهی می‌کند.

مصطفی قوانلوقاجار، مدیرمسئول انتشارات شمعدونی در یادداشت ناشر این کتاب نوشته است: زندگی مدرن، استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند و رایانه سبب شده تا بیش از هر زمان دیگری به فناوری ها محتاج و وابسته باشیم. تصور این که بخواهیم با دوستان و آشنایان تماس بگیریم، اما نگاهی به فهرست ذخیره تلفن همراه خود نیندازیم، تقریبا محال است. هر یک از ما انبوهی رمز عبور برای ورود به سایت‌ها داریم که سعی کرده‌ایم یا در یک جایی این پسوردها را ذخیره کنیم و یا آن‌ها را به طریقی حفظ کنیم. ما گاهی اوقات چیزهایی را که باید به یاد بیاوریم، فراموش می کنیم، این فراموشکاری به ویژه در زمان‌های حساس، باعث نگرانی و اضطراب ما می‌شود. به سرعت به فکر فرو می‌رویم که چرا فراموش کرده‌ایم؟ نکند دچار آلزایمر شده‌ایم؟ در هر سن و سالی که باشیم فراموشی یا فراموشکاری برای ما نگران کننده است. ما تفاوت میان فراموشی‌های روزمره را با بیماری‌های مرتبط به فراموشی نمی‌دانیم و مهم‌تر از همه نمی‌دانیم که گاهی اوقات فراموشی، یکی از بهترین راه‌حل‌ها و اقدامات برای تروماها و مشکلات روانی است. این کتاب بیش از هرچیز ما را با ساختار پیچیده مغز انسان آشنا می‌کند. حواس پرتی یا فراموشکاری‌های روزمره را توضیح می‌دهد. عملکردهای مختلف حافظه را تشریح می‌کند. آزمون‌ها و تست‌های مفیدی برای بررسی حافظه ارائه می‌دهد و شما می‌توانید عملکرد حافظه خودتان را بدون نیاز به پزشک بررسی کنید. سپس بخش‌هایی بسیار کاربردی از کتاب نکاتی در مورد تقویت حافظه، جلوگیری از فراموشی زودرس و ترفندهایی برای بهبود حافظه ارائه می‌دهد. 

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...