کتاب «مثل حرفه‌ای‌ها یاد بگیر» [Learn like a pro : science-based tools to become better at anything] با زیر عنوان: ابزارهای علمی برای بهترشدن در هر کاری، نوشته باربارا اوکلی و اولاو شِوه [Barbara Oakley and Olav Schewe] با ترجمه هاله افشاری توسط نشر چترنگ منتشر شد.

مثل حرفه‌ای‌ها یاد بگیر» [Learn like a pro : science-based tools to become better at anything] به زیر عنوان ابزارهای علمی برای بهترشدن در هر کاری، نوشته باربارا اوکلی و اولاو شِوه [Barbara Oakley and Olav Schewe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین «روان‌شناسی اجتماعی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند و پیش‌تر کتاب «ذهنی برای اعداد: چگونه در ریاضی و علوم از همه بهتر باشیم (حتی اگر از جبر نمره نیاورده باشیم)» را از باربارا اوکلی در قالب آن به چاپ رسانده است.

باربارا اوکلی، کارشناس مهندسی، دستیار آموزشی موسسه مهندسی پزشکی و زیستی آمریکا، معاون موسسه مهندسی برق و الکترونیک انجمن پزشکی و زیست‌شناسی این‌کشور است. او می‌گوید این‌کتاب برای دانش‌آموزان دبیرستانی‌ای است که عاشق هنر و کلاس‌های زبان‌اند اما از ریاضی متنفر هستند. او می‌گوید ذهن انسان، سرشار از قابلیت‌های شگفت‌انگیز است، اما مهم آن است که بداند چگونه از این‌قابلیت‌ها استفاده کند. اوکلی در کتاب «ذهنی برای اعداد» به آموزش تکنیک‌هایی پرداخته که مهارت‌ها و توانایی‌هایی را در یادگیری و برنامه‌ریزی، به‌ویژه در دروسی مانند علوم و ریاضی، ارتقا می‌دهند.

اما در کتاب «مثل حرفه‌ای‌ها یاد بگیر» او خواننده خود را با مشکلات مطالعه و یادگیری موثر روبرو می‌کند و سعی می‌کند راهکارهای مناسب پیشنهاد دهد. مخاطب این‌کتاب با این مساله روبرو می‌شود که همیشه تمرکز و پافشاری در حل مسائل چاره کار نیست و روش‌های دیگری هم هست تا به مغز فرصت دهیم راه‌حل مناسب را پیدا کند.

یکی از موضوعاتی که مخاطب اوکلی در این‌کتاب به آن می‌رسد، این است که چگونه حلقه‌های جدیدی در زنجیر نورون‌های مغز خود ایجاد کند تا مطالب پراکنده را به هم مرتبط کند. اولاو شِوه، نویسنده دیگر این‌کتاب هم مانند اوکلی، در زمینه آموزش یادگیری مؤثر دارای سابقه فعالیت است.

کتاب پیش‌رو ۱۱ فصل دارد که به این‌ترتیب‌اند:

«چگونه عمیقا تمرکز کنید و پشت گوش انداختن را کنار بگذارید»، «چگونه گیر نکنید»، «چگونه هرچیزی را خیلی خوب و عمیق یاد بگیرید»، «چگونه ظرفیت حافظه کاری را به حداکثر برسانید و یادداشت‌های بهتری بردارید»، «چگونه به خاطر بسپارید»، «چگونه به شهود دست یابید و سریع فکر کنید»، «چگونه انضباط فردی را به کار بگیرید، حتی وقتی منضبط نیستید»، «چگونه به خودتان انگیزه بدهید»، «چگونه مفید و موثر بخوانید»، «چگونه در امتحانات عالی عمل کنید»، «چگونه یادگیرنده‌ای حرفه‌ای شوید».

پس از این‌ ۱۱ فصل هم یک «فهرست بازبینی» درج شده که عنوانش «چگونه یادگیرنده‌ای واقعی شوید» است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

وقتی یادداشت‌های دوقسمتی خود را مرور می‌کنید، از ستون سمت چپ استفاده کنید و مطالب ستون سمت راست را که شامل اطلاعات کامل‌تری است، از خودتان امتحان بگیرید.
گاهی اوقات ممکن است وسوسه شوید که فیلم‌های آموزشی دروس را دوباره نگاه کنید تا مطالب را بهتر بفهمید؛ ولی طبق تحقیقات، کسانی که بدون تلفیق و درونی‌سازی نکات اصلی دروس، فیلم‌های آموزشی دروس را دوباره نگاه می‌کنند، نتیجه خوبی نمی‌گیرند. دانش‌آموزان و دانشجویانی هم که قبل از امتحان یادداشت‌هایشان را مرور نمی‌کنند،‌ بدترین نتیجه را می‌گیرند.
مهم‌تر از همه، فراموش نکنید این یادداشت‌برداری نیست که اهمیت دارد، بلکه آنچه به ذهن می‌سپارید، مهم است. حتی بهترین یادداشت‌ها هم اگر آن‌طور که باید، در نقش ابزار مطالعه به کار گرفته نشوند، بی‌ارزش‌اند.

این‌کتاب با ۱۷۹ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...