کتاب «زندگی از نگاه یک فضانورد»  [An astronaut's guide to life on Earth] نوشته کریس هدفیلد  [Chris Hadfield] که خود نه یک نویسنده بلکه یک فضانورد کانادایی است، اثری شاخص به ویژه برای افرادی است که برنامه جدی برای فضانورد شدن دارند.

زندگی از نگاه یک فضانورد»  [An astronaut's guide to life on Earth]  کریس هدفیلد  [Chris Hadfield

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، فضانوردی؛ رویایی که شاید در کودکی بسیاری از ما جا مانده باشد. امروزه هم کودکان بی شماری در سراسر جهان هستند که دلشان می‌خواهد روزی مسافر سفینه فضایی شوند و در خارج از جو زمین گام بگذارند. در این میان خواندن شنیدن خاطرات فضانوردان، جذابیت‌های بسیاری می‎‌تواند داشته باشد. اینکه یک فضانورد در طول ماه‌ها در فضا زندگی برایش چگونه سپری می‌شود و در نهایت چه نگرشی نسبت به آن پیدا می‌کند، به طور قطع جذابیت‌های زیادی خواهد داشت.

کتاب «زندگی از نگاه یک فضانورد» نوشته کریس هدفیلد که خود نه یک نویسنده بلکه یک فضانورد کانادایی است، اثری شاخص به ویژه برای افرادی است که برنامه جدی برای فضانورد شدن دارند.

محمدرضا رضایی که ویراستاری علمی این اثر را بر عهده داشته است درباره این کتاب میگوید: هدفیلد یک فضانورد کانادایی است که تاکنون سه ماموریت فضایی را پشت سر گذاشته است. آخرین ماموریت آن هم ایستگاه فضایی بین‌المللی بود. وی در سال 2013 در زمانی فعالیت‌های فضانوردی خود را آغاز کرد که آژانس فضایی کانادا تازه تاسیس شده بود و نخستین گروه فضانوردان آن انتخاب شده بودند. در نهایت با تاسیس این آژانس فضایی وی توانست به عنوان یک غیرآمریکایی به فضا برود.

به گفته رضایی، در کل مسیر فضانورد شدن برای غیرآمریکایی‌ها و غیر روسی‌ها دشوارتر است. هدفیلد در کتابش توضیح داده است که این شغل چه فراز و نشیب‌هایی دارد.

رضایی در ادامه گفت: نویسند در کتاب آورده است که بارها می‌توانسته سفر را کنار بگذارد، اما هربار پشیمان شده است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این فضانورد فعالیت‌های ترویجی آن بوده است. برای مثال وی به ضبط موسیقی، عکس‌برداری و گرفتن فیلم‌ از زمین و فضا می‌پرداخته و آن‌ها را به زمین ارسال می‌کرده است.

رضایی با اشاره به اینکه نویسنده با کمک پسرش توانسته تصاویر و فیلم‌های خود را در زمین نشر بدهد و طرفداران زیادی هم پیدا کند، توضیح داد: ارسال عکس و فیلم به زمین، باعث شد که پس از مدتی بدون آنکه خودش تلاشی برای این کار بکند، دنبال‌کنندگان زیادی در توییتر جذب کرد و فعالیت‌هایش ترند شد. داشتن فن بیان قوی و انتخاب موضوعات جالب از فضا مولفه‌هایی بود که برای مردم جذابیت زیادی داشت.

رضایی افزود: در حقیقت، پسرش از فضانوردی چیزی سر در نمیاورده است، اما چون بازاریابی و مارکتینگ خوبی داشته می‌دانسته که چگونه باید برای عکس‌ها و موارد ارسالی پذرش مخاطب جذب کند.

به گفته رضایی داشتن فعالیت‌های ترویجی به ویژه برای ناسا یکی از وظایف مهم نهادهای دولتی آمریکاست. چراکه بخش زیادی از درآمد این نهادها به واسطه مالیات مردم تامین می‌شود. به همین دلیل اغلب آن‌ها باید بخشی از بودجه خود را صرف آشنا کردن مردم با حرفه کاری خود کنند.

رضایی درباره هدف اصلی نویسنده از نگارش کتاب گفت: هدفیلد در کتاب «زندگی از نگاه یک فضانورد» درباره موضوعات مبهم و ناپیدای فضانوردی با زبان ساده حرف زده است که می‌تواند برای مردم جالب باشد. ترجمه عنوان کتاب به صورت تحت‌الفظی راهنمای زندگی فضانوردان در زمین بوده است که با مشورت مترجم اثر تصمیم بر آن شد عنوان جدیدی برای آن بگذاریم.

وی افزود: شیوه و طرز فکر یک فضانورد همان موضوع مهمی است که هدفیلد تلاش کرده است در کتابش به آن بپردازد. در واقع این اثر درونمایه روانشناسانه دارد و نویسنده با چنین رویکردی به نوع طرز فکر یک فضانورد پرداخته است. اینکه اگر فردی می‌خواهد فضانورد شود و هدف بزرگی چون این را انتخاب کرده است، باید چه طرز فکری داشته باشد تا بتواند رشد کند.

رضایی تاکید کرد: گفتنی است، سراسر کتاب دارای پندهای آموزنده برای افرادی است که می‌خواهند فضانورد شوند. خودش با وجود آنکه در سنین کودکی امیدی به فضانورد شدن به علت نبود آژانس فضایی در کانادا نداشته است، اما همواره با خود چنین می‌گفت که اگر قرار باشد یک کانادایی به فضا برود من باید خودم را برای آن روز آماده کنم.

رضایی گفت: به اعتقاد من این اثر برای نوع نگرش فردی که می‌خواهد فضانورد شود بسیار الهام ‌بخش خواهد بود.

این نویسنده و مترجم خاطرنشان کرد: برخی از فضانوردان برای دوری از حس تنهایی یا طردشدگی از زمین تلاش می‌کردند از هنرهایی که داشتند برای توصیف شرایط فضا بهره بگیرند تا شرایط را برای خود قابل تحمل‌تر کنند. نویسنده کتاب با اینکه عکاس خوبی نبوده است، اما ذوق خوبی در تشبیه و استعاره برای توصیف عکس‌هایش داشته است و همین باعث شد که افراد جذب شوند.

وی با اشاره به ادبیات کتاب گفت: نویسنده پیشه نویسندگی نداشته اما کتاب درخوری را به نگارش درآورده است. اغلب کتاب‌هایی که از افراد مشهور می‌شناسیم خودشان کتاب را ننوشته‌اند و عموما کتاب‌ها با مصاحبه با آن‌ها تدوین شده‌اند. اما هدفیلد توصیفاتش از فضا را با قلم خودش در کتاب درج کرده و همین موضوع باعث اصالت بیشتر اثرش برای مخاطب شده است. در واقع ما با یک روایت دست اول روبه رو هستیم. تاکنون کتاب یا مطلبی نبوده است که مستقیما از سوی یک فضانورد به زبان ساده منتشر شده باشد و این جزو اولین آثار است. گفتنی است، متن مانند نویسنده‌های ماهر نیست اما به راحتی مخاطب متوجه توصیفات نویسنده می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که تا چه میزان گزاره‌های منتشر شده در فضای مجازی از فضا درست است؟ برای مثال وجود عطرهایی با بوی فضا که چندی پیش ترندهای زیادی هم داشته است، گفت: برخی گزاره‌ها در اغلب شبکه‌های مجازی به فضا و فضانوردان نسبت داده می‌شود. درباره استشمام بو در وهله اول باید بگویم، در فضا هیچ بویی وجود ندارد؛ چراکه خلا است و اگر هم بویی باشد ماهیت پیدا نمی‌کند. در واقع بو یک ماهیت مولکولی است که در خلا نمودی ندارد. حال اگر بخواهید با اسپری یا شیشه‌های ادکلن بویی تولید کرد به طور قطع آن بو را نمی‌توان استشمام کرد و آن اسپری هم خودش محرکی می‌شود که ما را در مدار گردش می‌دهد و خود عامل محرکی در فضا خواهد بود.

رضایی ادامه داد: شاید اغلب فضانوردان به دلیل جنس فلزی سفینه‌ها داخل سفینه بوی فلز را بیشتر احساس کنند. در کل این امر بیشتر برای گرفتن تایید علمی فروش محصولات شرکت‌ها است؛ چراکه می‌خواهند شخص ثالث را برای خرید چنین محصولی متقاعد کند.

گفتنی است این اثر با ترجمه شرارا مشکین‌پور، از سوی نشر طلایی شهریورماه سال جاری راهی بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...