هفت پرده از رفتار ایرانیان | صبح نو


در زمستان91 کتابی با عنوان «مامور سیگاری خدا» به قلم محسن‌حسام مظاهری چاپ شد که مجموعه‌ای از تاکسی‌نگاری‌های او از روایت‌های مردم کوچه و بازار بود یا بهتر بگوییم مسافران تاکسی‌سوار. دو سال پس از انتشار آن کتاب، جلد دوم تاکسی‌نگاری‌ها یا به تعبیر نویسنده، «مردم‌نگاری گفت‌وگوهای تاکسی» با نام «بنی‌هندل» نیز روانه بازار شد و جای خالی بسیاری از حرف‌های ناگفته یا جامانده در جلد نخست را پر کرد.

خلاصه کتاب بنی‌هندل محسن‌حسام مظاهری مردم‌نگاری گفت‌وگوهای تاکسی

مظاهری، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته جامعه‌شناسی است که در جریان پژوهشی اجتماعی موفق شده بخش مهمی از مکالمات مردم ایران را در یکی از پرکاربردترین وسایل نقلیه مسافر - تاکسی-ضبط و ثبت کند و به تعریف و هویت تازه‌ای از مردم برسد. این تاکسی‌نگاری‌ها را می‌توان بی‌اغراق، حقیقی‌ترین تصویر از زندگی شهری در اجتماع ایرانی دانست، با این تفاوت که مظاهری در کتاب دوم هم به لحاظ پیشبرد گفت‌وگوها در تاکسی به سمت‌وسویی که انگار آگاهانه، مدنظرش بوده و هم در تدوین و نگارش هر فصل، به سبک شخصی و پختگی بیش‌تر در قلم و روایت رسیده است.

بااین‌حال آنچه کتاب دوم مظاهری از این مجموعه را اهمیت بیشتری می‌بخشد، تنوع مضامین و محتوای گفت‌وگوها و همچنین طبقه‌بندی آن‌ها بر مبنای موضوع‌اند. در 20تاکسی‌نگاری حاضر در کتاب «بنی‌هندل»، طیف گسترده‌ای از موضوعاتی که مردم ایران طی یک دهه گذشته با آن بیشتر درگیر بوده‌اند، روایت شده؛ مواردی از قبیل اشتغال و بیکاری، پارتی‌بازی در استخدام‌های سازمانی، اشباع بازارهای داخلی از اجناس بنجل چینی، طبیعت زیبای ایران و ضعف صنعت گردشگری، مسائل و مباحث شهری و تاریخی شهرهایی نظیر اصفهان، مشهد، رشت، تهران و غیره، تحریم اقتصادی، زلزله، ربا، گرانی و اعتیاد که همه گرچه از منظر فکری و دیدگاه راننده‌های تاکسی و مسافران‌شان مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند ولی محتوای حرف‌ها با وجودی که نمی‌توان به صحت و سقم آن‌ها کاملا یقین داشت تا حد زیادی نیز درست و قابل‌قبول به نظر می‌آیند.

درحقیقت هر کس از منظر خود و برحسب جهان‌بینی و شناختش از مردم و جامعه، دست به تحلیل‌های فردی می‌زند که گاه به‌شدت خنده‌دار و دور از ذهن می‌رسند و گاه دیگر منطقی و منطبق بر آنچه هست. علاوه بر این، مظاهری در «بنی‌هندل» به الگوهای مضمونی ثابتی از گفت‌وگوهای مسافران در تاکسی رسیده که دسته‌بندی آن‌ها، مخاطب کتاب را به شناختی دقیق و عینی از جامعه‌شناسی تاکسی‌سواران و باور عمومی مردم از همه چیزهایی که از دیدشان پنهان است، می‌رساند. کلام نخست کتاب با عنوان «به جای مقدمه» در 10صفحه و با ذکر مثال‌هایی از خود کتاب، این طبقه‌بندی‌ها را چنین معرفی می‌کند:

اینجای بد، آنجای خوب که اشاره به میزان رضایت و نظر مردم از شهرهای مختلف دارد.
روایت‌های عجیب و رمزآلود از صاحبان قدرت که شامل کنجکاوی عامه مردم و رانندگان از زندگی پشت پرده سیاسیون است. نمونه چنین روایتی در کتاب «مأمور سیگاری خدا» نیز درباره هاشمی رفسنجانی وجود داشت و اینجا هم در مردم‌نگاری‌های «مهناز صابونچی» و «کلاس پرروگری» نمونه‌های ناب و دست‌اولی از آن‌ها را می‌خوانید. هرچند که نباید زیاد به این روایت‌ها اعتنا کرد و حقیقی‌شان دانست، زیرا اغلب گفته‌های مسافران و رانندگان، درواقع خیال‌پردازی‌های شخصی و فانتزی‌شان از زندگی صاحبان نفوذ و قدرت است.
نوستالژی «اون قدیما» که به مقایسه شرایط رفاهی زندگی در دوره‌های مختلف اجتماعی و سیاسی کشور می‌پردازد و یکی از رایج‌ترین قیاس‌های موجود در تاکسی، بین زمان پیش از انقلاب یا دوره‌ شاه با روزگار پس از انقلاب است. در چنین روایت‌هایی معمولا راوی خسته از شرایط روزگار، با بیان خاطرات خوش از روزگاری دور به نقد وضعیت معیشتی امروز دست می‌زند، حتی اگر به قول مظاهری، ازلحاظ سنی آن روزهای گذشته را تجربه نکرده باشد و فقط شنیده باشد!
بی‌فرهنگی که معمولا به شکل متناقضی ازسوی راوی به نقد رفتار غیرفرهنگی مردم ایران می‌پردازد، درحالی‌که همان لحظه خودش مشغول انجام عملی با مصداق بارز بی‌فرهنگی است.
گرانی که یکی از شایع‌ترین مضامین گفت‌وگوهای درون تاکسی بین مسافران و رانندگان است. در همین کتاب نمونه‌های خوبی از چنین روایت‌هایی را با نام‌های «گانون»، «کلاه شرعی» و «مرغ عزا و عروسی» می‌خوانید.
مجادله بر سر کرایه‌تاکسی که شامل چانه‌زنی‌های بی‌پایان مسافران تاکسی بر سر نرخ کرایه‌هاست، چون هیچ نرخ و قانون مشخص و مصوبی برای کرایه‌تاکسی در ایران تعریف نشده و رانندگان به فراخور وجدان و مرام‌شان هرچه بتوانند از مسافران تیغ می‌زنند، به‌ویژه در روزهای اول سال یا هنگام حذف یارانه بنزین که راننده‌ها بهانه‌ای برای افزایش کرایه دارند. گرچه همیشه هم برنده نیستند.
برچسب‌زنی به دیگران که شامل یکی از ناشایست‌ترین رفتارهای جامعه ایرانی است؛ قضاوت! در گفت‌وگوهایی که مظاهری به ضبط و انتشار آن‌ها پرداخته، نمونه‌های فراوانی از مکالمات را می‌بینیم که شخص راوی به داوری یک فرد همیشه غایب، صنف، قوم یا حتی کل مردم شهر مشغول است.

کتاب «بنی‌هندل» غیر از موارد یادشده، نقاط قوت دیگری نیز دارد. یکی از آن‌ها انتقال لحن درست گوینده‌های هر ماجرا در کتاب است. مظاهری که خود اهل اصفهان است، به‌خوبی و زیبایی لحن و لهجه راوی هر قطعه از تاکسی‌نگاری‌ها را به همان شکل که شنیده، پیاده و منتشر کرده است. این اتفاق موجب می‌شود خواننده کتاب، ناخودآگاه سعی بکند دیالوگ‌ها را با همان لحن و لهجه بخواند و درنتیجه علاوه بر شیرینی متن، به تصویر و درک درست‌تری از فضای گفت‌وگو می‌رسد. علاوه بر این، شکل تنظیم گفت‌وگوهای کتاب در قالب نمایشنامه و بدون کمترین توضیح صحنه و فضاسازی صورت گرفته که ریتم تند و باورپذیر هر گفت‌وگو را در پی دارد. برای نمونه به شروع تاکسی‌نگاری «کشور آستان قدس» و مکالمه نویسنده با یک راننده مشهدی دقت بکنید:

راننده: کجا آدرس دادن به‌تون؟
من: گفتن تقی‌آباد، پنجاه متر داخل خیابون دانشگاه.
راننده: چی مِخواستین بخرِن؟
من: پارچه‌چادری. چادر عاقبتی.
راننده: خب عاقبتی که یک شعبه‌ش همی‌جایه. چاررا خسروی.
من: نه حاج‌آقا. دوخته آماده‌ش رو می‌خوایم. این شعبه‌ش انگار فقط پارچه‌ش رو داره.
راننده: مُبُرمتان اوجا. ولی ای مغازه رو نمی‌دونم راستش کجایه.
من: حالا بریم. ایشالا پیداش می‌کنیم.
راننده: حالا اگه مو یَک‌جا بُبُرمتان که چادر باشه همه‌ش، شما نمی‌ری خرید کنی؟ چون مرکز پارچه‌چادری جای دیگه‌یه (ص61).

همچنین باید اطلاعات تاریخی، مذهبی و جامعه‌شناسی مظاهری را ستود که در گفت‌وشنود با هر مسافر و راننده‌ای به‌خوبی مسیر مکالمه را با اطلاعات صحیح و جذابی هدایت می‌کند و ناخواسته هم موجب افزایش اطلاعات عمومی خواننده کتاب می‌شود و هم برخی اطلاعات نادرست راویان کم‌مطالعه را اصلاح می‌کند.
در مجموع باید گفت کتاب «بنی‌هندل» از بهترین، مهم‌ترین و تاثیرگذارترین آثار پژوهشی و اجتماعی است که می‌تواند ذهن خواننده را نسبت‌به نگاه نادرستی که از اجتماع خود دارد، روشن و آگاه کند. خواندن این کتاب ارزشمند (و البته جلد نخست آن، «مامور سیگاری خدا») را به همه علاقه‌مندان داستان‌های مستند اجتماعی پیشنهاد می‌کنیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...