انسان‌هایی برای همه اعصار | سازندگی


«پنج پرتره» اثری است به قلم پیمان طالبی، شاعر و روزنامه‌نگار، که شامل پنج جستار درباره زندگی پنج شخصیت اثرگذار در تاریخ فرهنگ و هنر ایران معاصر سده چهاردهم است: ایرج افشار، علی دشتی، بیژن الهی، فهیمه اکبر، و لی‌لی امیرارجمند.
جشن رونمایی این کتاب با حضور دکتر تورج دریایی (پژوهشگر و استاد دانشگاه کالیفرنیا ارواین)، سایه اقتصادی‌نیا (نویسنده و استاد دانشگاه جرج‌تاون)، سیدعلی میرفتاح (روزنامه‌نگار و سردبیر مجله کرگدن)، دکتر شهریار شاهین‌دژی (نویسنده و پژوهشگر) و گلی اکبر (فرزند فهیمه اکبر) انجام گرفت.

پنج پرتره پیمان طالبی

دکتر تورج دریایی، استاد دانشگاه کالیفرنیا ارواین و رئیس مرکز ایرانشناسی ساموئل جردن، با مهم‌دانستن این کتاب، جذاب‌ترین فصل آن را فصلی دانست که به ایرج افشار اختصاص داده شده و آرزو کرد که این اثر مورد توجه علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی در ایران قرار بگیرد.

دکتر شهریار شاهین‌دژی، نویسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ و ادبیات درمورد «پنج پرتره» گفت: «نکته‌ای که در ابتدای دیدن کتاب برایم جالب بود شجاعتی بود که نویسنده در انتخاب افراد در این کتاب به خرج داده‌اند. انتخاب‌ها از تنوع خوبی برخوردار است و همگی نام‌ها شامل افرادی است که نوشتن و صحبت‌کردن درموردشان شجاعت می‌خواهد و من از این حیث به پیمان طالبی آفرین می‌گویم. از این گذشته، نکاتی که در هر جستار در مورد هرکدام از اشخاص ذکر شده نکات بسیار جالبی است که اتفاقا خیلی همه‌یاب نیست و مشخص است که نویسنده کتاب درمورد هریک از افراد پژوهش جامعی صورت داده است. آقای طالبی سعی کردند نکاتی را در جسارها بنویسند که هم شامل مسائل کلی و هم جزیی باشد. از نظر من یکی از نقاط قوت این کتاب توجه به همین نکته است.»

شاهین‌دژی در بخش دیگری از صحبت‌های خود اظهار کرد: «جمله‌ای که در مقدمه کتاب نظر مرا به خود جلب کرد، این بود که برای نویسنده این کتاب شخصیت‌ها بر وقایع اولویت دارند. این نکته بسیار مهم و جالب‌توجهی در رویکرد کتاب «پنج پرتره» است. به این معنا که نویسنده ابتدا به شخصیت‌ها علاقه‌مند بوده و بعد آثارشان را بررسی می‌کند و پس از این دو مرحله، علاقه‌مندی‌های مذکور را نیز در آن افراد از نظر می‌گذراند. این هم دیدگاه جالبی است و به این معناست که نویسنده الزاما فقط کپی‌نگاری نکرده است. متاسفانه امروز خیلی از کتاب‌هایی که می‌بینیم، به اصطلاح مرسوم کپی‌پیست‌شده هستند. اما نویسنده کتاب «پنج پرتره» جریان سیال ذهنی خود را در آثار و زندگی افراد پیگیری کرده و می‌توان گفت پیمان طالبی در این کتاب تاحد زیادی خودش است.»

سیدعلی میرفتاح سخنرانی خود را با طرح مساله انقطاع و ازهم‌گسیختگی در فضای تفکر در کشور آغاز کرد. او در این‌باره گفت: «متاسفانه ما پیوندهای خود را با گذشته قطع کرده‌ایم. یک پیوند منطقی بین متفکرین این سرزمین به‌خصوص در دوره معاصر وجود ندارد. گویی ما از یک جایی و یک دوره‌ای این پیوند را قطع کرده‌ایم. دانشمندانی که امروز در سرزمین ما زندگی می‌کنند، ادامه‌دهنده‌ راه دانشمندان متقدم خود نیستند و به‌اصطلاح پا روی شانه ‌آن‌ها نگذاشتند. چه بسا اصلا از آن‌ها بی‌خبر باشند!» او با این مقدمه، اینگونه به سراغ کتاب رفت: «یکی از کسانی که در کتاب پیمان طالبی از او صحبت شده علی دشتی است. علی دشتی در هر جای دنیا بود به جهت تنوع کار، نفوذ کلام و حضور موثر، کتاب‌ها درباره‌اش نوشته می‌شد. او در حوزه‌های متنوعی از ادبیات گرفته تا سیاست و عقیده فعالیت کرده اما ببینید ما امروز چند کتاب درباره او داریم؟ ما در تمام این سال‌ها یا به دشتی ناسزا گفته‌ایم و او را به جاسوس‌بودن و سایر رذیلت‌ها متهم کرده‌ایم یا اگر طرفدارش بوده‌ایم او را مورد ستایش بی‌حد قرار داده‌ایم. حقیقت این است که نسل جدید شناخت خوبی نسبت به پیشینیان خود ندارد و از این حیث من کار آقای طالبی را ستایش می‌کنم.»

سردبیر سابق روزنامه اعتماد در بخش دیگری از صحبت‌هایش، به جمله‌ای از غزالی «هم رجال و نحن رجال» یعنی «آن‌ها مردانی بودند و ما نیز مردانی هستیم» اشاره کرد و چنین ادامه داد: «ما درعین توجه به گذشتگان خود و تجربیات آنها، باید سعی کنیم تا آنجا که ممکن است از شیفتگی دوری نماییم. حداقل وقتی داریم کتاب می‌نویسیم باید مراقب باشیم شیفته‌ این شخصیت‌ها نشویم و البته از آن طرفش هم نباید از آن‌طرف بام بیفتیم و به تنفر برسیم. برای اینکه مواجهه‌ منتقدانه ما با گذشتگان رنگ‌وبوی شیفتگی یا سبقه تنفر نگیرد، لازم است به خود یادآوری کنیم که ما هم در دوره‌ای زندگی می‌کنیم و بایست فرزند زمان خود باشیم. ما برای اینکه آدم بزرگی شویم، نیازی نیست ایرج افشار یا علی دشتی باشیم‌ ما باید آن خود را پیدا کنیم و حرف خود را بزنیم.»

سایه اقتصادی‌نیا با قالب کتاب «پنج پرتره» یعنی جستار آغاز کرد: «به نظر من نوشته‌های این کتاب را می‌توان جستار خواند؛ چراکه نویسنده سعی می‌کند از دنیای شخصی و فردی خود آغاز کند و سپس به آن دنیای فردی و روند شکل‌گیری جهان‌بینی خود، عمومیت ببخشد و تا خوانندگان هم بتوانند در اثر و دنیای نویسنده سهیم شوند و ادراکات او را درک کنند. نویسنده از تمنیات خود، آمال، آلام و درخواست‌های درونی خود صحبت می‌کند و اغلب لحن نوشتار او حالت خاطره‌گویی پیدا کرده است. او از همین راه خاطرات است که به واکاوی درون خود و عقایدش می‌پردازد.»

نویسنده کتاب «له و علیه ویرایش» در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «یکی از مهم‌ترین نکات آثار این‌چنینی، سطح پژوهش و تحقیقی است که نویسنده، جستار خود را با آن مایه‌ور می‌کند. به‌نظر من جا داشت دایره‌ پژوهش این کتاب گسترده‌تر باشد و این اتفاق می‌توانست نوشته‌ها را عمومی‌تر کند. من در بخش‌هایی دلم می‌خواست اسناد و مدارکی بیش از آنچه در کتاب هست، در متن مربوطه ببینم و تنها به عکس‌های قبلا دیده‌شده و زیرنویس‌های کوتاه در کتاب اکتفا نشود.»

نکته دیگری که اقتصادی‌نیا به آن پرداخت، مساله زنان و سهم آنها در این کتاب بود: «سهمی که به زنان صاحب‌قلم و به‌طور کلی زنان تاثیرگذار ‌ چه در فرهنگ ایران و جهان چه در دنیای شخصی نویسنده ‌ داده شده بسیار سهم عادلانه و درخوری است. من بسیار لذت بردم از اینکه آقای طالبی چقدر شجاعانه و برازنده از زنان تاثیرگذار زندگی‌اش نظیر مادر و همسر صحبت کرده است. بسیار لذت‌بخش و برازنده است که نویسنده به‌راحتی عنوان می‌کند دنیای شخصی‌اش را نوشته‌ای از یک بانوی نویسنده ‌ ناتالیا گینزبورگ ‌ ساخته و می‌گوید: «یکی از تاثیرگذارترین نویسنده‌ها در شکل‌گیری جهان طبع و قلم من یک بانوی نویسنده بوده است.»

پایان‌بخش جشن رونمایی کتاب «پنج پرتره»، سخنرانی گلی اکبر؛ فرزند فهیمه اکبر بود که در این کتاب فصلی به مادر او اختصاص داده شده است. فهیمه اکبر، خواننده و فعال اجتماعی ایرانی در دهه 1320 ایران است. او در ابتدای برنامه اعلام کرد که برای او و خواهر و برادرش بسیار جالب بوده که یک نویسنده جوان بعد از این همه سال که از مرگ فهیمه اکبر می‌گذرد، به شخصیت این بانوی هنرمند تاریخ ایران پرداخته است.

گلی اکبر درمورد شخصیت فهیمه اکبر و کتاب «پنج پرتره» بیان کرد: «مادرم نه‌تنها عاشق پدرم بودند، بلکه عاشق تمام آب و خاک و سرزمین گیلان شدند و زبان گیلکی را که یکی از زبان‌های قدیمی ایران است، خیلی زود و خوب آموختند. با اینکه مادرم به پنج زبان (آلمانی، روسی، فرانسه و انگلیسی) می‌خواندند، می‌نوشتند و صحبت می‌کردند، ولی همیشه اشعار گیلکی برایشان در ردیف اول بود. آقای طالبی این پرتره را تقدیم کردند به همسرشان. و در کتاب‌شان می‌نویسند: «تقدیم می‌شود به همسرم زینب که با صدای فهمیمه اکبر می‌گریست.» من می‌خواهم به ایشان بگویم که نوشته‌های ایشان به قدری پراحساس بود و به قدری لطیف نوشته شده بود که من وقتی این قسمت را می‌خواندم اشک‌هایم سرازیر بودند. چقدر زیباست که یک جوان بعد از این‌همه سال با یک صدای دیرینه این‌طور تحت‌تاثیر قرار گرفته است. کتاب «پنج پرتره» مانند آوای مهمی است که صداهای خفته بخشی از فرهنگ و تاریخ ایران را بیدار می‌کند و ماندگار می‌سازد.»

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...