رازهای جنگ دوم جهانی | آرمان ملی


«بلچلی پارک» [The secret life of Bletchley Park] [اثر سینکلر مک‌کی Sinclair McKay] بخشی از تاریخ جنگ دوم جهانی است: کتاب در 29 فصل به ارائه توضیحات بسیار مبسوطی در خصوص چگونگی رمزگشایی پیام‌های ارتش آلمان طی جنگ جهانی دوم می‌پردازد. درواقع عنوان کتاب از نام مرکزی گرفته شده که با هدف گشودن رمزهای این پیام‌ها در پنجاه کیلومتری شمال لندن اداره شده و افراد بسیاری از جمله دختران خانواده‌های اشراف بریتانیا، کارگران کارخانه‌ها، دانشجویان دانشگاه‌های طراز اول و زنان نیروی هوایی در کنار نخبگان و استادان بریتانیایی در این مرکز با یکدیگر همکاری داشته‌اند.

بلچلی پارک» [The secret life of Bletchley Park] [ سینکلر مک‌کی Sinclair McKay]

هر پیامی که استراق سمع می‌شده یا هر سیگنالی که از هر کاپیتان، فرمانده لشکر، کشتی جنگی یا زیردریایی آلمان ارسال می‌شده به صورت حروف بی‌ربط و درهم‌ریخته رمزگذاری و در گروه‌های چهارتایی یا پنج‌تایی از طریق امواج رادیویی فرستاده می‌شده است. این پیام‌ها به وسیله ایستگاه‌های شنود سواحل بریتانیا جمع‌‌آوری شده و در اسرع وقت به بلچلی پارک منتقل می‌شده تا مغزهای قدرتمندی که در آنجا با یکدیگر همکاری داشتند، با استفاده از تکنولوژی رمزگشایی این پیام‌ها را بگشایند.

نویسنده در فصول ابتدایی کتاب به کلیات موضوع و توصیف محل این رویداد پرداخته است. خواننده در همین فصول می‌تواند اطلاعاتی نیز درباره ابزار و سیستم چگونگی رمزگشایی پیام‌ها به دست بیاورد. هر فصل علاوه بر شماره با جمله‌ای عنوان‌بندی شده که مأموریت آن فصل را به خوبی برای مخاطب مشخص کرده است. عناوین چون «1939: سالی که ناممکن ممکن می‌شود»، «1940: دستگاه‌های بمب»، «1941: بلچلی و چرچیل» و «1943: خطرات حرف‌های نسنجیده» از جمله همین عناوین هستند. در فصل آخر نیز تصاویری از افراد، جلسات و گوشه‌وکنار ساختمان و محوطه بلچلی پارک به همراه توضیحات تکمیلی در اختیار خواننده قرار داده شده است.

در فصول ابتدای کتاب خواننده می‌تواند با ابزار رمزگشایی در بلچلی پارک آشنایی پیدا کند. به نظر می‌رسد مهم‌ترین این وسایل «انیگما» باشد. دستگاهی جمع‌وجور، خوش‌طرح و چیزی شبیه ماشین تحریر چراغ‌دار که بخش‌های مختلف ارتش از آن استفاده می‌کردند. این دستگاه میلیون‌ها ترکیب از حروف الفبا را می‌ساخته تا محرمانه‌ترین ارتباطات آلمانی‌ها را پوشش دهد و براساس اطلاعات این کتاب، مردان و زنان به‌کارگرفته‌شده در این مرکز، وظیفه رمزگشایی از پیام‌های آن را داشته‌اند.

اما چیزی که باعث شده این کتاب 400 صفحه‌ای با این حجم اطلاعات سیاسی و نظامی تا اندازه‌ای برای افرادی که چندان نیز به این‌گونه اطلاعات علاقه‌مند نیستند نیز جالب به نظر بیاید، اشاره به روحیات و روابط انسانیِ افرادی است که چند سال در این مرکز در کنار یکدیگر به کار و زندگی مشغول بوده‌اند. جوان‌بودن اکثر سربازان وظیفه تأثیر عمیقی بر حال‌وهوای این تشکیلات داشته و نویسنده به خوبی توانسته جدیت، انرژی، وظیفه‌شناسی و تعهد آمیخته به شادابی و سرزندگی آنان به‌ویژه در اوقات فراغت‌شان را به رشته تحریر درآورد. مخاطب با مطالعه این کتاب به‌خوبی متوجه این موضوع می‌شود که بیشتر ساکنان بلچلی پارک از طبقه متوسطی بوده‌اند که حضورشان در آن مرکز به‌جای ایجاد وقفه در تحصیل‌شان به‌نوعی کسب تجربه خاص دانشگاهی تبدیل شده است. از سوی دیگر خیلی از همین افراد پس از آشنایی در این محیط با یکدیگر ازدواج کرده‌اند.

شاید به همین دلیل که این افراد بیشتر از گروه باهوش طبقه متوسط جامعه بوده‌اند. وینستون چرچیل، بزرگ‌ترین حامی و مشوق بلچلی پارک، کارکنان این مرکز را به غازهایی تشبیه کرده که بی‌سروصدا تخم طلا می‌گذاشتند. به‌نظر می‌رسد درواقع کتاب از آن دسته مواردی است که با قلمی روان و به دور از پیچیدگی‌ها و عبارات و اصطلاحات تخصصی، چگونگی رمزگشایی پیام‌ها در زمان جنگ جهانی دوم را توضیح می‌دهد.

در فصول پایانی کتاب، خواننده درمی‌یابد که این محل هم‌اکنون به موزه‌ای شگفت‌انگیز تبدیل شده و سالانه حدود 200 هزار نفر از آن بازدید می‌کنند. بدون تردید آلونک‌های بازسازی‌شده، نمایش طرز کار انیگما، دستگاه‌های کلاسوس و بمب و... برای خواننده امروزی که اغلب با کامپیوتر آشنایی دارند خالی از لطف نیست.

در میان انبوه اطلاعات تخصصی و نظامی کتاب، نویسنده با گنجاندن نقل قول‌ها و خاطرات ساکنان بلچلی پارک از روزگار سکونت و زندگی در آن مرکز، توانسته به خوبی جاذبه و کشش لازم برای پیگیری فصول و کشاندن خواننده تا پایان کتاب را ایجاد کند. فصولی چون «اتاق‌های یخ و توالت‌های توی حیاط»، «گنجشک‌ها و چکاوک‌ها»، «زندگی هنری در بلچلی پارک» و «خوراکی و نوشیدنی و چای زیاد» از جمله همین فصول هستند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...