زندگی­نامه حاج محمد و حاج حسین­ آقا نخجوانی، مشاهیر معاصر آذربایجان با قلم صادق حجتی در قالب «شخصیت ­های مانا» منتشر شد.

حاج محمد و حاج حسین­ آقا نخجوانی صادق حجتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مجموعه پژوهشی «شخصیت‌های مانا» با هدف ارائه الگوهای موفق، به زندگی شخصیت‌های نیک‌نامی می‌پردازد که در عرصه دانش، فرهنگ، سیاست و اجتماع در ایران معاصر زیسته و درگذشته‌اند.

این مجموعه که برای عموم مخاطبان بویژه جوانان و دانشگاهیان تهیه شده برآیند احساس ضرورتی است که در پهنه ارائه آثار دقیق و مستند از زندگانی افراد تأثیرگذار پدید آمده‌است. از این رو پژوهشگران دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری که تجربه‌ای در شرح حال‌نویسی داشتند، گروهی را با عنوان شخصیت‌های مانا تشکیل دادند.

این گروه یکصد تن از شخصیت‌های مشهور یا کم‌آوازه معاصر را برگزید تا در مجموعه‌ای به شرح احوال، فعالیت‌ها، آرا و اندیشه‌ها، آثار و دیگر تکاپوهای زندگی شخصیت‌های مورد نظر پرداخته، آنان را به شیوه محققانه، علمی و مستند، در حدود یکصد صفحه، به مخاطبان معرفی کنند.

دو شخصیت برجسته فرهنگی، حاج محمد و حاج حسین‌آقا نخجوانی در طول حیات پربرکت خود منشأ و مصدر بسیاری خدمات و آثار علمی ارزشمند بوده‌اند. برادران نخجوانی از کتاب‌شناسان فاضل، ادیبان و نویسندگان توانا و مترجمان خوش‌ذوق و قریحه‌اند و آثار قلمی ارزنده‌ای از خود به یادگار گذاشته‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...