کتاب «خانه‌های تاریخ؛ خوانشی انتقادی از تاریخ و نظریه در سده بیستم» [The houses of history : a critical reader in history and theory] نوشته آنا گرین [Green, Anna] و کاتلین تروپ [Troup, Kathleen] با ترجمه بهزاد کریمی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

خانه‌های تاریخ؛ خوانشی انتقادی از تاریخ و نظریه در سده بیستم» [The houses of history : a critical reader in history and theory, ]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۱۹۹۹ منتشر، و ترجمه پیش‌رو از آن، از روی نسخه سال ۲۰۱۶ انجام شده است.

نویسندگان این‌کتاب می‌گویند فکر نوشتن آن، مربوط به درس مقدماتی «نظریه و تاریخ» در دانشگاه است و خواسته‌اند با نوشتن این‌اثر، دانشجویان را با نظریه‌های پسِ پشت انواع نگارش تاریخی آشنا کند. آن‌ها اظهار امیدواری کرده‌اند با این‌رویکرد دانشجویان با رهیافتی انتقادی دست به مطالعه بزنند و درباره کنش تاریخی‌شان تامل کنند. همچنین امیدوار بوده‌اند با انتشار این‌کتاب، مثال‌های برانگیزاننده‌ای را از مکاتب مختلف تاریخی فراهم آورده باشند.

با رویکردی که به آن اشاره شد، آنا گرین و کاتلین تروپ تلاش کرده‌اند بر آن‌دسته از مکاتب اندیشه تاریخی تمرکز کنیم که در قرن بیستم، بیشترین تاثیر را بر حرفه تاریخی گذاشته‌اند. البته این‌تصمیم تا حدودی به محدودیت‌های ناگزیر متن دانشگاهی و تا حدی هم به باور نویسندگان کتاب برمی‌گردد که معتقدند این‌مکاتب بیشترین نسبت را با دانشجویان معاصر دارند. به این‌ترتیب،

«خانه‌های تاریخ» در واقع، مروری بر نظریه‌هایی است که در سده‌ گذشته به مورخان یاری رسانده‌اند. نویسندگان کتاب می‌گویند با وجود این‌که تاریخ‌پژوهان سنتی از کاربست نظریه پرهیز داشته‌ و بر این باور بوده‌اند که نظریه موجب انقطاع روایت‌های تاریخی می‌شود، این کتاب نشان می‌دهد حتی سرسخت‌ترین مخالفان نظریه هم، گریزی از آن ندارند.

نویسندگان کتاب «خانه‌های تاریخ»، به ترتیب تاریخ و با استفاده از منابع شناخته‌شده، نظریه‌های تاریخی را از تجربه‌گرایی گرفته تا انواع و اقسام رویکردهای پست‌مدرن بررسی کرده‌اند.

کتاب پیش‌رو ۱۲ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «تجربه‌گرایان»، «مورخان مارکسیست»، «فروید و روان‌تاریخ»، «مکتب آنال»،‌ «جامعه‌شناسی تاریخی»، «تاریخ کمّی»، «انسان‌شناسی و قوم مورخان»، «مسئله روایت»، «تاریخ شفاهی»، «جنسیت و تاریخ»، «چشم‌اندازهای پسااستعماری» و «چالش پساساختارگرایی/پست‌مدرنیسم».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

با وجود آن‌که امروزه بیشتر ادبیات علمی بومی‌محور شده است، اما این‌مناقشه هم‌چنان پا برجاست که آیا صدای بومیان آمریکا واقعا در پژوهش‌های تاریخی شنیده است؟ آر. دیوید ادموندز می‌گوید زمانی که مورخان تاریخ بومیان آمریکا ساکن در دشت‌ها را در ۱۸۳۳ بررسی می‌کنند، بر رویدادهایی هم‌چون «جنگ‌های بین‌قبیله‌ای، تجارت خز و همه‌گیری وبا» متمرکز می‌شوند. اما «تقویم‌های مصور ثبت‌شده از سوی قبایل ساکن دشت‌های بزرگ در ۱۸۳۳ عمدتا بر رویداد تماشایی بارش شهابی تمرکز دارد... و دشت‌نشینان این زمان را به‌عنوان زمستانی که در آن ستارگان فرو ریختند، به یاد می‌آورند.» شاید همین تداوم مسئله تفاوت چشم‌انداز به معنای تضاد نگرش بومیان و بیگانگان بود که به توسعه تاریخ‌نگاری پسااستعماری انجامید.

این‌کتاب با ۴۵۶ صفحه، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۱۴۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...