نشست نقد و بررسی رمان «مرا با خودت ببر» با حضور حجت الاسلام و المسلمین مظفر سالاری نویسنده اثر، سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه، بهمن براتی کارشناس‌ارشد تاریخ به عنوان دبیر نشست و جمعی از علاقه‌مندان در فروشگاه مرکزی کتاب و محصولات فرهنگی به‌نشر شامگاه گذشته ۱۲ تیرماه در مشهد برگزار شد.

مرا با خودت ببر مظفر سالاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، سعید طاووسی مسرور، پژوهشگر تاریخ و استاد دانشگاه در این نشست گفت: کتاب«مرا با خودت ببر» روایت نابی است از اثر مرحوم شیخ کلینی به نام کافی که به صورت داستان گسترش یافته است و همین موضوع را می‌توان یکی از نکات مثبت این کتاب بشمار آورد.

وی اظهار کرد: نوشتن رمان دینی در حوزه اهل بیت(ع) کار دشواری است، زیرا اولاً هم ضوابط شرعی وجود دارد و ثانیاً ائمه متعلق به همه هستند و به همین جهت همه افراد حساسیت خاصی نسبت به این بزرگواران دارند و بر همین اساس کار نوشتن در این حوزه را سخت می‌کند و این در حالی است که ما می‌توانیم به موضوعات دیگری بپردازیم که هیچکس نسبت به آن حساسیت نداشته باشد.

طاووسی مسرور عنوان کرد: ما با خواندن تاریخ این موضوع به ذهنمان نمی‌رسد که راجع به ائمه بنویسیم و افرادی هستند که شاید گاهی ما را از این کار منع می‌کنند، چه بسا از این جهت که احساس می‌کنند طبعاتی به همراه خواهد داشت و برخی‌ ترجیح می‌دهند که موضوعات دیگری را برای نوشتن انتخاب کنند.

این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: رمان دینی نباید اینگونه باشد که کتابی از زبان معصومین(ع) نوشته شود و از طرفی هم نباید اینگونه باشد که چیزی در این حوزه نوشته نشود. این در حالی است که باید به نویسندگان اجازه داده شود که در این حوزه بنویسند و آثارشان مورد نقد و بررسی قرار گیرد و با این کار اجازه دهند که این مسیر رشد کند.

طاووسی مسرور اظهار کرد: چرا فکر می‌کنید که مطلب جذاب و داستان قابل تبدیل به رمان در منابع ما وجود ندارد؟ معمولاً کتاب‌های چاپی که در دسترس همه ماست مطالب زیادی راجع به پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) دارد که کمتر شنیده شده و می‌توانند موضوعات جذابی برای نوشتن یک کتاب باشند و نویسندگان می‌توانند این مطالب را تبدیل به رمان و مجموعه داستان کنند و جناب سالاری دقیقاً همین کار را انجام دادند و در حقیقت این روایتی که ایشان در کتاب «مرا با خودت ببر» به آن اشاره کرده‌اند، روایتی نیست که از خودشان نوشته باشند بلکه روایتی است که از کتاب کافی مرحوم شیخ کلینی پیدا و آن را به رمانی فاخر تبدیل کرده است.

مولف مطالعه دقیق تاریخی داشته است
وی خاطرنشان کرد: در واقع مطالب بسیار زیادی برای امام هادی(ع)، امام جواد(ع)، امام سجاد(ع) وجود دارد که نویسندگان ما می‌توانند آن‌ها را پیدا و داستان‌های فاخری را خلق کنند و این دقیقا همان کاری است که آقای سالاری برای این کتاب خود انجام دادند و به واقع باید گفت که کتابی است بسیار خواندنی.

این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: رمان به فهرست منابع و پاورقی نیازی ندارد و این کتاب نیز این قاعده را رعایت کرده است اما طرح پشت جلد کتاب مناسب این کتاب نیست و خواننده را ترغیب به خواندن این کتاب نمی‌کند که این موضوع مربوط به ناشری است که این کتاب را چاپ کرده است و نویسنده هیچگونه دخل و تصرفی در آن ندارد.

طاووسی مسرور اظهار کرد: در مورد اسامی که در این کتاب آورده شده و همچنین دیگر نویسندگان نیز در کتب خود می‌آورند نیز باید بگویم که برخی از نویسندگان اسامی را می‌آورند که در داستان جذاب هستند اما در آن دوره‌های تاریخی وجود نداشته است.

وی خاطرنشان کرد: نکته خوبی که می‌توان در این کتاب به آن اشاره کرد این است که فضای آن دوره به خوبی نشان داده شده و این امر حاکی از آن است که مولف مطالعه دقیق تاریخی داشته است اما از طرفی یک سری صحبت‌هایی در این کتاب آورده شده که از زبان شخصیت‌ها بیان شده که در حقیقت این صحبت‌ها می‌تواند کذب باشد اما خواننده گمان می‌کند که این گفتارها واقعیت دارد ‌و به همین جهت شبهاتی را در ذهن خواننده ایجاد می‌کند.

این پژوهشگر تاریخ بیان کرد: از نکات خوب دیگر این کتاب می‌توان به این موضوع اشاره کرد که در دوره عباسی برچسب‌هایی بر روی افراد زده می‌شد و آقای سالاری نیز در کتاب خود به این برچسب‌ها به خوبی اشاره کرده‌اند که به نوعی می‌توان از نکات برجسته این کتاب بشمار آورد.

طاووسی مسرور تصریح کرد: در پایان هم باید بگویم که به‌نشر با وجود اینکه کارهای مختلفی انجام می‌دهد اما باید در حوزه کتب دینی ورود جدی‌تری داشته باشد و در همین راستا نیز باید از ظرفیت گروه تاریخ دانشگاه فردوسی در این حوزه استفاده شود.

«مرا با خودت ببر» زندگی امام جواد(ع) را به تصویر می‌کشد
حجت‌الاسلام والمسلمین مظفر سالاری، نوسنده کتاب «مرا با خودت ببر» نیز در این نشست گفت: این کتاب داستانی از زندگی جوادالائمه است و درونمایه این کار این است که امام آگاهی دارد و به تمام کارهای افرادی که اطراف ایشان هستند اشراف کامل دارند.

وی عنوان کرد: در حقیقت داستان نوشتن کار بسیار سختی است به ویژه اگر مضمون دینی داشته باشد و ویژه‌تر اینکه راجع به ائمه(ع) باشد و بخواهیم افراد را جذب این نوع داستان‌ها کنیم که جز با توسل و ساحت خودشان نمی‌توان این کار را انجام داد.

نویسنده کتاب«مرا با خودت ببر» بیان کرد: انسان بالاترین سعادتی را نمی‌تواند پیدا کند که به قرآن و اهل بیت(ع) خدمت کند و امیدواریم این‌ها را با غرور خود، نابود نکنیم و ان‌شاءالله که خودشان هم به ما کمک کنند و بتوانیم آثار زیادی را در این حوزه تولید کنیم و جزو بهترین تولیدات ملی ما بشمار آید.

وی ادامه داد: یکی از مشکلاتی که ما با آن مواجه هستیم ترجمه کارهای مبتذل و نامناسب است که همین آثار گسست فرهنگی را در بین جامعه ما ایجاد می‌کند.

سالاری خاطرنشان کرد: در واقع ما باید آثاری را به رشته تحریر در آوریم که متناسب با سبک زندگی و باورهایمان باشد و ما همواره باید به سمت نوشتن کتاب با این مضامین پیش رویم. باعث افتخار من است که دو کتاب من در انتشارات به‌نشر به چاپ رسیده است.

وی با اشاره به عامل مهمی که ایشان را به نوشتن چنین کتابی واداشت اظهار کرد: یکی از کارهایی که باعث شد این کتاب را بنویسم این بود که در‌ نمایشگاه کتاب، دوست عزیزی به من پیشنهاد داد که کتابی در مورد دردانه امام رضا(ع) بنویسم و این در حالی بود که من سوژه‌ای را در این راستا داشتم و تشویق شدم که این سوژه را گسترش دهم و در نهایت نیز این کتاب را بنویسم. امیدوارم که خداوند توفیق خدمت به قرآن و ساحت اهل بیت(ع) را به ما عنایت بفرماید.

شخصیت شناسی شیعیان، مهم‌ترین خلاء در عرصه ادبیات داستانی است
امید حسینی‌نژاد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر نیز در پایان این نشست اظهار کرد: کتاب «مرا با خودت ببر» تاریخ به روایت رمان است. کار ساده‌ای نیست که مستندات تاریخی را با بیانی زیبا و جذاب بنویسیم تا مخاطب را تا پایان کتاب همراه کنیم و مخاطب مشتاق باشد تا پایان کتاب را بخواند و به واقع باید بگویم که از فضاسازی بسیار خوبی برخوردار است و توانسته است این کار سخت را به خوبی برای مخاطب ترسیم کند و به نوعی در این کتاب نیز می‌توان رد پایی از اعتقادات نویسنده را هم مشاهده کرد.
حسینی‌نژاد خاطرنشان کرد: مراوداتی که میان شیعیان و اهل تسنن در این کتاب آمده است نیز کار خوبی است و دقیقا همین موضوع را می‌توان در کتاب رویای نیمه شب هم شاهد بود و در حقیقت فضای این مراودات به خوبی بیان شده است.

وی عنوان کرد: در حقیقت مهم‌ترین خلائی که در عرصه ادبیات داستانی با آن مواجه هستیم شخصیت شناسی شیعیان و به نوعی بزرگان شیعه است. اما در این کتاب این شخصیت شناسی وجود دارد و این در حالی است که اگر این موضوع را در ادبیات داستانی خود بگنجانیم می‌تواند کار بسیار ارزشمندی باشد.

بهمن براتی، دبیر این نشست نیز در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی‌های کتاب «مرا با خودت ببر»، دیدگاهی است که نویسنده به بحث تاریخ دارد و این دیدگاه به نظر من بسیار ارزنده است، زیرا اکثراً تنها تاریخ را روایت می‌کنند اما نویسنده این کتاب، تاریخ را به صورت داستان‌های شیرین روایت می‌کند و جزئیات دقیقی را هم در کتاب خود رعایت کرده است.

وی عنوان کرد: از حق نباید گذشت که روایت کردن تاریخ به صورت داستان‌های دلنشین کار سختی است، زیرا اکثراً تاریخ را به صورت کتب درسی روایت می‌کنند اما جناب سالاری تاریخ را به صورت داستان‌های عاشقانه و.... روایت می‌کنند. به نوعی ایشان از عناصری چون سیاست، اقتصاد، روابط اجتماعی بین افراد مختلف استفاده و این عناصر را در بحث حاکمیت عباسی به زیبایی آورده‌اند.

براتی اظهار کرد: در کتاب «دعبل و زلفا» به بحث تاریخی، روابط میان افراد و عناصر داستانی به شدت دقت شده بود و امروز هم کتاب «مرا با خودت ببر» از این قاعده مستثنی نیست و از تمام این ویژگی‌ها برخوردار است.

در پایان خاطرنشان می‌شود کتاب «مرا با خودت ببر» در قالب رمان به نویسندگی مظفر سالاری و با طراحی گرافیکی مهدی بادیه پیما در ۲۴۵ صفحه قطع رقعی در مجموع ۱۴۰۰۰ نسخه با قیمت ۶۰ هزارتومان توسط به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...