«مهباد دختر کردستان» تازه‌ترین اثر منیرالسادات موسوی است؛ بانوی نویسنده‌ای که پیش از این دو کتاب از وی در انتشارات نیستان منتشر شده است.

مهباد دختر کردستان منیرالسادات موسوی

به گزارش خبرگزاری فارس، پیش از این دو کتاب «عشق بدون مرز» و «زنبق‌های عاشق» از منیرالسادات موسوی در انتشارات نیستان منتشر شده است.

موسوی در این کتاب داستانی را در روزهای پرآشوب منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی روایت می‌کند؛ روایتی عاشقانه و پرهیجان از دل روزهای پر تب و تاب دانشگاه تهران در بحبوحه سال‌های پایانی حکومت پهلوی. دختر جوانی که در رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران درس می‌خواند و به وضوح با بسیاری از هم‌دوره‌ای‌های خود متفاوت است.

دختر خانواده‌ای شیرازی دارد و وضع مالی نسبتا خوب؛ در زمره دانشجویان مسلمان و مقید است و بسیاری از آداب دانشجویی در زمانه خودش را به خوبی ادا می‌کند، اهل کو‌ه‌نوردی است و مطالعه و موضوعاتی از این دست. داستان کتاب از مواجهه عجیب پسر جوانی با نام شوان با وی آغاز می‌شود. پسری که مدعی است مدت‌هاست او را تحت نظر دارد و در همان مواجهه اولش از او خواستگاری می‌کند. شوان اهل کردستان است و گرفتار یک درگیری درازدامن قومی و قبیله‌ای. دختر پیشنهاد ازدواج شوان را می‌پذیرد و همین مساله او را وارد یک ماجرای پرتعلیق و طولانی می‌کند.

منیرالسادات موسوی نویسنده‌ای پرکار و حرفه‌ای است. سال‌های فعالیت ادبی در حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و تحصیل در رشته تاریخ به او کمک کرده است که بتواند به خوبی از عهده روایت داستانی تاریخی برآید. روایتی که هم وفادار به جزییات حوادث تاریخی در زمان رخداد آن است و مشخصات یک داستان با تمام فراز و فرودهای لازم برایش را داراست.

موسوی در زمره داستان‌نویسانی است که ساده می‌نویسد، اما در سطر به سطر داستانش تعلیقی را به جان مخاطب وارد می‌کند که او را آشکارا ناچار از ادامه دادن و دل‌سپردن به متن داستان می‌کند. داستان بلند مهباد نیز از این ویژگی مستثنی نیست و در کنار آن ظرافت‌های قابل تاملی در راستای پیوند سنت‌های کلامی و زیستی مردمان منطقه کردستان و جنوب ایران را در دل خود به همراه دارد.

با چنین پشتوانه‌ای داستان بلند «مهباد دختر کردستان» یک اثر داستانی قابل اعتنا و خواندنی برای تمام علاقه‌مندان به آثار داستانی تاریخی ایرانی است که از داستان چیزی بیشتر از قصه و از تاریخ چیزی بیشتر از بیان مطول حوادث را انتظار دارند.

کتاب نیستان رمان ایرانی «مهباد دختر کردستان» را در ۷۰۶ صفحه و قیمت ۱۵۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...