کتاب «صد سال نویسندگی در تهران» با پژوهش و تالیف میلاد حسینی منتشر شد.

صد سال نویسندگی در تهران میلاد حسینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۴۵ صفحه (قطع خشتی) با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۵۷ هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

در معرفی «صد سال نویسندگی در تهران» توسط ناشر آمده است: «این کتاب صد تک‌نگاری در باب صد نویسنده شهر تهران است و در فصل‌های کوتاه نگاهی گذرا انداخته به صد نویسنده که در شاخه‌های مختلف از جمله داستان، نقد، متون نمایشی و ... تاثیرگذار بوده‌اند.

تهران!

احتمالا اولین چیزی که با شنیدن کلمه «تهران» به ذهن هر کسی متبادر می‌شود، مکانی است که مرکزیت ایران را بر دوش دارد. بیش از ۲۰۰ سال است که تهران پایتخت ایران است؛ مرکزی مهم با فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... . اما اگر از این دسته‌بندی‌های جغرافیایی و حکومتی بگذریم باید اذعان کنیم که پایتخت و زیست در پایتخت تاثیر مستقیم و عمیقی بر ادبیات هر کشوری دارد.
کتاب «صد سال نویسندگی در تهران» نمایشی است از همین اهمیت. در این اثر شما با صد تک‌نگاری در بابِ صد نویسندۀ شهر تهران مواجه خواهید بود.

حسینی در مقدمه این کتاب می‌نویسد: «این گزارش‌ها صد تک‌نگاری از صد نویسنده تهران است و همین عدد صد محدودیت‌ها و دشواری‌هایی بر کار افزود و طبیعتا نام چهره‌هایی در این فهرست غایب است. این کتاب دایره‌المعارف نویسندگان نیست، که اگر بود هم فرم مدخل‌ها باید طور دیگر می‌بود و هم عددش بسیار بالاتر از صد می‌رفت. صرفا گزارشی از احوالات و آثار و زمانه آدم‌هایی است که باعث تثبیت مرکزیت ادبی و زبانی شهر تهران شده‌اند و ترتیبش بر اساس سال تولد و زمانه زیستن است و می‌توان سیری تاریخی را در آن دنبال کرد.»

«صد سال نویسندگی در تهران» با نام محمدعلی فروغی آغاز می‌شود و در پایان به نویسندگان جوان امروز می‌رسد. تنوع نام‌ها (که تنوع نگاه و سبک و سیاق نویسندگی را با خود همراه دارد) از ویژگی‌های این کتاب است. هم نام محمدعلی جمال‌زاده در این اثر دیده می‌شود هم شاهرخ مسکوب. هم رجبعلی اعتمادی در این کتاب سهمی دارد هم هوشنگ مرادی کرمانی. هم با کارنامه بهرام بیضایی سروکار داریم هم توران میرهادی و در کنار نام نویسندگان پیشکسوتی چون محمود دولت‌آبادی نام نویسندگان نسل‌های بعد هم دیده می‌شود. همچنین نام برخی چهره‌های مطرح شعر ایران همچون احمد شاملو، سیمین بهبهانی و محمدرضا شفیعی کدکنی در این کتاب به چشم می‌خورد.

در ادامه بخشی از کتاب صد سال نویسندگی در تهران را می‌خوانید که به ابراهیم گلستان اختصاص دارد:

«ابراهیم گلستان نمونه‌ای عجیب در فرهنگ و هنر ایران است. او در هر حوزه‌ای وارد شده به بالاترین درجاتش رسیده و امروزه با جدیت می‌توان گفت او یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین نویسنده‌های ادبیات ایران است که نثری منحصربه‌فرد و دقتی بالا در جزئیات روایی داشت. او ساکن محله دروس بود. زمانی که به آن‌جا رفت، همه محله بیابان بود و دروس جایی بود دور از شهر. گلستان خودش خانه‌ای در آن‌جا می‌سازد و پر و بالش می‌دهد. دامنه فعالیت‌های او بسیار گسترده است و با وجود این‌که سال‌هاست اثری داستانی منتشر نکرده و فیلمی سینمایی نساخته، کماکان چهره‌ای مهم است که همیشه می‌شود درباره‌اش حرف زد. گلستانِ روشنفکر، گلستان کارگردان، گلستان داستان‌نویس، گلستان ِ مترجم، گلستانِ روزنامه‌نگار و گلستانِ نفت و آبادان.... او در سال ۱۳۰۱ در شیراز به دنیا آمد و در کودکی هم‌بازی سیمین دانشور بود و دهه‌ها بعد نامه به سیمین را نوشت....»

صد سال نویسندگی در تهران یکی از عنوان‌های مجموعه کتاب‌های سده است. مجموعه کتاب‌های سده شامل این عنوان‌هاست است: صد سال نقاشی در تهران، صد سال شاعری در تهران، صد سال نویسندگی در تهران، صد سال عکاسی مناظر شهری در تهران، صد سال کارتون و کاریکاتور در تهران و صد سال گرافیک در تهران.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...